
در شهر تالین، پایتخت کشور کوچک استونی، سِن صدفیشکل بزرگی هست که دهها هزار نفر در آن جا میشوند. میتوان از فراز قلعۀ بافت قدیم تالین - که از بخش اعظم ویرانیهای جنگ جهانی دوم جان سالم به در برده - نیز دیدش. این سن، لمیده بر تپههای حومۀ تالین، برای استونیاییها مهم است، چون آوازخوانی بخشی از فرهنگ مردم این کشور محسوب میشود. آنها حتی در طول اشغال کشورشان بهدست شوروی - از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱ - نیز هر پنج سال یک بار برای برگزاری فستیوال آوازی جمع میشدند که بخش عمدهای از جمعیت یکمیلیون و اندی استونی را گرد هم میآورد. این سن درواقع در سال ۱۹۶۰، یعنی در اوج دوران اشغال ساخته شد. اما در شب ۱۱ ژوئن ۱۹۸۸، آواز در زندگی استونیاییها جایگاهی بسیار فراتر از جلوهای از فرهنگ استونی یافت. در آن شب، آوازخوانی به یکی از سلاحهای اصلی مردم علیه اشغال شوروی تبدیل شد.[۱]
غروب آن روز کنسرتی در میدان تاون هال تالین برگزار شد که بخشی از فستیوال سالانۀ این شهر با عنوان «ایام شهر قدیم» بود. چون در تابستان کوتاه استونی روشنایی روز مدتها در دل شب نیز ادامه مییابد، بعد از پایان کنسرت، هیچکس میلی برای ترک میدان نداشت. حتی هزاران نفر چندین کیلومتر با پای پیاده راهی سن بزرگ شدند و در مقابل آن زدند زیر آواز. این در نوع خود اتفاق خارقالعادهای نبود، اما شب بعد، تعداد حاضران در مقابل سن به نزدیک صدهزار نفر رسید، یعنی تقریباً ده درصد جمعیت استونی. علاوهبراین، چند موزیسین پانک راک پرچم سهرنگ آبی و سیاه و سفید استونی را که در دوران اشغال شوروی ممنوع بود، به اهتزاز درآوردند. تازه، نویسندهای شرح میدهد که «مردی سوار بر موتورسیکلتپاپ کولار، درامر راکمثل شبحی دور آمفیتئاتر ویراژ میداد، جوری که رنگهای پرچم استونی توی دستش بالای سرش موج برمیداشت. جمعیت هم غریو شادی سر میداد. برخی از جوانان اولین بار بود که پرچم ملی قدیمیشان را در ملأعام میدیدند.»[۲]
مردم استونی شش شب متوالی جلوی این سن دور هم جمع شدند و آواز خواندند. صدها هزار نفر هر شب در اتفاقی که بعدها به «انقلاب آواز» معروف شد، حضور داشتند. یکی از مهمترین آهنگهایی که میخواندند، آهنگی بود از گوستاو ارنِساکس، آهنگساز استونیایی، روی شعری قرننوزدهمی. ترجمۀ عنوانش میشود: «سرزمین پدریام، سرزمینی که دوستش میدارم.» این آهنگ اولین بار در فستیوال آواز سال ۱۹۴۷ اجرا شد و ترانۀ ملیگرایانۀ آن از تیغ سانسور شوروی جان سالم به در برد. البته کمی عجیب بود، زیرا در بخشی از این شعر آمده «بیگانگان از حسادت به تو بهتان میبندند/اما تو هنوز در قلب من زندهای». این آهنگ تا سالها حکم سرود ملی غیررسمی استونی را داشت. هرچند مقامهای شوروی با آن مدارا میکردند، اما همیشه در پی این بودند که با دستکاری متن، آن را به سویۀ «پرولتاریایی» رسمی اشغال استونی نزدیکتر کنند. بااینحال، این ترانه و اهمیتش نزد مردم استونی هیچ تغییری نکرد. یک بار در سال ۱۹۶۹ در صدمین سالگرد فستیوال آواز که در دانشگاه تارتو برگزار شد، مقامهای شوروی ممنوعش کردند. اما حاضران آن را درخواست کردند و وقتی اجرا نشد، خودشان بنا به خواندن چندبارهاش کردند. بعد از آن آهنگ «سرزمین پدریام، سرزمینی که دوستش میدارم» در همۀ فستیوالهای آواز استونی اجرا میشد و به جزء اصلی جلوۀ ملی استونی تبدیل شد.
کوتاهی «شبهای سفید» در تابستان استونی باعث افول اعتراضات ۱۹۸۸ نشد. در دهم سپتامبر، گروه مقاومت پاپیولار فرانت یک فستیوال آوازخوانی اعتراضی ترتیب داد که ۳۰۰ هزار نفر، یعنی نزدیک یکسوم کل جمعیت این کشور در آن حضور یافتند. در آن زمان، جنبش اعتراضی هنوز در اوجش بود. سخنرانان این مراسم به اشغال شوروی تاختند و تاریخ ملی استونی را ستودند. زمانی که میخائیل گورباچف سرگرم اجرای گلاسنوست - سیاست فضای باز سیاسی - بود، مردم استونی داشتند با صدای خود، تاریخ و کشورشان را پس میگرفتند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۱۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 200 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | تاد می |
| مترجم | محمود حبیبی |
| ناشر | نشر خوب |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۱۹ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |