
این متفاوتترین گزارشی است که از سفرهایم مینویسم. گزارشی از یک سفر تمامشده اما ناتمام. گزارشی که در آن خبری از تاریخ و جغرافیا و مسائل اجتماعیِ شهری که به آن سفر کردهام نیست، بلکه بیشتر به چگونگی بازگشت از آن شهر مربوط میشود.
دو سالی میشود که در کنار سفرهای شخصی و سفرهایی که برای نوشتن کتابهایم میروم، سفرهای گروهی را هم ترتیب میدهم که در آن عمدتاً افراد جستوجوگری شرکت میکنند که میخواهند با جهان من در سفر بیشتر آشنا شوند و شکل دیگری از سفر را تجربه کنند که بیشتر به پرسهزنی در شهرها و زندگی در آن شهر - آنچنان که محلیها زندگی میکنند - میپردازد.
یکی از مقصدهای همیشگی این سفرها استانبول است. شهری که من آن را بسیار دوست دارم و چند سال پیش کتاب «استانبولی» را دربارۀ تجربۀ سفرم به این شهر نوشتهام که در همین انتشارات به چاپ رسیده است.
در سفرهای گروهی بیشتر روی مشارکت تجربه با دیگران متمرکز میشوم و تا امروز هیچوقت روایتی از این نوع سفرها را ارائه ندادهام. اما کتابی که در دست دارید، روایت یکی از این سفرهاست. سفری که تا آخرین لحظات، یک سفر موفق و طبق برنامه بود اما ناگهان همهچیز دگرگون شد و تجربهای متفاوت را در مجموعه تجربههای زندگی من رقم زد.
سفر، یک برنامۀ چهارشب و پنجروزه در شهر استانبول بود، از تاریخ بیستم تا بیستوچهارم خرداد ۱۴۰۴. تا شامگاه بیستوسوم خرداد ماه، همهچیز بهخوبی و طبق برنامه پیش رفت. من داشتم خودم را برای روز آخر سفر و پرواز فردا صبح گروه به تهران آماده میکردم که ناگهان... بوم! بوم! بوم!
اسرائیل به ایران حمله کرد و جنگی آغاز شد که بعد از دوازده روز با خسارات فراوان دو طرف به پایان رسید و به جنگ دوازدهروزه معروف شد.
ما پس از چند روز تجربۀ دلانگیز با شرایطی خاص مواجه شدیم میان ماندن و رفتن و این کتاب کوچک گزارشیست از آن روزهای ترانه و اندوه، روزهای تردید و بلاتکلیفی و روزهای پیامک و دلهره.
کتاب کوچکی که در دست دارید حاصل نگاهیست نگران که گرچه پای نویسندهاش در جنگ نیست اما دلش در جنگ است و مسیرش رو به آن.
شاید مثل دیگر کتابهای من، سرشار از لحظههای سرخوشانه و طنز نباشد اما سندیست از دوران خودش که در کمترین فاصله از تجربۀ اصلی نوشته شده. نوشتن کتاب را درست زمانی آغاز کردم که تهران آماج سختترین حملات اسرائیل شده بود و درحالیکه مشغول نوشتن بودم، مجبور بودم دست از کار بکشم و بین دو دیوار خانه پناه بگیرم. پایان نوشتن کتاب هم در شرایطی رقم خورد که علیرغم آتشبس هنوز سایۀ نگرانی از نقض آن و ازسرگیری جنگ ادامه دارد.
من این کتاب را در شرایطی منتشر میکنم که داغدار بسیاری از هموطنانم هستم که جانشان را - بی هیچ گناهی - از دست دادند تا ما فراموش نکنیم که بخشی از خاورمیانهایم و به یاد داشته باشیم که عدالت و صلح مفهومیست بیگانه با زندگی آدمها در اینسوی جهان.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 5.۷۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 88 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | منصور ضابطیان |
| ناشر | مون |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۶ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |