گاهی در زندگی به دنبال راهنما و معلمی میگردیم که راه را نشانمان دهد. اما باید بگویم که خود زندگی، یک راهنما و معلم است.معلمی که با هر اتفاق جدید در هر لحظه زندگی، درس کوچک و بزرگ جدیدی را به ما می آموزد. عده ای از ما شاگر درس خوانی هستیم که از درس ها و تجربه های زندگی مان در تمام مسیر ها استفاده میکنیم و آنها را در گوشه ای از ذهنمان ثبت میکنیم. عده ای نیز شاگرد فراموش کار و بازیگوشی هستیم که از کنار هر درس، به سادگی و چشم پوشی گذر میکنیم. من نیز از آن دسته شاگردان درس خوانی بودم که هیچ گاه از کنار تجربه و درس های زندگی به سادگی نمیگذشنم. هجده سال اول زندگی شاید کم باشد و بی تجربه، اما من در همین هجده سال تجربیاتی یافتم که اگر بخواهم آنها را بنویسم سالها طول خواهد کشید.هرروز زندگی هر انسانی تجربه جدیدی در دنیا است که میتواند دنیا را جدیدتر کند. در نظر من دنیا هیچ گاه تکراری نخواهد شد زیرا هر لحظه اتفاق جدیدی رخ میدهد که گویا دنیا را با تعریفی دیگر به ما نشان میدهد. برخی انسان ها آن ها را فراموش میکنند و برخی به خاطر نگه میدارند. برای من، هر تجربه کوچک و بزرگ ارزشمند است و آن را به عنوان خاطره ای در زندگی در قاب ذهنم ثبت میکنم. در این کتاب میخواهم بیست و چهار نتیجه ازدریای تجربه ها و درس هایی که درهجده سال زندگی ام یاد گرفته ام را به اشتراک بگزارم. امیدوارم از خواندن این درس ها لذت ببرید و برایتان مفید باشد. در آخر هر فصل شما نیز نتیجه گیری و یا تجربه تان را در رابطه با تجربه من در چند سطر بنویسد.باشد که با هم کتاب را تمام کنیم و با هم تجربه کنیم. این کتاب تنها سخنان من نیست بلکه نیازمند سخنان شما نیز هست تا کامل شود..