
ایتن عادت دارد با کمک هیولای مورد علاقه اش بخوابد که زیر تختش زندگی می کند. یک شب زیر تخت را چک می کند و به جای گیب یادداشتی پیدا می کند:
«من رفتم ماهی گیری، یه هفته ی دیگه برمی گردم.»
حالا ایتن چه طور بدون هیولایش بخوابد؟
هیول اهای دیگری زیر تختش ظاهر می شوند، اما هیچ کدام شبیه هیولایی نیستند که به او کمک می کند تا بخوابد. ایتن می خواهد هیولای خودش را برگرداند...