دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب سوزومه اثر ماکوتو‌ شینکای نشر پرتقال

کتاب سوزومه اثر ماکوتو‌ شینکای نشر پرتقال

کتاب متنی
درباره سوزومه

جایی که در رؤیاهایم می‌روم

رؤیایی را بارها دیده‌ام، اما در خواب متوجه نمی‌شوم که فقط رؤیاست. می‌بینم دخترکی گمشده‌ام. برای همین بدجور پریشان و نگرانم. اما انگار آن حال‌وهوا برایم آشناست و اطمینان خاطری دارم، مثل اینکه آدم پتوی مورد علاقه‌اش را روی خودش کشیده باشد. غمگینم، اما خیالم راحت‌ است. نمی‌دانم کجا هستم اما احساس غربت هم ندارم. جایی هستم که نباید باشم، اما می‌خواهم تا ابد همان‌جا بمانم. بااین‌حال، انگار غم بر منِ بچه‌سال، غالب می‌شود و با درماندگی تلاش می‌کنم جلوی فوران چشمه‌ی گریه‌هایی را که از درون سینه‌ام می‌جوشند، بگیرم. اشک‌های خشکیده‌ام شبیه دانه‌های بلورین شن به گوشه‌ی چشم‌هایم می‌چسبند.

بالای سرم، ستاره‌ها می‌درخشند. انگار کسی اشتباهی نورشان را ده برابر معمول کرده باشد، چنان ‌پرفروغ‌اند که آسمان پرستاره به طرز عجیبی نورانی شده است. چنان نور خیره‌کننده‌ای دارند که هر منبع نور انگار با صدایی زنگ‌مانند می‌تپد. درون گوش‌هایم، صدای ستاره‌ها با صدای وزش باد خشک، صدای نفس‌نفس ‌‌زدن‌های سختم و خش‌خش علف‌های هرز زیر پاهایم، در هم می‌آمیزند. تمام این مدت، داشتم از میان علف‌ها می‌گذشتم. در آن دوردست‌ها، رشته‌کوهی انگار به دور جهان کشیده شده است. آن‌سوی کوه‌ها، دیوار سفیدی از ابر بالا آمده و خورشید زرد‌رنگ بر فرازشان جا خوش کرده است. ابرهای سفید، خورشید و تمام ستاره‌ها هم‌زمان در آسمان‌اند. زیر آسمانی که انگار زمان‌هایش باهم تلفیق شده‌اند، به راهم ادامه می‌دهم.

بالاخره به خانه‌ای می‌رسم و از پنجره به داخل نگاه می‌کنم. تمام خانه‌های این منطقه زیر گیاهان مدفون شده‌اند. بیشتر پنجره‌ها شکسته‌اند و پرده‌های ژنده‌شان در باد نجوا می‌کنند. علف‌های هرز داخل خانه متراکم‌ترند، اما به طرز عجیبی، ظروف، صفحه‌کلید‌ها، کتاب‌های درسی و باقی وسایلی که همه‌جا پخش‌وپلا شده‌اند، کاملاً نو به نظر می‌رسند.

فریاد می‌زنم: «مامان!» اما صدایم خش‌دار و گرفته است، انگار رمقی برایش نمانده. گلویم را صاف می‌کنم و دوباره فریاد می‌زنم: «مامان!» دیوارهای پیچک‌پوش فریادم را چنان می‌بلعند که انگار هیچ صدایی از من درنیامده است.

نمی‌دانم به چند خانه سرک می‌کشم، چقدر روی علف‌ها راه می‌روم، چند بار مادرم را صدا می‌زنم. کسی جوابی نمی‌دهد؛ سروکله‌ی کسی پیدا نمی‌شود. حتی حیوانی هم نمی‌بینم. فریادهایم در میان علف‌های هرز، خانه‌های مخروبه، ماشین‌ها روی‌هم‌انباشته و قایق‌های ماهیگیری گیرافتاده روی پشت‌بام‌ها، بی هیچ پژواکی محو می‌شوند. هرچقدر هم که پیش می‌روم، فقط ویرانه می‌بینم. دوباره اشک می‌ریزم و حس ناامیدی شدیدی وجودم را می‌گیرد.

«مامان! مامان کجایی؟!»

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
1.۰۳ کیلوبایت
تعداد صفحات
248 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهماکوتو‌ شینکای
مترجمنیلوفر عزیزپور
ناشرنشر پرتقال
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۵/۰۱/۱۵
قیمت ارزی
4 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
170,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
سوزومه
ماکوتو‌ شینکای
نیلوفر عزیزپور
نشر پرتقال
منتظر امتیاز
170,000
تومان