
کتاب پیادهروی بهیاد ماندنی نوشته نیکلاس اسپارکز از انتشارات البرز با ترجمه میترا معتضد، یکی از پرفروشترینهای عاشقانههای نیویورک تایمز، نویسنده به سراغ یک عشق راستین بین دو جوان میرود. نویسنده که از دید بسیاری پدر رمانهای عاشقانه است، در این داستان، عشقی حقیقی بین دو جوان را با آبوتاب به تصویر میکشد. داستانی که احتمالا با خواندن آن هم اشک خواهید ریخت و هم تا انتها نمیتوانید کتاب را زمین بگذارید.
در پیادهروی به یاد ماندنی جذابیت فقط در «عاشقشدن» نیست؛ در مسیری است که عشق در آن آدمها را تغییر میدهد. نیکلاس اسپارکس با روایت اولشخص لندن، ما را قدمبهقدم وارد ذهن پسری میکند که تا قبل از جیمی، زندگی را سطحی میبیند. اگر دنبال یک عاشقانه صرفا شیرین و بیدردسر هستید، این کتاب احتمالا غافلگیرتان میکند؛ چون زیر پوست رابطه لندن و جیمی، درباره رشد، پذیرش و تبدیلشدن یک نوجوان به انسانی مسئول حرف میزند.
نثر روان و صحنههای ساده اما دقیق، باعث میشود ریتم داستان مخصوصا هرچه جلوتر میروید کشش بیشتری پیدا کند؛ طوری که همزمان هم دلتان میخواهد زودتر بفهمید چه میشود، هم میترسید بعضی لحظهها تمام شوند. برای همین است که این قصه در حافظه میماند نه فقط به خاطر احساساتی که در آن موج میزند، بلکه به خاطر ردی که از تغییر روی شخصیتها و خواننده میگذارد.
از همین جمله یعنی «یک داستان عاشقانه»، انتظار یک داستان عاشقانه مرسوم را خواهید داشت که دو جوان دلباخته همدیگر میشوند. بر طبق تجربه باید انتظار داشت که دو شخصیت با یکدیگر متفاوت هستند و عشقشان هم خود و هم دیگران را متعجب میکند. اما این داستان عاشقانه بیدلیل یکی از پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز نشده است. یکی از مهمترین نقاط تمایز این کتاب، روایت داستان از دید شخصیت مرد داستان است.
رمان «پیادهروی به یاد ماندنی» نوشته نیکلاس اسپارکس، داستانی عاشقانه را در شهر کوچکی در کارولینای شمالی روایت میکند. ماجرا در اواخر دههی ۱۹۵۰ اتفاق میافتد و از زبان لندن کارتر، نوجوانی دبیرستانی، بازگو میشود. او در آغاز شخصیتی است که اصلا در زندگی جدی نیست و بیشتر وقتش را به بطالت میگذراند.
همین موضوع، یعنی راوی مرد عاشق داستان، در کنار عشق هیجانانگیز، این کتاب را خواندنی خواهد کرد. در این داستان همه چیز از یک مدرسه آغاز میشود. جایی که لندن جوان و جاهطلب با جیمی همکلاس است. دختری مذهبی، آرام و منزوی که دختر کشیش شهر است. از نظر سایر بچهها جیمی عجیب و غریب است، اما توجه لندن کمکم و طی اتفاقاتی بیشتر به جیمی جلب میشود.
سرنوشت برای این دو جوان، ماجرای هیجانانگیزی را رقم میزند. آنقدر هیجانانگیز و دلانگیز که بعد از خواندن این کتاب، اسم کتاب تا مدتها در خاطر شما خواهد ماند. یکی دیگر از نکات جالب این کتاب وامگیری نویسنده از داستان واقعی خواهر و نامزدش است. در این پیادهروی به یادماندنی عشق نوجوانی، هویت فردی و ایمان مذهبی درهمآمیخته شدهاند و در خلال این داستان میتوانید تاثیر یک رابطه انسانی را روی تغییر فردی بهخوبی ببینید. این کتاب را میتوانید بهصورت الکترونیکی از فیدیبو با ترجمه میترا معتضد بخوانید.
نیکلاس اسپارکز با نام کامل نیکلاس چارلز اسپارکس در سال ۱۹۶۵ در نبراسکا و در شهر اوماها به دنیا آمد. او یک برادر و یک خواهر داشت؛ اما خواهرش در جوانی بر اثر سرطان از دنیا رفت. این فقدان، از تجربههای عمیق و اثرگذار زندگی اسپارکس بود و بعدها ردش را میشود در نگاه احساسی و انسانی او به عشق و رنج دید؛ بهخصوص در مسیری که به خلق کتاب پیادهروی بهیادماندنی رسید. اسپارکس پس از پایان دبیرستان، در دانشگاه نوتردام در رشته مدیریت کسبوکار درس خواند و در سال ۱۹۸۸ فارغالتحصیل شد. از زندگی شخصی که بگذریم، اسپارکس در کارنامهاش ۱۷ رمان و یک کتاب غیر داستانی دارد و چندین اثرش هم از جمله همین کتاب راهی سینما شدهاند.
این رمان فقط یک عاشقانه ساده نیست؛ داستانی است درباره تغییر. خواننده همراه با لندن کارتر میبیند که چطور یک نوجوان بیخیال و اهل خوشگذرانی، کمکم با انتخابها و احساساتی روبهرو میشود که او را مجبور میکند جدیتر به زندگی نگاه کند. همین تمرکز روی رشد شخصیت، باعث میشود رابطه عاشقانهی داستان هم واقعیتر به نظر برسد و فقط به «هیجان لحظهای» خلاصه نشود.
از طرف دیگر، کتاب بهخاطر فضای شهر کوچک، لحن صمیمی و حس نوستالژیک دهه ۵۰، خیلی راحت خواننده را در خودش غرق میکند. در کنار عشق، موضوعهایی مثل ایمان، هویت فردی، پذیرش تفاوتها و اثر یک رابطهی انسانی بر مسیر زندگی هم پررنگ هستند؛ بدون اینکه متن خشک یا شعاری شود. اگر دنبال داستانی هستید که هم احساساتی شوید و هم بعد از تمام شدنش چیزی برای فکرکردن باقی بگذارد، این کتاب انتخاب خوبی است.
· کسانی که رمانهای عاشقانه احساسی و تاثیرگذار دوست دارند؛
· کسانی که دوست دارند روایت، از زاویه دید شخصیت مرد باشد و تغییرات ذهنی و احساسی او را دنبال کنند؛
· افرادی که عاشق داستانهایی درباره رشد شخصیت و بلوغ فکری هستند؛
· کسانی که آثار نیکولاس چارلز اسپارکس را دوست دارند.
در بخشی از کتاب میخوانید که:
البته غیر از جیمی مدیر یتیمخانه و کسانی که آن جا کار میکردند هم برای بچهها هدیههای خریده بودند. بچهها با فریاد شادی کاغذهای کادو را پاره میکردند و هر کدام بارها و بارها از جیمی تشکر میکردند به نظرم آمد که بیشتر از حد انتظارشان هدیه دریافت کرده بودند. بعد از اینکه سر و صداها آرام گرفت و موج شادیهای کودکانه خوابید، اتاق کم کم خلوت شد. آقای جینکینز به همراه خانمی که پیش از این ندیده بودم وارد اتاق شدند و شروع به مرتب کردن آن جا کردند. بچههای کوچکتر زیر درخت دراز کشیدند و طولی نکشید که خوابشان برد. در حالی که بزرگترها خیلی زودتر به همراه هدیههایشان به اتاق خود برگشته بودند. برقها را یکی یکی خاموش کردند و تنها نور ملایمی که از درخت کریسمس میتابید باقی ماند.
اگر از خواندن این عاشقانه لذت بردید؛ کتابهای زیر هم برای شما جذاب خواهد بود:
· کتاب دفتر خاطرات انتشارات کتابسرای تندیس
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 9.۰۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 260 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | نیکلاس اسپارکز |
| مترجم |