
كتاب بادام نوشته وون پیونگ سون یکی از پرطرفدارترین رمانهای معاصر در ادبیات کره است. این کتاب از زبان نوجوانی با بیماری آلکسیتایمیا یا ناتوانی در تشخیص هیجانات، روایتهایی درگیرکننده درباره تعاملهای انسانی و همدلی ارائه میدهد. همچنین نگاهی به جامعه دارد تا رفتار آن را در برخورد با بیماران یا اشخاص متمایز، مورد تحلیل قرار دهد. این اثر جزو داستانهای نوجوان معرفی میشود؛ اما دغدغه آن چیزی فراتر است. علاوهبر اینکه در جریان داستان شوکهکننده خود از چالشها و دردهای نوجوانی میگوید گذری هم در جامعه و مردم آن میکند. نویسنده در مسیر داستانی تکاندهنده از تنهایی و مصیبهایی سخت میگوید و با داستانی خواندنی بهعنوان اثری همدل و الهامبخش وارد میشود.
کتاب بادام توسط انتشارات یوشیتا منتشر شده است. روایتی که با کلمات ساده، داستان متفاوت، دلخراش و پرعمقی را روایت میکند. داستان این رمان درباره پسری به نام یونجائه است که آلکسیتایمیا دارد. به این معنا که در تشخیص و بروز احساسات خود ناتوان است و بادامه مغز او خوب کار نمیکند. نام بادام نیز آمده از نام آمیگدال یا بادامک در مغز است که در پردازش و تنظیم احساسات نقش دارد. داستان از زبان یونجائه روایت میشود. نوجوانی که هیجاناتی مانند غم، شادی، خشم و ترس را درک نمیکند و گویی جهان برای او جور دیگری جریان دارد که برای دیگران قابلدرک نیست. او تا قبل از تولد 16 سالگیاش در کنار مادر و مادربزرگش زندگی خوبی دارد تا اینکه یک اتفاق تلخ و ناگهانی همه چیز را تغییر میدهد.
نقطه اوج داستان شروعی برای روبهروشدن متفاوت یونجائه با دنیای بیرون است. آشناشدن او با پسری که برخلاف خودش پر از احساسات است دریچه جدیدی در زندگی او باز میکند. این کتاب سعی دارد بگوید همدلی و تجربه احساسات میتواند آموختنی باشد و تمرین شود. میتوان احساسات را شناخت بدون اینکه تجربهشان کرد و همدلی تلاشی آگاهانه میخواهد. در این میان درباره خشونت، تجربههای دردناک و چالشهای نوجوانان صحبت میکند و نور امیدی بر مسیر سخت زندگی میاندازد. این کتاب درباره تعاملات اجتماعی یک فرد با مشکلی خاص سخن میگوید و نحوه برخورد جامعه با تفاوتها و لحظههایی ویژه را مورد توجه قرار میدهد که قابلتامل هستند. این اثر توسط فاطمه قربانزاده و از زبان انگلیسی ترجمه شده است. کتاب بادام بهعنوان یکی از پرفروشترین کتابهای کره نیز شناخته میشود و به زبانهای زیادی ترجمه شده است. این رمان افتخارات بسیار و جایزه ادبی چانگبی را نیز برای وون پیونگ سون به ارمغان آورد.
وون پیونگ سون متولد 1979 در سئول، نویسنده و فیلمسازی شناختهشده در کره است. سون در رشتههای فلسفه و جامعهشناسی تحصیل کرده و معتقد است تحصیل در این دو رشته بسیار بر نگاه او تاثیر گذاشتهاند. او رشته کارگردانی فیلم را در آکادمی KAFA گذراند و کار خودش را با نقد فیلم و فیلمسازی شروع کرد. در سال ۲۰۰۱ جایزه منتقدان فیلم را از مجله Cine21 دریافت نمود. همچنین با نوشتن کتاب بادام که اولین رمان و از معروفترین آثار او است موفق به دریافت جایزه ادبی چانگبی شد. بعد از نوشتن رمان دومش یعنی کتاب ضد حمله سی توانست جایزه صلح ججو را دریافت کند. آثار او حاوی محتواهایی انسانی، متمایز، دغدغهمند و امیدوارکننده است. همچنین به علت فعالیت در حوزه سینما، نثر او تصویری قوی دارد که روایتهای کتابهایش را اثرگذارتر میکند.
· نوجوانان علاقهمند به رمانهای کرهای جذاب با روایتی پرمفهوم
· طرفداران داستانهای آسیای شرقی با پیچیدگیهای اجتماعی و شخصی
· مخاطبان علاقهمند به داستانهای بلند متمرکز بر دغدغههای امروز
· مطالعهکنندگان دوستدار رمانهای درام با موضوعاتی خاص و امیدوارکننده
کتاب بادام یک کتاب مینیمال اما عمیق است که در خود به مسائل درونی و اجتماعی یک نوجوان خاص میپردازد. این کتاب نثری خوشخوان دارد و در قسمتهایی از روند داستان، شما را شوکه میکند. نویسنده این رمان، جذابیتهای بصری و داستانی را برای بیان پستی و بلندیهای زندگی یک پسر نوجوان که دچار بیماری ویژهای است بهکار گرفته است. در این مسیر درباره موضوعهایی مانند همدلبودن، دوران بلوغ، ارتباطهای اجتماعی، نگاه جامعه به افراد متفاوتتر از خود و رشد شخصی خواهید خواند. این رمان در دل اتفاقات دلخراش بهدنبال شروع مسیری جدید و کشف امید برای تغییر و رشد است.
در برشی از این داستان میخوانید:
آن طرف پنجره یک مرد داشت چیزی را در هوا تکان میداد. همان مرد کتوشلواری بود که او را قبل از ورود به رستوران در حال پرسهزدن دیده بودیم. برخلاف ظاهر متشخصی که داشت در یک دستش چاقو گرفته بود و در دست دیگرش یک چکش. طوری آنها را محکم در دست گرفته بود که انگار میخواست هر دانه برفی را که رویش میریخت با چاقو بزند. او را تماشا کردم که داشت به گروه کر نزدیک میشد. در همان حال، بعضی از مردم هم با عجله گوشیهای تلفنشان را بیرون میآوردند. مرد چرخید و چشمش به مامان و مامانبزرگ افتاد. یکدفعه تصمیمش را عوض کرد. مامانبزرگ سعی کرد مامان را کنار بزند؛ ولی در همان لحظه اتفاقی باورنکردنی در مقابل چشمانم بهوقوع پیوست.
شاید این کتابها را نیز دوست داشته باشید:
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۲۱ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 160 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | وون پیونگ سون |
| مترجم |