
«خانمها و آقایان، پسرها و دخترها، یک سال طول کشید تا چیزی که قرار است ببینید آماده شود! خیالپردازی باهاش کیف دارد و چنین چیزی هرگز در پارک تفریحی سانی هِیوِن دیده نشده. این تردستی معرکه مو به تنتان سیخ میکند.»
اَبی، هیجانزده و بیقرار، از بین پردههای مخملی قرمز کنار صحنه تماشا کرد و وقتی بابا چوب جادوییاش را از توی بند شلوارش درآورد و آن را با حالت اسرارآمیزی بالای سر جعبهای تکان داد که روی میز لق و قراضهی جلویش بود، دلورودهاش به هم پیچید. نورهای صحنه خیلی زیاد بودند و چشم را میزدند، ولی اَبی دید که روی پیشانی بابایش عرق نشسته. از حالت دهان بابایش هم فهمید که خیلی عصبی و نگران است. سمت چپش هم قیافههای چشمانتظار تماشاچیها را دید که سرشان را بلند کرده بودند. مثل همیشه، بچههای کوچک، آن جلو، چهارزانو روی زمین نشسته بودند. خواهر و برادرهای بزرگترشان آدامس میجویدند و سرشان توی گوشیهایشان بود. و پشتسرشان همان ترکیب همیشگی مامانها، باباها، بابابزرگها، خالهها و عمهها و داییها و عموهای آفتابسوخته نشسته بودند. آنها امیدوار بودند این برنامهی تفریحی کاری کند که حداقل یک ساعت از دست خانوادههای پرانرژیشان راحت باشند و قشنگ برای خودشان بنشینند.
بابا جعبه را برداشت و با حالت نمایشی خاصی از اینطرف به آنطرف تکانش داد و در ادامهی حرفش گفت: «خوب نگاه کنید، این جعبه خالی است، خالی خالی. درست میگویم؟ لطفاً بگویید که درست میگویم!»
هیچکس جواب نداد، فقط صدای سرفه، خشخش بستههای چیپس و بچهای میآمد که گریهی عجیبی میکرد.
دوباره پرسید: «گفتم میتوانید ببینید که خالی است؟» این بار صدایش بلندتر بود و دستش را هم بهطور نمایشی کنار گوشش گذاشت.
صدای «بله»ی نامفهومیآمد. بابا لبخند زد و برگشت سر میز. برای جلب توجه با حرکت خاصی دوباره جعبه را روی میز گذاشت، ولی اَبی از حالت نفس کشیدنش فهمید که عصبی است.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 5.۱۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 274 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | کریل لوئیس |
| مترجم | شقایق قندهاری |
| ناشر | نشر افق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۶ |
| قیمت ارزی | 10 دلار |
| قیمت چاپی | 275,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |