
از چیزهای پیشپاافتاده شروع میشود: مسواکی اضافی در جامسواکیِ شیشهای کنار دستشویی، یکی دوتا لباس در کوچکترین کشو، یکجفت شارژر گوشی هر دو طرف تخت. بعد همین چیزهای پیشپاافتاده جای خودشان را به چیزهای کموبیش مهمتری میدهند: ریشتراش، دهانشویه و داروها، همگی زور میزنند که در قفسهی پشت آینه جایی برای خودشان دستوپا کنند و بهجای «داری میآی اینجا؟» این سؤال را میشنوی که «واسه شام چی باید درست کنم؟»
از وقتی تصمیم به ازدواج گرفتهایم، خیلی از قدم بعدی میترسم، اما راه فراری از آن ندارم.
شاید اولین باری باشد که آدمهای دور میز را میبینم، آدمهایی که رایان از بچگی میشناخته، اما از دید هیچکس مخفی نمانده که از همین حالا حسابی جای خودم را در زندگی رایان باز کردهام. منظورم همان تغییرات کوچکی است که هر زنی با خودش به خانهی مردی میآورد، مثل کوسنهای هماهنگِ روی کاناپه یا عطر ملایم یاسمن که از خوشبوکنندهی روی قفسهی کتاب به مشام میرسد؛ چیزهایی که هر زن دیگری بهمحض قدم گذاشتن توی خانه، متوجهشان میشود.
از آن سر میز پر از شمعهای روشن، کسی به حرف میآید، صدایش از کنار دکوری وسط میز که به من اطمینان داده بودند «ظریف ولی دهانپرکن» است، میگذرد و جلوی رویم توی هوا شناور میماند. «ایوی، چه اسم عجیبی.»
رو میکنم به بث و از خودم میپرسم جواب سؤالش را که در واقع سؤال هم نیست، بدهم یا نه؟!
«مخفف ایولینه. اسم مادربزرگم رو روم گذاشتهان.»
زنها دزدکی نیمنگاهی باهم ردوبدل میکنند و بیصدا منظورشان را به همدیگر میفهمانند. تکتک جوابهایم را سبکسنگین و توی ذهنشان فهرست میکنند تا بعداً دربارهاش بحث کنند.
آلیسن جیغجیغکنان میگوید: «آخی، خیلی خوشم اومد! اسم من رو هم از روی اسم مادربزرگم گذاشتن. گفتی اهل کجایی؟»
چیزی نگفته بودم و خودشان هم این را میدانند. مثل پرندههای شکاری تمام شب آنقدر نوکم میزنند و میزنند و میزنند، تا جوابی را که میخواهند، بگیرند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۷۱ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 352 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | اشلی الستون |
| مترجم | ندا بهرامینژاد |
| ناشر | نشر پرتقال |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۱۵ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |