
در زمان وقوع کودتای ۲۸ مرداد، ۱۰ ساله بودم. پدرم جزو علمایی بود که اعلامیه علمای دینی را در تأیید ملی شدن صنعت نفت امضاء کرده بود. به خاطر دارم که پدرم دلِ خوشی از انگلیسیها، آمریکائیها و روسها نداشت و بهطور مداوم در باره توطئههای آنها علیه ایران صحبت میکردند. ایشان مکرر میگفتند که مصدق چون نتوانست اداره و تولید صنعت نفت را مدیریت کند، زمین خورد. اغلب علمای روحانی دراینباره نظرشان یکی بود، ولی از شرایط پس از مرحوم دکتر مصدق نیز رضایت نداشتند.
البته من هم فکر میکنم مرحوم دکتر مصدق در فرآیند ملی و اجتماعی کشور به بنبست رسید و این بنبست منجر به سقوط ایشان شد، مانند امروزه که سیستم آمریکا به علت اطاعت از لابی صهیونیستی به بنبست رسیده است.
مرحوم مصدق برای انحلال مجلسی که در زمان نخستوزیری خود ایشان (دوره هفدهم) انتخاب شده بود، به همهپرسی روی آورد و رفراندوم در مرداد ماه ۱۳۳۲ برگزار شد. در زمان همهپرسی میدانستیم عدهای از طرفداران حزب توده در محله ما در دروازه نو و بازار اصفهان و اطراف آن حاضر هستند و میخواهند کشور به بنبست سیاسی کشانده شود و روش کمک آنها به گفته مصدق اینگونه بود که جای رأیهای موافق و مخالف را جداگانه و در روزهای متفاوت تعیین کرده بودند، مکان رأی موافق را در میدان نقش جهان و رأیهای مخالف را در نزدیک محله ما (میدان شهدای امروز) قرار داده بودند. البته نتیجه این تفکیک کاملاً معلوم بود که مخالفین را شناسایی کنند. در نتیجه تودهایها و مصدقیها به مخالفین اهانت میکردند و به این روش رفراندوم برنده شد و مجلس نیز منحل شد. به این ترتیب کار ملی شدن نفت و دموکراسی از ریشه خراب و شاه برای عزل مصدق و صدور حکم نخستوزیری فضلالله زاهدی آماده شد.
از زمان انحلال مجلس دو هفته طول کشید تا دست شاه باز شد؛ لذا شاه و آمریکاییها با مخالفین داخلی همدست شدند و میگفتند که در غیاب مجلس، شاه میتواند نخستوزیر را عزل کند و شد آنچه نباید میشد؛ این خود یک بنبست بود.
مصدق انسانی سالم، ساده و وطنپرست بود، اما مسائل را بهجای اینکه از دید منافع ملی درازمدت حل کند، میخواست از راه حقوقی حل کند و مدام وارد جزئیات حقوقی میشد.
یکی از نتایج ناآگاهی از شرایط بینالمللی نفت این بود که در قضیه ملی شدن نفت، سهم ایران در شرکت نفت ایران، انگلیس و شرکتهای تابعه لوطیخور شد و در مذاکرات زمان مصدق و چه بعد از کودتا، سهم نفت ما که حداقل ۱۶ درصد در شرکتهای تابعه بود که شامل نفتکشها و پالایشگاههای BP در کشورهای مختلف و از جمله در انگلیس، عدن و آفریقای جنوبی بود، به نفع شریک انگلیسی مصادره شد. برای مثال در نفت عراق، کویت و نفت برمه ۱۶ درصد و در تمام شرکتهای نفتی که انگلیس برپا کرده بود، ما سهم ۱۶ درصدی داشتیم. در این بین از ما خسارت ملی شدن را بر اساس قواعد بانک جهانی آن زمان گرفتند، ولی انگلیسیها میگفتند تأسیسات نفت مثل پالایشگاه آبادان جزء اموال و سرمایهگذاری خارجی ما است و ایران در صورت ملی کردن باید طبق قواعد بینالمللی بهای آن را بپردازد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 4.۶۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 410 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | علی شمس اردکانی |
| ناشر | انتشارات مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۰۶ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |