
کتاب مردی که همسرش را با کلاه اشتباه میگرفت نوشته پیتر بروک و ماریا هلن استین، اقتباسی از یکی از برجستهترین آثار غیر داستانی در حوزه عصبشناسی و روانشناسی است. این کتاب نخستین بار در سال 1985 توسط الیور ساکس منتشر شد و مجموعهای از 24 داستان واقعی و بررسیهای موردی بیماران نورولوژیک است که با نثری دقیق نوشته شده است.
نویسنده در این نمایشنامه با دیدی متفاوت از گزارشهای علمی خشک، کشفها و تجربههای خود در مواجهه با بیماران مغز و اعصاب را بهگونهای روایت میکند که هم برای مخاطبان عام و هم متخصصان جذاب باشد. او بیماران را نهتنها از منظر بیماری، بلکه از منظر تجربه انسانی آنها در برابر اختلالات عصبی توصیف میکند و نشان میدهد چگونه مغز میتواند واقعیت را به طرزی عمیق تفسیر کند. این اثر با ترجمه بهمن معتمدیان توسط نشر قطره منتشر شده است.
کتاب مردی که همسرش را با کلاه اشتباه میگرفت، سفری شگفتانگیز به درون ذهن انسان است؛ سفری که نشان میدهد مغز چگونه دنیای اطراف را میسازد و گاهی آن را بهطرزی متفاوت از واقعیت به نشان میدهد. نویسنده در این کتاب با زبانی ساده و داستانگونه از بیمارانی میگوید که هرکدام بهدلیلی خاص، جهان را به شکلی متفاوت تجربه میکنند. این داستانها واقعیاند؛ اما آنقدر عجیب و تاثیرگذارند که گاهی شبیه داستانهای تخیلی بهنظر میرسند.
در مشهورترین داستان کتاب، با مردی آشنا میشوید که بیناییاش سالم است؛ اما مغزش دیگر نمیتواند معنا و هویت اشیا را تشخیص دهد. او شکلها را میبیند، رنگها را تشخیص میدهد؛ اما وقتی میخواهد از اتاق خارج شود، بهجای کلاه، سر همسرش را برمیدارد. این اتفاق نه از سر شوخی، بلکه نتیجه اختلالی در مغز است که نشان میدهد دیدن فقط با چشم انجام نمیشود، بلکه مغز نقش اصلی را در فهم جهان بازی میکند.
در بخشهای دیگر کتاب، نویسنده از انسانهایی میگوید که حافظهشان در گذشته متوقف شده است، کسانی که حس بدن خود را از دست دادهاند و باید دوباره راهرفتن را یاد بگیرند یا افرادی که بهدلیل اختلالات عصبی، تواناییهای خاص و غیر معمول پیدا کردهاند. هر داستان، تصویری تازه از شکنندگی و درعینحال شگفتی ذهن انسان ارائه میدهد و نشان میدهد که حتی در دل بیماری، راههایی برای سازگاری و ادامه زندگی وجود دارد.
آنچه این کتاب را خاص میکند، نگاه انسانی نویسنده است. نویسنده بیمارانش را فقط بهعنوان مورد پزشکی معرفی نمیکند؛ او به زندگی، احساسات، ترسها و تلاش آنها برای معنادادن به دنیایشان توجه دارد. مخاطب در حین آشنایی با کارکرد مغز، به همدلی عمیقتری با انسانها میرسد و درمییابد که هر ذهن، جهانی منحصربهفرد است.
در نهایت، این کتاب از نشر قطره فقط درباره بیماریهای مغز نیست؛ درباره انسانبودن است. درباره اینکه واقعیت چقدر به مغز انسان وابسته است و چقدر آسان تغییر میکند.
پیتر بروک، یکی تاثیرگذارترین و مهمترین چهرههای تئاتر معاصر جهان است. او کارگردان، نویسنده، نظریهپرداز و اندیشمندی بود که نگاهش به انسان و ذهن مرز میان روانشناسی، هنر و فلسفه را از بین برد. او بیشتر بهخاطر نگاه مینیمال، عمیق و انسانیاش شناخته میشود . کتاب مشهور او، فضای خالی، یکی از مهمترین آثار نظری در تاریخ تئاتر است و هنوز هم در دانشکدههای هنر تدریس میشود.
ماریا هلن استین، نمایشنامهنویس، نویسنده و همکار نزدیک پیتر بروک است که سالها در کنار او در پروژههای بینالمللی فعالیت کرده است. او از اعضای اصلی مرکز بینالمللی تئاتری بود.
این کتاب به زیبایی به موضوعات عمیق علمی پرداخته است و آنها را بهصورت داستانی جذاب، عاطفی و قابل فهم ارائه کرده است. این کتاب به شما کمک میکند تا بفهمید مغز چطور کار میکند، چگونه ممکن است دچار اختلال شود و چگونه همین اختلالات میتوانند تفسیری شگفتانگیز ارائه دهند.
این کتاب با ترجمه بهمن معتمدیان کمک میکند نگاه انسانی در بررسی این بیماران داشته باشید و برای هر کسی که به روانشناسی، فلسفه، عصبشناسی و داستانهای واقعی علاقه دارد، مناسب خواهد بود.
این کتاب برای هر اهل کتابی مناسب خواهد بود؛ اما بهصورت ویژه به این افراد پیشنهاد داده میشود:
· دانشجویان و علاقهمندان به روانشناسی، علوم اعصاب، ادبیات و تئاتر؛
· پزشکان و متخصصان سلامت روان؛
· دوستداران کتابهایی با داستان واقعی و تجربی؛
· علاقهمندان به نمایشنامه و تئاتر معاصر؛
· علاقهمندان به فهم بهتر ذهن انسان.
در ادامه میتوانید بخشی از متن این کتاب را بررسی و مطالعه کنید تا در نهایت با اطمینان درباره تهیه آن تصمیم بگیرید:
دکتر با الکترودی سمت راست سر بیمار را لمس میکند. دست بیمار حرکت جزئی میکند. دکتر جای الکترود را عوض میکند، اما همواره آن را در سمت راست سر بیمار قرار میدهد. بیمار به این تحریکهای مختلف با مجموعهای از حرکات واکنش نشان میدهد. سپس دکتر الکترود را در سمت چپ سر او قرار میدهد. بیمار: بوی زمین رو حس میکنم. با برادرهام دارم از مدرسه برمیگردم، داریم توی مزرعه قدم میزنیم، مردی جلومونه و داره ساکی رو حمل میکنه، او میگه: «میخواین برین بالا؟» اینجا پر ماره. خیلی ترسیده بودم. برادرهام فریاد میزنن: «فرار کن! فرار کن! بجنب!» توی روستای خودمم، بئووگا. دکتر الکترود را بر میدارد، و سپس، دوباره همانجا میگذارد.
اگر از مطالعه کتاب مردی که همسرش را با کلاه اشتباه میگرفت لذت بردید، این آثار را نیز از دست ندهید:
· کتاب بینایی ذهن از نشر راوشید
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 536.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 70 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ماریا هلن استین |
| نویسنده دوم | پیتر بروک |
| مترجم | بهمن معتمدیان |
| ناشر | نشر قطره |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | the man who |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۰۸/۲۰ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |