افراد خیلی زود از شکستها و اشتباهاتی که خواسته و ناخواسته مرتکب میشوند درس میگیرند، آنها را تکرار نمیکنند و از تجارب تلخی که حاصل آمده است دانش نوینی را سرلوحه کار خود قرار میدهند. اما سازمانها اینطور عمل نمیکنند. هرچند افراد نیز همیشه چنین نیستند و گاهی اوقات ممکن است اشتباهاتی را تکرارکنند، ولی بهاحتمال زیاد سازمانها بیشتر از افراد یک اشتباه را مجددا تکرار میکنند یا از اشتباهات و شکستهایی که رخ داده است درسهای لازم را نمیگیرند.
مدیرعاملی که در دوره کاری خود یک تصمیمگیری غلط انجام میدهد و نتایج منفی زیادی اعم از مادی و معنوی را متوجه شرکت میکند به ظن قوی آن تصمیم را در شرکتی دیگر تکرار نخواهد کرد، اما ممکن است فرد یا افرادی که بعدها جای او را میگیرند همان اشتباه را تکرار کنند.
حتی اگر افراد نیز از شکستها درس نگیرند و اشتباهات خود را تکرار کنند، ولی اصحاب سخن خیلی افراد را خطاب قرار دادهاند و این انسان نصایح گوناگونی را درمورد عبرتآموزی از اشتباهات خود و دیگران شنیده است. اما سازمانها نصیحتپذیر نیستند و بهنظر میرسد با زبانی دیگر باید با آنها سخن گفت.
این کتاب درمورد یادگیری سازمانها از شکستها و اشتباهاتی است که انجام میدهند. در این کتاب سعی شده است از قضیههای واقعی که در سازمانها رخ میدهد برای بیان مفاهیم مربوطه استفاده شود.
کتاب در سه فصل تنظیم شده است. فصل اول اختصاص به طرح برخی از عوامل موثر بر شکست دارد. این فصل همراه با تشریح بعضی از شکستها و مثالهای واقعی میباشد. در فصل دوم یادگیری سازمانی تعریف و بهطور خلاصه بررسی میشود. درواقع این فصل به چیستی یادگیری سازمانی میپردازد و فصل سوم چگونگی یادگیری سازمانی از شکستها و اشتباهات را تشریح میکند.
خیلی مایل بودم به جای استفاده از قضیه و مثالهایی که در کشورهای دیگر اتفاق افتاده است از شکستها و اشتباهاتی که در شرکتها و سازمانهای بومی رخ داده است در کتاب استفاده میکردم، چرا که مثالهای بومی برای خواننده جذاب تر است و بار یادگیری بیشتری نیز به همراه دارد. ولی متاسفانه به دلایل گوناگون نتوانستم به این هدف برسم. شاید اولین دلیل پیش رو، کمکاری محققان و تحلیلگران مدیریت باشد. از سوی دیگر انجام تحقیقهایی مانند مطالعاتی که در فصل اول ذکر شده است متضمن هزینههایی است که سازمانها میلی به انجام آنها ندارند. علاوه بر عامل هزینه، بهنظر میرسد هنوز بسیاری از سازمانها و شرکتها آماده رویارویی با واقعیتها نیستند و پذیرش اینکه اشتباهاتی رخ داده یا شکستهایی حادث شده است به سادگی ممکن نیست. البته بسیار امیدوارم در دورهها و همایشهای آموزشی که در این مورد خواهم داشت با کمک مدیران و کارشناسان محترم در قالب پروژههایی بتوانیم به این هدف برسیم و در چاپهای بعدی مثالهای بومی را جایگزین کنیم، هرچند مثالهای فعلی نیز بخشی از تجربه بشر محسوب میشود.