کتاب متنی

روی پنجۀ پاهایم از پله ها دویدم بالا و تابی به بدن استخوانی ام دادم و از میانشان گذشتم. به قول مادر همیشه در پیچ و تاب بودم و از جاهایی تنگ تر از شکاف در می گذشتم؛ درست مثل گربه... مادر بلند و باریک و فرز بود؛ مثل همیشه خوشحال از اینکه کارها را خوب و خوش سر و سامان داده است، دنبالم از پله ها آمد بالا... پدر همان طور که می آمد، گفت: واقعا باید این همه مهمان دعوت می کردیم؟
مادر گفت: دیدی که همه چیز به خوبی و خوشی گذشت.
پدر نفس بلندی کشید و گفت: برای من که خیلی هم به خوبی و خوشی نگذشت. سرم زیر رگبار حرفهایی که زدن و نزدنش فرقی نمی کرد؛ پوکید.
مادر ناراحت گفت: خیلی جاها اینجوریه؛ این طوری فکر کنی، هیچ جایی نباید پا بگذاری...
پدر بداخلاق گفت: اگر باشد، پا نمیگذارم.
-از متن کتاب-
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 1.۳۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 158 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | زهره پریرخ |
| ناشر | شکوفه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۱۹ |
| قیمت ارزی | 25 دلار |
| قیمت چاپی | 316,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |