
ممنون از نامه تان. من حدوداً پنج ماهی است که به ژاپن برگشته ام. همانطور که می دانید، در غرب سکونت داشتم، اما در طول دوره ای که آنجا بودم نتوانستم هیچ شغل دائمی ای پیدا کنم یا مدرک دانشگاهی ای به دست بیاورم. تنها چیزی که با خود به خانه آوردم کلکسیونی از کنسرت، اپرا و برنامه های تئاتر بود، به همراه عکس های خودم و نقاشی هایی از زنان در صنعت سرگرمی. هم اکنون، سی سالم تمام شده است اما به جای اینکه آماده باشم تا خانواده خودم را تشکیل دهم، به کُشتن روزها در اتاقی در خانه ی پدرم که در پشت زندانی در ایچیگایا واقع شده است، ادامه می دهم. زندان، درِ با ابهتی دارد و درختان بلندی که به خوبی رشد کرده اند. مطمئنم تنها با پرسیدن نشانی پدرم، می توانید به این زندان برسید.
من نیز احتمالاً همین جا خواهم بود، درحالی که هیچ کار خاصی انجام نمی دهم. در واقع، ممکن است مجبور شوم بقیه زندگی ام را این گونه بگذرانم. منظورم این نیست که از بودن در این شرایط شوکه شده ام. پرسشِ «حالا باید چه کار کنم؟» در برگشتم به ژاپن، دقیقاً همان سوالی بود که قبلاً نیز مرا آزار می داد. حتی زمانی که در موسیقی غرق شده بودم، وقتی برای معشوق از خود بیخود بودم، و موقعی که در پناه برگ های درختان در بهار، رود سن را به هنگام غروب تماشا می کردم. اعتراف می کنم که دلیلِ حل نکردنِ این مشکل دردناک، تنها ناتوانیِ من بود، و نه اشتیاق سرکشانه ام به هنر، که موجب شد انسان سست عنصری مانند من بتواند تنهایی و غربتِ زندگی کردن در خارج را این همه مدت تحمل کند. در یک کشور خارجی، تا زمانی که سلامتی فرد به خطر نیفتد، هیچ نیازی نیست که از گرسنه ماندن بترسد. زیرا می تواند بدون نگرانی درباره رسوا شدن، به راحتی برای شغل هایی که در صفحه استخدامی روزنامه نوشته شده است درخواست بدهد. کارهایی مانند پیشخدمت یا کمک مغازه ـ اصلاً هرچیزی.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 300.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 40 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ناگای کافو |
| مترجم | راضیه کریمپور |
| ناشر | دانش آفرین |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۳/۰۹ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| قیمت چاپی | 70,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |