
مامان سنجابک با خوشحالی از حیاط وارد خانه شد. سنجابک و خواهرش به سمت مادر دویدند. مادر گفت: بچه ها یک خبر خوب! قراره کنار درخت صنوبر یه سینما برپا کنن. روزی یه فیلم هم برای بچه ها پخش می شه. سنجابک و خواهرش از مامان خواستند شب برای دیدن فیلم به سینما شهری بروند.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 89.۲۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 14 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | رضاعلی نوروزی |
| نویسنده دوم | ریحانه رضایی |
| ناشر |