دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب کتاب پدران اثر میکلوش واموس نشر گروه انتشاراتی ققنوس

کتاب کتاب پدران اثر میکلوش واموس نشر گروه انتشاراتی ققنوس

کتاب متنی
درباره کتاب پدران

جهان جان می‌گیرد. خطوط سبز، با وعدهٔ بهار، همهٔ در و دشت را درمی‌نوردند. جوانه‌های پا در گِل سر برمی‌آورند. غنچه‌های پاک بر سرشاخه‌ها سینه چاک می‌کنند. علف‌های نرم و تازه سرتاسر مرغزار را می‌روبند. بوته‌های تمشک بر بلندای تپه‌ها می‌شکوفند. درختان گردو، با شاخ‌های هنوز برهنه، سربلند که زمستان را تاب آورده‌اند، در آرزوی باران، برگ‌های نو را به سوی آسمان می‌کشند.

خدای را سپاس، در آوریل ۱۷۰۵ به روستای کوس رسیدیم. در آن سال و سال بعد، این روستا پنج بار غارت شد، سه بار به دست دارودستهٔ کروتس از شورشیانِ راکوتسی، دو بار هم به دست لشکریان امپراتور. یک‌سومِ هفتاد و چهار خانهٔ روستا در آتش سوختند یا ویران شدند و یک‌سومِ مردم آن‌جا را در جستجوی سرزمینی آرام‌تر ترک کردند. ساز فرحبخش زندگی آن‌جا ناکوک بود، زمین‌ها بایر ماندند، چهارپایان کم شدند. خودمان را برای گذراندن اولین شب در آن‌جا آماده می‌کردیم که نوه‌ام کورنل به آلمانی از من پرسید: «خانهٔ خودمان بهتر نبود؟» این‌ها کلماتی بودند که ما بعدتر مدام زمزمه کردیم.

داستان باباچاکزر این‌گونه آغاز می‌شد، در پارشمنی که دخترش سوزانا به او داده بود. او به آلمانی، اسلاو، و مجاری مسلط بود، اما فقط به آلمانی می‌نوشت. در بازگشت به مجارستان تصمیم گرفته بود داستان آن روزها را به زبان مادری خود بنویسد، شاید برای این‌که می‌خواست نوه‌اش کورنل وقتی بزرگ شد آن را بخواند. هر سه با گاری از باواریا آمده بودند. وقتی گرد و خاک توطئه‌ای که به نام رهبرش وسِلِنی نامیده می‌شد فرونشست، باباچاکزر و برادرش از آن‌جا گریخته بودند. با این‌که برادران چاکزر هرگونه ارتباطی با توطئه‌گران را به‌شدت انکار می‌کردند، مشتی سند جعلی سرنوشت آن‌ها را رقم زد: تمام املاکشان توقیف شد و اگر شتاب‌زده نمی‌گریختند، سرنوشتی بدتر هم در انتظارشان بود. با خروج از مرز، آن‌ها ناچار شدند مهارت‌هایی مانند کار با دستگاه چاپ و حروفچینی را فرا گیرند و چاپخانه‌ای راه بیندازند، که بعدتر صحافی را نیز به آن اضافه کردند. اتحادیهٔ اصناف تونینگن چاپخانۀ آن‌ها را با نام برادران چاکزر ثبت کرد.

باباچاکزر هیچ‌گاه در سرزمینِ بادخیز و پرباران باواریایی‌های آبجوخور احساس راحتی نمی‌کرد و آن‌ها را به دلایلی ناشناخته در مرگ مشکوک اعضای خانوادهٔ خود مقصر می‌دانست. بنابراین، تعجب‌آور نبود به محض این‌که از فرمان شاهزاده پریموس خبردار شد، شتابان تا خود چاپخانه دوید و روی پله‌های ورودی کارگاه به برادرش، که سرگرم کار بر روی شیرازه‌ها بود، فریادگونه گفت: «باید بار و بندیل سفر را ببندیم!» و هیجان‌زده به کپی مچاله‌شدهٔ ماهنامهٔ مجار اشاره کرد. متن لاتین اعلام کرده بود که بازگشت به روستا‌های متروک مجارستان بدون هیچ غرامتی آزاد است.

سخنان من نتوانست برادرم را برای بازگشت به خانه ترغیب کند. او آسایش تونینگن را، که به‌تازگی اما با زحمت به دست آمده بود، ترجیح داد و تصمیم گرفت حرفهٔ چاپ و صحافی را ادامه دهد. از آن زمان، هیچ خبری از او نداریم. سوزانا نگران وضعیت کورنل کوچولوی چهارساله است زیرا در این ایام پرادبار از کمبود شدید غذا، گوشت و حتی تخم‌مرغ رنج می‌برد.

از مسیری پرپیچ و خم آمدند و در حاشیهٔ روستای کوس در خانه‌ای ویلایی اتاقی بنا کردند. باباچاکزر بلافاصله در ته باغ نزدیک بوته‌های گل سرخ گودالی کند و پول خود را در آن پنهان کرد، و بسیار مراقب بود دختر و نوه‌اش از جای آن بو نبرند. فقط ویلهلم، مستخدمی که با خود از تونینگن آورده بودند و در کندن گودال به او کمک کرده بود، از جای آن خبر داشت.

به ویلهلم گفت: «?Wilhelm, du muβt das nie erzählen, verstehst du mich» و با کشیدن سرانگشتانش دورتادور گردنش خیلی واضح و آشکار او را تهدید کرد.

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
3.۴۱ کیلوبایت
تعداد صفحات
479 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهمیکلوش واموس
مترجمسهراب طاووسی
ناشرگروه انتشاراتی ققنوس
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
قیمت ارزی
6 دلار
قیمت چاپی
750,000 تومان
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
٪50
350,000
175,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
کتاب پدران
میکلوش واموس
سهراب طاووسی
گروه انتشاراتی ققنوس
منتظر امتیاز
٪50
350,000
175,000
تومان