
روزی روزگاری در نقطهای دوردست در اروپا، پسِ هفت کوه و هفت رودخانه، کشور زیبایی بود به نام یوگسلاوی. مردم آن کشور به شش قوم متفاوت تعلق داشتند، از سه دین متفاوت بودند و به سه زبان متفاوت صحبت میکردند. آنها کروات، صرب، اسلوونیایی، مقدونی، مونتهنگرویی و مسلمان بودند، بااینحال همه با هم کار میکردند، مدرسه میرفتند، با یکدیگر ازدواج میکردند و چهلوپنج سال کمابیش در سازش و یکدلی با هم میزیستند.
اما ازآنجاکه سروکارمان با افسانه نیست، داستان این کشورِ زیبا هم پایان خوشی ندارد. یوگسلاوی در جنگی دهشتناک و خونین دچار فروپاشی شد. این جنگ جان حدوداً دویست هزار انسان را - عمدتاً در بوسنی - گرفت، دو میلیون نفر را آواره کرد و از دلش چند کشور جدید سر بر آورد؛ اسلوونی، بوسنی، کرواسی، صربستان و مقدونیه. آلبانیاییها و مونتهنگروییها همچنان در حال مبارزه برای دستیابی به استقلالاند.
تمام این رخدادها در زمانی نهچندان دور، بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵، در مرکز قارۀ اروپا به وقوع پیوست. این جنگ کل جهان را غافلگیر کرد. ما شهروندان یوگسلاوی بیش از همه غافلگیر شدیم. به آن دوران که میاندیشم، هنوز از خودم خشمگینم. آیا میشود جنگ آرامآرام، مخفیانه، همچون سارقی به زندگی ما خزیده باشد؟ چرا آمدنش را ندیدیم؟ چرا کاری برای پیشگیری از آن نکردیم؟ چرا آنقدر مغرور بودیم که فکر میکردیم این اتفاق برای ما نمیافتد؟ آیا ما بهواقع اسیران افسانۀ پریان بودیم؟
نسل من در اروپا با این باور رشد یافته بود که پس از جنگ جهانی دوم، دیگر امکان ندارد جنگی از آن جنس تکرار شود. جنگ هستهای میان دو ابرقدرت امری محتمل بود، اما جنگی محلی با سلاحهای متعارف، نه. استدلال دیگری که علیه احتمال وقوع جنگی جدید مطرح میشد، این بود که یوگسلاوی در جنگ جهانی دوم صدها هزار نفر از همۀ طرفین کشته داده بود. شاهدان هنوز زنده و زخمها هنوز باز بودند. در آخر، ما میدانستیم که یوگسلاوی دشمنی ندارد. ما با همسایگان خود در صلح و آرامش میزیستیم؛ با ایتالیاییها، اتریشیها، مجاریها، رومانیاییها، بلغاریها و آلبانیاییها.
اما روزی از راه رسید که دریافتیم برای شروع جنگ نیازی به دشمن خارجی نیست. دشمن میتوانست در داخل باشد و واقعیت نیز همین بود. واکاوی گذشته بهاندازۀ کافی بد بود - دلمان میخواهد گذشته را، اینکه یوگسلاوی طی جنگ بهدست آلمان نازی اشغال شده یا تحتکنترل بود، فراموش کنیم - اما جنگ داخلی بین صربها و کرواتها نیز در جریان بود. به سخن دیگر، کشور ما تاریخچهای از کشتوکشتار داشت و بهرهگیری از آن تاریخچه برای برافروختن دشمنیها کار دشواری نبود. صربها به دشمن کرواتها، مسلمانان بوسنیایی و آلبانیاییها بدل شدند. کرواتها نیز در مقطعی از زمان نهتنها با صربها، بلکه با مسلمانان نیز به جنگ برخاستند و از طرفی، آلبانیاییها نیز دشمن مقدونیها بودند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۱۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 184 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | اسلاونکا دراکولیچ |
| مترجم | سوما زمانی |
| ناشر | نشر خوب |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |