
من مایکل وی هستم. دورهی سختی را میگذرانم. برای همهمان دورهی سختی است. میدانم اگر تا اینجا همراهیام کردهاید فکر میکنید همیشه سخت بوده، پس به گمانم نسبی است. مدرسه که بودم گیر قلدرها نیفتادن سخت بود. حالا قلدرها تفنگ به دست گرفتهاند و میخواهند ما را بکشند. گاهی موفق میشوند، برای همین قلبم جوری درد میکند که انگار نیزهی زنگزدهای فروکردهاند وسطش. فکر کنم اندوه باشد. باورم نمیشود اینقدر درد دارد.
همهاش به جواب تارا به سؤالم در پورتو مالدونادو فکر میکنم که میخواهد با زندگیاش چهکار کند. گفت برنامهاش این است که دوروبر آدمهایی که قصد جانش را کردهاند آفتابی نشود. به نظر من این توصیه به درد همه میخورد. فقط کاش دست خودمان بود. بعضیها دنبال شیطان میکنند، بعضیها هم شیطان دنبالشان میکند. ما از دستهی دومیم. در دنیای واقعی همیشه خوبی پیروز نمیشود، برای همین است که بدون بعضی از دوستانمان به خانه برمیگردیم. برای همین است که قلبم شکسته است. نزدیک بود از تارا بخواهم احساساتم را عوض کند بلکه قدری دلم آرام بگیرد، اما کار درستی نبود. مثل خندیدن وسط مراسم سوگواری.
با الکتروکلن، یعنی با بازماندههایش، سوار جت شرکت ویتریک به خانهمان در بویزی برمیگردیم، همانجا که این کابوس آغاز شد. غموغصه به کنار، از نظر حسی مثل توپی توی گردونهی شانس شدهام، میچرخم و میچرخم و منتظرم روی نقطهای ثابت شوم. از یک طرف فکر میکنم باید نابودی الی آماش و چاسکی را جشن بگیرم، جلوی تخریب گستردهی شهر آرکیپا و مرگ صدها هزار نفر را گرفتیم، جک و تارا را از چنگ چاسکی نجات دادیم و زنده از این ماجرا بیرون آمدیم.
از طرف دیگر، هنوز نمیدانیم ابیگیل کجاست، کیسی بدجور زخمی شده و پنج عضو گروه آلفا و تسا در نبرد کشته شدهاند.
بیشتر از همه، برای از دست دادن تسا سوگوارم. هیچ یادم نمیرود بار اولی که همدیگر را در جنگل دیدیم چطور از دست الجن که قصد شکارمان را داشت فرار کردیم. زئوس از همهمان به تسا نزدیکتر بود. مدتی حسابی صمیمی شدند و فکر کنم زئوس هرگز خیال تسا را از سرش بیرون نکرد. از وقتی خبر مرگش را شنیده تا حالا زیاد حرف نزده. فکر کنم شوکه شده است (شوک واقعی). تکوتنها پشت هواپیما نشسته و جرقه میزند. مثل من که تیک گرفتهام.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۴۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 432 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ریچارد پل اوانز |
| مترجم | مروا باقریان |
| ناشر | نشر پرتقال |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۰ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |