درباره مواضع کشورهای اروپای غربی در قبال انقلاب اسلامی ایران
وقوع انقلاب اسلامی از جمله حوادثی است که تاثیر فوق العاده و شگفت آوری در ورای مرزها و نظام بین الملل بر جای گذارده است. تحول فوق، عناصر درونی نظام بین الملل را به شکل عمیقی تحت تاثیر قرار داد. همچنین رویکرد ایدئولوژیک انقلاب اسلامی مبتنی بر فرهنگ دینی و ارزش های سنتی و بومی برای جهان غرب کاملاً غیرمنتظره بود. کشورهای غربی (امریکا و اروپای غربی)، ایدئولوژی های بسیاری (همچون لیبرالیسم، امپریالیسم، ناسیونالیسم و کمونیسم) را در روابط بین الملل تجربه کرده بودند؛ اما در قرون اخیر رویکرد دینی با احیای سنت سیاسی اسلام و صدور ارزش های اسلامی به هیچ وجه برای آن ها قابل هضم نبود، زیرا سیاست صدور انقلاب بر اساس حمایت از مستضعفین و تلاش برای تشکیل امت واحده اسلامی، تقویت شیعیان و به خصوص مقابله با سلطه گران قرار دارد. اگر چه آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی کشورهای اروپایی را به طور مستقیم مورد خطاب قرار نداده اما همچون تحلیل آمریکا از اهداف صدور انقلاب ایران، اروپایی ها نیز اهداف انقلاب ایران را در نقطه کانونی جهان غرب می دانند که مکتب لیبرالیسم را نشانه رفته است. از این رو بواسطه درک نادرست کشورهای اروپای غربی از مفهوم سیاست صدور انقلاب ایران وراهبرد دشمن سازی، ترس از به خطر افتادن منافع در کشورهای تحت نفوذ اروپای غربی، ترس از اثرپذیری مسلمانان اروپای غربی از انقلاب اسلامی و تفاوت در حوزه تمدنی و همسویی کشورهای اروپای غربی با ایالات متحده امریکا درمقابل انقلاب اسلامی وهدف فراملی آن یعنی صدور انقلاب قرار گرفتند.