دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب قلب ساحره اثر جنویو گورنیچک نشر پرتقال

کتاب قلب ساحره اثر جنویو گورنیچک نشر پرتقال

کتاب متنی
درباره قلب ساحره

مدت‌ها قبل، هنگامی که ایزدان جوان بودند و آسگارد تازه شکل گرفته بود، ساحره‌ای از مرز دنیاها از راه رسید. او بسیاری از طلسم‌های باستانی را بلد بود، اما در سحر و جادوی سِید مهارت ویژه‌ای داشت؛ جادویی که با کمک آن فرد می‌توانست از بدن خود جدا شود و آینده را ببیند. این جادو بسیار مورد توجه اودین، بلندمرتبه‌ترین ایزد آسیر، قرار گرفت. وقتی اودین از توانایی‌های او باخبر شد، پیشنهاد داد دانش خود از نمادهای مقدس را به او بیاموزد و در عوض ساحره، سید را به او یاد بدهد.

ساحره ابتدا مردد بود. چیزهای زیادی درباره‌ی اودین شنیده بود و به همین خاطر تردید داشت. اما می‌دانست اودین اسرار خود را به آسانی فاش نمی‌کند؛ پس حتماً دانش او از سید برای اودین بسیار ارزشمند بود. بنابراین، شک و تردیدش نسبت به این ایزد تک‌چشم و عبوس را کنار گذاشت و پیشنهادش را پذیرفت.

وقتی آن‌ها با‌هم سید را تمرین می‌کردند، ساحره فهمید حالا در سفرش بسیار دورتر از آنچه تجربه‌اش را داشت پیش رفته و به جایی رسیده که حتی از پیش از شروع زمان هم تاریک‌تر بود. این مکان او را می‌ترساند و اسرار موجود در آن مهم و هولناک بودند، به‌گونه‌ای که جرئت نمی‌کرد پیش‌تر برود. این موضوع مایه‌ی ناخرسندی اودین بود، چون دانشی که او بیش از هرچیز به دنبالش بود، در آنجا پنهان بود و به نظر می‌رسید تنها ساحره می‌تواند به آن دست پیدا کند.

ساحره جادوی خود را به دشمنان آسیرها، یعنی وانیر‌ها، هم آموزش می‌داد؛ وانیر‌ها نژاد همتایی از ایزدان بودند که ساحره در مسیر خود به آسگارد از سرزمینشان عبور کرده بود. وانیر‌ها برای پاداش به خدمات ساحره چیزی جز طلا به فکرشان نمی‌رسید، اما طلا اهمیت چندانی برای او نداشت.

اما وقتی اودین فهمید ساحره میان آسگارد و واناهایم رفت‌وآمد می‌کند، فرصت را مغتنم شمرد. او آسیرها را علیه ساحره شوراند و او را گول‌ویگ، دچار طمع طلا، نامید. آن‌ها در بدنش نیزه فروکردند و او را سه بار سوزاندند و او سه بار زنده شد چون بسیار پیر و جان‌سخت بود و توانایی‌هایش از آنچه به نظر می‌رسید بسیار فراتر بود. هر بار او را می‌سوزاندند، اودین تلاش می‌کرد مجبورش کند به آن مکان تاریک برود تا آنچه را که می‌خواست بداند و او هر بار مقاومت می‌کرد. و زمانی که وانیرها از رفتار آسیرها با او باخبر شدند، بسیار خشمگین شدند و بدین‌ترتیب برای اولین بار در کیهان اعلان جنگ شد.

گول‌ویگ سومین باری که زنده شد گریخت. اما چیزی از خود به جا گذاشت: قلب نیزه‌خورده‌اش را، که همچنان در آتش می‌سوخت.

و او همان‌جا پیدایش کرد.

مدتی بعد، او توانست ساحره را در دور‌ترین و تاریک‌ترین جنگل، در آخرین نقطه‌ی یوتن‌هایم، سرزمین غول‌ها و دشمنان دیرینه‌ی آسیرها، پیدا کند. این جنگل که نامش را آهن‌بیشه گذاشته بودند چنان درختان درهم‌تنیده و خاکستری‌ انبوه و بلندی داشت که هیچ مسیر مشخصی از میانشان و هیچ نوری از بینشان نمی‌گذشت.

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
1.۶۶ کیلوبایت
تعداد صفحات
352 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهجنویو گورنیچک
مترجممرجان حمیدی
ناشرنشر پرتقال
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۵/۰۱/۱۵
قیمت ارزی
4 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
259,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
قلب ساحره
جنویو گورنیچک
مرجان حمیدی
نشر پرتقال
منتظر امتیاز
259,000
تومان