
کتاب نجوای سایهها اثر هرتا مولر که با همت انتشارات نیماژ با ترجمه روان و قابل قبول احسان قبادی منتشر شده است، درباره دیکتاتوری نیست. این کتاب از آن دسته آثاریست که شما با خواندن آن دیکتاتوری را در بدن خود حس میکنید. کتابی که در آن خواهید دید چطور همهچیز، از جوراب تا ناقوس، پنجره و حتی سکوت میتوانند به ابزاری برای سرکوب تبدیل شوند. جهانی که هرتا مولر در این کتاب به شما نشان میدهد جهان فریاد نیست، جهانی پر از نجواست.
نجوای سایهها مجموعهای از داستانهای کوتاه بههمپیوسته است که زندگی زنان را در روستاهای رومانی تحت حاکمیت کمونیستی روایت میکند. اگر بگوییم این داستانهای یک گزارش تاریخی یا یک بیانیه سیاسی هستند، در حق این کتاب اجحاف کردهایم. این کتاب کابوسهای روزمرهای است که در آنها ترس به عادت تبدیل شده است و خشونت چهرهای عادی در جامعه است. هرتا مولر با ترکیب نثر شاعرانه و در گاهی اوقات بیرحمانه نشان میدهد که چگونه دیکتاتوری، پیش از آنکه شهرها را ویران کند، زبان و بدن انسانها را تسخیر میکند.
نجوای سایهها تصویری چند لایه از زندگی در روستاهای رومانی دوران کمونیسم را به تصویر میکشد. این روستا جایی است که نظارت، ترس و سکوت بخشی از زندگی روزمره شده است. داستانها اغلب از زاویه دید زنان و گاهی کودکان روایت میشوند؛ شخصیتهایی که بیش از هر چیز، بدن و حریم شخصیشان زیر فشار قدرت قرار دارد. روستایی که در این مجموعه ترسیم میشود، تنها یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه استعارهای از کشوری است که در آن حتی روابط خانوادگی، زبان و نگاهها هم تحت کنترل حکومت مستبد و خودکامه چائوشسکو، دیکتاتور بدنام رومانی است.
هرتا مولر در این داستانهای بهجای روایت رخدادهای سیاسی مستقیم به سراغ مردم رفته است. مردمی که در کتابهای تاریخ و بیانیههای سیاسی نادیده گرفته میشوند اما همیشه بیشترین آسیب را میبینند. مولر برای بیان درد و رنج مردم تحت حکومت دیکتاتوری، بیشتر روی جزئیات سادهای مانند لباسها، اشیا، خانه، آیینهای روزمره و سکوتهای معنادار تمرکز میکند و با کمک همین موارد کوچک فضای خفقانآور را به تصویر میکشد.
او بهخوبی دیکتاتوری در نجوای سایهها نه با شعار و دستور و از راه عادتسازی، تکرار و فرسایش روانی را نشان میدهد و شما با خواندن آن عادی و طبیعیشدن ترس و خشونت را حس میکنید.
بعضی از داستانهای این کتاب حالوهوای کابوسوارتری دارند و مرز میان واقعیت و خیال در آنها محو میشود. نمونه برجسته آن، داستان «خطبهی ترحیم» است که در قالب یک رویای تلخ، مراسم عزاداری را به صحنهای از اتهام، تحقیر و فروپاشی روانی بدل میکند. در مجموع، نجوای سایهها از انتشارات نیماژ بیش از آنکه روایتگر یک دورهی تاریخی باشد، تجربه زیستن در فضای سرکوبشده را به خواننده منتقل میکند؛ تجربهای که بهسادگی فراموش نمیشود.
هرتا مولر، نویسندهای که تحت حکومتی خودکامه زندگی میکرد ولی راه مبارزه را از طریق ادبیات، با نگاهی متفاوت انتخاب کرد. نگاهی که منجر به آثاری شد که در نهایت جایزه نوبل ادبیات را نصیب او کرد. این نویسنده آلمانی رومانیایی تبار در آثار خود نه بهدنبال روایت مستقیم روایتهای تاریخی بلکه نمایانگر تاثیر دیکتاتوری بر زبان، بدن و ذهن انسان است.
نثر او تکهتکه، فشرده، نمادین و گاه آزاردهنده است. زبانی که خود بازتاب جهانی است که در آن زندگی تحت فشار دائمی معنا پیدا میکند. پس از انتشار نجوای سایهها عملا او امکان فعالیت در رومانی را نداشت و به همین دلیل به آلمان غربی مهاجرت کرد اما همچنان همان حالوهوا را در آثارش حس کرد.
اگر میخواهید در مورد رومانیای چائوشسکو اطلاعات تاریخی یا سیاسی کسب کنید، این کتاب انتخاب مناسبی نیست. ارزش این کتاب در این است که تجربه زیستن مردمان عادی را در فضای سرکوب به شکلی آشنا و ملموس بیان میکند. هرتا مولر، هنرمندانه و بهخوبی نشان میدهد دیکتاتوری چگونه پیش از آنکه در قالب قوانین و شعارها ظاهر شود، در جزئیات زندگی روزمره نفوذ میکند.
نجوای سایهها همچنین نمونه درخشان از ادبیاتی است که به تجربه زنان در نظامهای تمامیتخواه میپردازد؛ تجربهای که اغلب در روایتهای رسمی نادیده گرفته میشود. بدن زن، روابط خانوادگی و نقشهای اجتماعی در این داستانها به میدان اصلی اعمال قدرت تبدیل میشوند و همین زاویه دید، کتاب را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند.
بند جورابهای مادر چنان به او فشار میآورند که دارند بدنش را میبُرند و شکم بهتنگناافتادهاش را بالا راندهاند. جنس بند جورابهای مادر حریر کلفت آبی روشن است با لالههایی کمرنگتر، و دو گیرهی پلاستیکی سفید و دو قلاب فلزی ضد زنگ دارند.
مادر جوراب ابریشمی سیاه را روی میز میگذارد. جورابهای ابریشمی ساقهای پهن و پانما دارند. آنها از شیشهی سیاه ساخته شدهاند. پاشنههای گرد و پنجههای مربعیشکل ضخیم دارند. آنها از سنگ سیاه ساخته شدهاند.
مادر جوراب ابریشمی سیاه را تا روی رانهایش بالا میکشد. لالههای کمرنگ از همانجا تا روی شکم مادر شناورند. گیرههای پلاستیکی سفید، سیاه میشوند و قلابها بسته.
مادر پنجههای پای سنگیاش را جمع میکند و پاشنههای سنگیاش را در کفش سیاهش فرو میبرد.
اگر این کتاب را دوست داشتهاید در گامهای بعدی میتوانید این آثار را از فیدیبو تهیه کنید:
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۱۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 112 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | هرتا مولر |
| مترجم |