هیچ پاسخ دقیقی برای این سوال وجود ندارد. تمام انسانها در این دنیای پهناور متفاوت هستند و چیزهای متفاوتی از زندگی میخواهند. در حالت مطلوب، با به دست آوردن آنچه از زندگی میخواهند شاد خواهند شد، اما در بیشتر مواقع دستیابی به خواستهها اتفاق نمیافتد.
برای بیشتر مردم، شادی ممکن است یک افسانه به نظر برسد. افرادی وجود دارند که برایشان شاد بودن در زندگی دشوار است. این بدان معنا نیست که زندگی آنها پر از کاستی است بلکه چون نمیدانند چطور باید شاد باشند. پول به تنهایی نمیتواند انسان را شاد کند؛ شهرت یا موفقیت هم همینطور. یک نفر با داشتن حداقل نیازهای زندگی میتواند شاد باشد، در حالی که دیگری با مالکیت نیمی از دنیا نمیتواند شاد باشد.
فقط میتوانیم بگوییم شادی و شاد بودن پیچیده است. شادی چیزی است که روانشناسها، درمانگران، دانشمندان و جامعهشناسان قرنهاست در جستجوی آن هستند. همه میخواهند فرمول شاد بودن را بدانند و مردم را شاد کنند.
کتاب من یعنی «طعم شیرین شادی: راز داشتن یک زندگی شاد و رضایتبخش» نیز تلاشی برای جستجوی شادی است. من نه متخصص هیجانات و عواطف انسانی هستم و نه کسی که به او الهام شده است. اما به نوشتن این کتاب فکر کردم چون شخصاً خودم را شاد میدانم. نه تنها شاد هستم بلکه اینقدر خوششانس هستم تا خودم را فردی خرسند و راضی در زندگی بدانم. این، به نظر من، همان شادی و خوشبختی است.
این کتاب در واقع پیرامون مسائل جامعهشناسی یا روانشناختی برای فردی شاد بودن نیست، بلکه صرفاً چیزهایی است که من به آنها باور دارم. کتاب حاضر حاوی افکار من و سفرم به سوی فردی شادتر بودن، نسبت به یک دوره از زندگیام است و مطالبی که متوجه شدهام برای خرسندی در زندگی نیاز دارم.