
صدای ساعت که میآید، میدانم دوباره شش صبح است. وقت بیداری. یک روز دیگر، تکراریتر از تکرارهای بیانجام. بلند میشوم و کورمال کورمال به آشپزخانه میروم. بسیار آهسته کتری را پر از آب میکنم و روی گاز میگذارم. دوباره در تاریکی به ساعت نگاه میکنم. عادت کردهام که در تاریکی کارهایم را انجام بدهم.
در من بیماریای عود کرده به نام خودآزاری. با اینکه میدانم دیگر لزومی نیست این ساعت بلند شوم و میتوانم مثل ملکهها کمی بیشتر در جایم بخوابم و فارغ از هرگونه فکری لم بدهم، بلند شدهام و چای دم کردهام و جلوی پنجره ایستادهام. دل که تنگ باشد هر کاری برایش انجام میدهی! مثل من که هر روز خاطراتم را دم میکردم و هی مینوشیدم و مینوشیدم و وقتی حالم جا میآمد، دوباره زن امروزهایم میشدم.
به جایم برمیگشتم و پتو را تا خرخره بالا میآوردم. چشمانم را میبستم تا کمی بیشتر بخوابم و روز متفاوتم را آغاز کنم. در من دو زن خوابیدهاند، زنی غوطهور در دوازده سال خاطره و زنی با یک بغل تنهایی!
با عجله دکمههای مانتوام را میبندم. دوباره و دوباره، مثل همیشه دنبال جورابهایم میگردم. برای چندمین بار کشوی مخصوص جورابهایم را میگردم. با عصبانیت کشو را میبندم و زیر لب غرغر میکنم:
ـ اه... نیست... بیحواسی.
دوباره کشو را باز میکنم و یک جوراب دیگر برمیدارم، اما این جوراب را دوست ندارم. ناچار میپوشم، دیرم شده است. روبهروی آینه شالم را سر میکنم. موهایم را به حالت کج روی پیشانیام مرتب میکنم. باز هم رنگ موهایم... این شرابی بادمجانی را دوست دارم. مدل ابروهایم! نگاه از خودم میگیرم. هر چند همه چیز خوب به نظر میرسید، اما دیگر هیچ چیز در من جذابیت نداشت.
سریع قبل از پوشیدن کفشهایم چهار قل میخوانم. در را باز میکنم و با صدای بلند با سکوت خانه، یار این یکسالهام، خداحافظی میکنم و در را میبندم.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۴۱ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 456 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سمیه هرمزی |
| ناشر | شقایق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۱۷ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |