
کتاب شوالیههای کوچک شهر نوشته رضا زنگی آبادی داستانی جذاب با ترکیبی از واقعیت و تخیل است. این کتاب فانتزی و طنز، داستانی است که در دل خود روایتهای زیاد دیگری را تعریف میکند. دیالوگهای نوشته حاضر با گویش شیرین کرمانی هستند؛ اما این مورد، مطالعه روان داستان را سخت نمیکند بلکه به لذت متن بیشتر افزوده است. اسمهای جالب، اتفاقهای عجیب، همدلی در کنار حسادت و رقابت از ستونهای محتوایی این اثر هستند. داستان خاله کوکب با اهالی بزرگ و کوچک شهر «نارپ» جریانهای مختلف و متنوعی را میسازد که اگرچه برای نوجوانان نگاشته شده؛ اما میتواند تمامی سنین را با لحظاتی خوش همراه کند.
کتاب شوالیههای کوچک شهر اثری از نشر هوپا است. این داستان فضایی صمیمی و کمدی دارد. کودکان شهر نارپ به خانه خاله کوکب میروند تا داستان بشنوند و خوراکیهای خوشمزه بخورند. خاله کوکب، شهرزاد قصهگو نارپ است و البته همراهی با بچهها گاهی کار دستش میدهد. بچههای بازیگوش و عجیب این داستان اختراع میکنند، دردسر میسازند و درگیر جریانهای مختلف میشوند. این روایت، جریانهای شگفتانگیز، خلاقیت و تصویرسازیهای متنوع و زیادی در متن دارد و تمام اینها لذت اثر حاضر را چند برابر میکند.
ذهن ایدهپرداز نویسنده، نام نارپ را از روستایی در کرمان برگزیده و شروع به خیالپردازی در آنجا میکند. تمامی دیالوگها با گویش کرمانی و روستاهای اطراف و البته قابلفهم گفته میشوند. یکی از چالشهای این داستان، برقگرفتگی خاله کوکب قصهگو بهواسطه ماشین لباسشویی اختراعشده توسط ادیسون و فیثا است. خاله، دیگر داستانها را به یاد نمیآورد و نمیتواند بخوابد و بچهها و اهالی دیگر، راوی داستانها میشوند تا او کمی آرامش پیدا کند و بخوابد. این کتاب از زبان افراد مختلف روایت میشود که شخصیتهای متفاوتی دارند. لیلو، آقای علوم و رباتی به اسم جوکیجان اتفاقهای مختلفی را از سر میگذرانند که توصیه میشود از دستشان ندهید. این کتاب مقام اول را در دومین جشنواره ملی داستان کودک و نوجوان کسب کرده و نظرات مثبت زیادی نیز دریافت نموده است. همچنین در این اثر واژهنامهای برای فهم بهتر و لذت بیشتر از گفتوگوها نیز قرار داده شده است.
رضا زنگی آبادی متولد 1347، فیلمساز، نویسنده و مترجم ایرانی اهل کرمان است. او فعالیت خود را با فیلمسازی شروع کرد؛ اما بعدها به سمت داستاننویسی رفت و در این بخش خوش درخشید. یکی از داستانهای کوتاه او با نام «قبل از تحویل سال» در سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری برگزیده شد. همچنین رمان «شکار کبک» او در دوازدهمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری در سال ۹۱ مورد تقدیر قرار گرفت. او عضو هیئت تحریریه فصلنامه ادبی خوانش است و بهعنوان هیئت داوران دورههایی مانند جایزه احمد محمود نیز حضور داشته است.
کتابهای او در گذشته مضمونهای بزرگسالانه داشتند؛ اما کتاب شوالیههای کوچک شهر او برای اولینبار در گروه نوجوانان نوشته شد. از دیگر کتابهای او میتوان به گاه گرازها، خون خرگوش و شنای قورباغه اشاره کرد. همچنین کتاب راهنمای نازیبایی که در همکاری با مازیار نیستانی ارائه شده است از فعالیتهای ترجمه او محسوب میشود. او دورههای داستاننویسی نیز برگزار میکند تا این تخصص و تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارد.
فرقی نمیکند در چه سنی هستید. این کتاب نوجوان از تمام سنین نظر مثبت دریافت کرده است. کافی است عاشق ماجراجویی، خلاقیت و اتفاقهای طنز و عجیب باشید تا بتوانید از این اثر لذت ببرید. این کتاب در شهری خیالی اما برگرفته از فضای بومی ایران یعنی روستای نارپ در کرمان میگذرد و اگر علاقهمند خواندن اثری هستید که شما را با حال و هوای گویش کرمانی همقدم سازد این کتاب نمونه خوبی است.
این کتاب از آن نوشتههایی است که اگر شروع به مطالعه کنید دیگر آن را پایین نمیگذارید. شوالیههای کوچک شهر، شما را با اتفاقها و شخصیتهای پرشگفتی و عجیب خود همراه میکند. لحظههای باورنکردنی، طنز و فانتزی این کتاب در یک هزارتوی داستانی جریان دارند که به بهترین نحو ارائه شدهاند. این اثر علاوهبر خط روایت اصلی خود، داستانهای زیاد دیگری را بازگو میکند و احساس میکنید در میان خواندن کتاب با داستانهای جدید و جذاب دیگری روبهرو شدهاید. این روایتها با هنرمندی نویسنده در جاهای درست بیان شدهاند که عامل جذابیت شوند نه بههمریختگی. شنیدن از شهرزاد قصهگوی نارپ با لهجه کرمانی و خانههایی که گرما و صمیمیت دارند از یکدلبودن و همراهی با وجود حسادت، رقابت و دیگر مشکلات خبر میدهند. این کتاب میتواند تمامی سنین را با شیرینی خود همراه سازد و شما را سرحال کند.
در قسمتی از این کتاب جذاب میخوانید:
اگرچه من روزی با هلیکوپتر دستساز خودم پرواز میکنم؛ اما فعلا و با توجه به امکانات، فقط میتونیم ماشین لباسشویی درست کنیم. فیثا گفت مثل آدمای توی تلویزیون سخنرانی کردی؛ ولی ایول، ایول. چند بار گفت ایول بعد به هوا پرید و داد زد ایول. ادیسون گفت موتور میگذاریم ته بشکه و یه صفحه هم روش، خود بشکه هم میشه مخزن و... بعد پله گفت ماشین مال کی باشه؟ لحظهای فقط صدای کلاغها آمد که برگشته بودند. بعد فیثا و ادیسون با هم گفتند مال هر سهتامون. ادیسون کمی فکر کرد و گفت از شر این باتری خرکی تراکتور هم خلاص میشیم. میزنیمش به برق. قرار نیست که پرواز کنه. پله گفت ماشین لباسشویی به چه دردمون میخوره ننههامون که لباسمون میشورن. فیثا و ادیسون ساکت شدند.
شاید به خواندن این کتابها نیز علاقهمند باشید:
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 2.۴۸ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 272 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | رضا زنگیآبادی |
| ناشر | انتشارات هوپا |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۰۸/۲۲ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| قیمت چاپی | 180,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |