
بیایید با سرآغاز عادی داستانهای خارقالعادهی هری پاتر شروع کنیم. قبل از اینکه دامبلدور با خاموشکناش ظاهر شود. قبل از اینکه گربهی گلباقالی جدی خیابان پریوت نشان دهد که پروفسور مکگونگال است. قبل از اینکه هاگرید سوار بر موتورسیکلت پرندهی سیریوس بلک با هری نوزاد از راه برسد. خیلی خیلی خیلی پیشتر از همهی اینها اول با نام دورسلی آشنا میشویم، در جملهی آغازین اولین کتاب مجموعه، هری پاتر و سنگ جادو:
آقا و خانم دورسلی، ساکن خانهی شماره چهار خیابان پریوت با غرور و خرسندی میگفتند خانوادهای کاملاً معمولیاند.
چون داستان هری با خانوادهی دورسلی شروع میشود خانوادهای مشنگ که گویی با دنیای جادوگری یک دنیا فاصله دارند پس شاید بهتر باشد این مجموعه هم با نگاهی به اصل و نسب خانوادهی دورسلی شروع شود. به خصوص خالهاش، پتونیا دورسلی، که برخلاف میلش آنچنان هم از دنیای جادوگری فاصله ندارد.
خانوادهی دورسلی، ساکن خانهی شمارهی چهار خیابان پریوت، نقطهی مقابل هرگونه جادو و جادوگریاند. اما وقتی دامبلدور هری نوزاد را روی پلهی تمیز جلوی خانهشان میگذارد، صرفاً امیدش به این نیست که تصور فراموششدهای از مسئولیت خانوادگی را زنده کند. نه، به معنای واقعی کلمه متّکی به پیوند خونی مشترک پتونیا و خواهرش لیلی است، ساحرهی شجاعی که برای نجات پسرش جانش را فدا کرد. خون پتونیا در مقام تنها خویشاوند زندهی لیلی جادوی ماندگار فداکاری لیلی را در خود دارد. به این ترتیب همان پتونیایی که سالهای سال به عمد دنیای جادویی خواهر کوچکش را انکار کرد تبدیل به مهمترین بخش جادویی میشود که در بیشتر دوران کودکی هری از او محافظت میکند.
بنابراین داستان هری در یک سهشنبهی دلگیر و ملالانگیز در کنار خویشاوندان مشنگش و روی پلهی خانهشان در لیتل وینگینگ آغاز میشود. در نگاه اول، همه چیز خیلی عادی است. ولی ما میدانیم زندگی هری به هیچوجه عادی نیست و حتی خانوادهی دورسلی هم نمیتوانند مدت زیادی از آن دور بمانند.
در این فصل، جی کی رولینگ پردههای خانهی شمارهی چهار خیابان پریوت را کنار میکشد و این فرصت طلایی را برایمان فراهم میکند که نگاهی به داخل خانه بیندازیم.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۲۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 280 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | جی.کی. رولینگ |
| مترجم |