پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم؟

کتاب وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم؟

نسخه الکترونیک کتاب وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم؟ را رایگان بشنوید

نقد و بررسی کتاب وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم؟

برای داشتن بدنی سالم و با نشاط ورزش کردن یکی از بهترین کارهایی است که می‌توان انجام داد. دویدن یکی از بهترین تمرینات ورزشی است که این روزها هم در سراسر دنیا تبلیغ زیادی از آن می‌شود تا افراد بدانند که برای داشتن ظاهری زیبا و بدنی سالم و شاد حتماً نباید در یک باشگاه ورزشی ثبت‌نام کنند. دویدن نه تنها به داشتن بدنی سالم کمک می‌کند بلکه تاثیر آن بر کارکرد ذهن و آرامش فکری بسیار شگفت‌انگیز خواهد بود. هاروکی موراکامی نویسنده‌ی مشهور ژاپنی سالهاست که دویدن را در برنامه روزانه خود قرار داده است و با اینکه این روزها 70 ساله شده اما همچنان به این کار ادامه می‌دهد. او در کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم از زندگی‌اش، به‌ویژه از دویدن و دوچرخه‌سواری گفته است.

 

درباره کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم؟

کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم همان‌طور که از نامش پیداست سرگذشتی است از دویدن نوشته‌ی هاروکی موراکامی نویسنده معروف ژاپنی. این کتاب به نوعی زندگی‌نامه است که موراکامی آن را از زبان خودش نوشته شده است. کتاب حجم بسیار کمی دارد و موراکامی آن را بین تابستان 2005 تا پاییز 2006 نوشته و اولین بار سال 2007 منتشر شده است. موراکامی به دویدن بسیار علاقه دارد، این کار هر روز اوست او دویدن را بخشی از نویسندگی‌اش دانسته، انگار که اگر نتواند بدود نخواهد نوشت. پس خواندن کتابی که موراکامی از یکی از عادت‌های محبوبش در آن صحبت می‌کند می‌تواند جالب و خواندنی باشد. در این کتاب موراکامی نه تنها درباره‌ی دویدن که درباره‌ی برنامه‌ها و امور شخصی‌اش می‌گوید، از آن چیزهایی که دوست دارد و ندارد. اگر قبل‌تر از موراکامی کتابی خوانده باشیم قطعا کتاب حاضر می‌تواند ما را با نگاه موراکامی به پدیده‌ها و رخدادها آشنا کند. روایت این کتاب از نظر زمانی خطی نیست و گاهی در گذشته و آینده رفت و آمد می‌کند. کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم در سال 1390 با ترجمه‌ی علی حاجی قاسم از سوی انتشارات نگاه منتشرشده است.

از لاغری تا دویدن

چه چیزی باعث شد تا موراکامی دست به نوشتن چنین کتابی بزند؟ ماجرای دویدن از کجا شروع شد؟ موراکامی در برهه‌ای از زندگی خود به‌اضافه وزن دچار شد و برای اینکه بتواند وزن خود را کم کند به دویدن روی آورد؛ اما دویدن کم‌کم تبدیل به یکی از عادت‌ها و امور روزانه‌ی او تبدیل شد. او کمی بعد متوجه شد که دویدن تأثیر شگرفی بر زندگی و حتی نویسندگی‌اش گذاشته است. دویدن به‌قدری برای موراکامی مهم شد که او را تا شهر آتن کشاند و در چندین مسابقه دو میدانی هم شرکت کرد. موراکامی در کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم از رویدادهای چهار ماه تمرین مداوم خود برای شرکت در مسابقات مارتن سال 2005 در نیویورک می‌گوید. برای افرادی که همیشه دوست داشتند با زندگی نویسنده‌ی گوشه‌گیری همچون موراکامی آشنا شوند حالا فرصت خوبی فراهم شده تا از زبان خودش وصف حال او را گوش دهیم. موراکامی در این کتاب اشاره کرده است که در زمان دویدن دوست دارد موسیقی لاوین اسپونفول گوش دهد و خاطرات سال‌های دهه‌ی ۱۹۶۰ را در ذهنش مرور کند. خاطراتی که به تعبیر خودش واقعاً چیز بخصوصی نبوده و اگر قرار بود از زندگی‌اش فیلمی بسازند این‌ها صحنه‌هایی خواهند بود که کف اتاق مونتاژ ریخته می‌شد و مونتور می‌گفت: «ما می‌توانیم این بخش را حذف کنیم. بد نیست، اما معمولی است و زیاد چنگی به دل نمی‌زند. این خاطرات زرق‌وبرقی ندارد و پیش‌پاافتاده است» موراکامی با اینکه مینی مالیست نیست، اما به واسطه‌ی آشنایی و دوستی با ریموند کارور و نیز انس و الفت با آثار همینگوی، گونه‌ای تأثیرپذیری از مینی مالیست ها و نیز شیوه‌ی نگارش همینگوی در آثارش دیده می‌شود. ریموند کارور، داستان معروفی دارد به نام «وقتی از عشق حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم».

عنوان کتاب موراکامی؛ یادی از کارور

موراکامی عنوان کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم را از مجموعه داستانی معروف به نام «از عشق حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم» اثر «ریموند کارور» نویسنده‌ی داستان‌های کوتاه آمریکایی گرفته است. موراکامی ريموند كارور را نویسنده‌ی مورد علاقه‌ی خود می‌داند و برای وام گرفتن از عنوان داستان کارور برای کتابش، از همسر کارور، «تس گالاگر» اجازه گرفته است.

درباره هاروکی موراکامی؛ نویسنده‌ی دونده

در جهان ادبیات امروز، هاروکی موراکامی یکی از نویسندگان محبوب ناشران و خوانندگان در سراسر جهان، به ویژه در ایران است. در حال حاضر می‌توان گفت این نویسنده‌ی ژاپنی، یکی از نویسنده‌هایی است که کتاب‌های او در لیست پرفروش‌های جهان است. آثار او به بیش از چهل و دو زبان در سراسر جهان ترجمه شده است و جایزه «فرانتس کافکا» یکی از بزرگ‌ترین جوایزی است که موراکامی تاکنون در میان جوایز دیگرش دریافت کرده است. موراکامی در سال 1949 در شهر کیوتوی ژاپن به دنیا آمد. او از کودکی به فرهنگ غرب و ادبیات و موسیقی علاقه داشت. تاثیر داستان‌هایی که او از بزرگان ادبیات جهان به ویژه نویسندگانی مثل کارور گرفته است بر افکار و ذهنیات او در کتاب‌هایش مشهود است. موراکامی نویسنده‌ای است که خوب قصه می‌گوید و بیشتر داستان‌هایش را به سبک رئالیسم جادویی و سبک سورئال نوشته است. داستان‌های کوتاه و بلند او با مضامین انسان امروز، تنهایی و روزمرگی گره خورده‌اند.

از نکاتی که در محافل ادبی همواره مورد توجه بوده است این است که او یکی از شایسته‌ترین افراد برای دریافت نوبل ادبی بوده است اما هنوز موفق به دریافت آن نشده است. کتاب «گوسفند وحشی» از همین نویسنده برنده جایزه ادبی «نوما» شده است.

هاروکی موراکامی در حال حاضر هفتاد ساله است و علاوه بر نویسندگی در عرصه‌ی ترجمه هم فعالیت کرده است. از داستان‌های معروف او می‌توان به «کجا ممکن است پیدایش کنم»، «کافکا در کرانه»، «وقتی از دو حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم»، «جنگل نروژی»، «سال‌شمار پرنده‌ی کوکی»، «پس از تاریکی»، «رقص رقص رقص»، «سرزمین عجایب بی‌روح و پایان دنیا»، «فیل غیب می‌شود»، «بید نابینا، زن خفته»، «بعد از زلزله» و «زیرزمین» اشاره کرد.

برای خرید و دانلود pdf کتاب‌های موراکامی از سایت و اپلیکیشن فیدیبو اقدام کنید.

ترجمه کتاب وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می‌کنم؟

کتاب حاضر با دو ترمه در ایران منتشرشده است. ترجمه‌ی کتاب حاضر را «علی حاجی قاسم» انجام داده و انتشارات نگاه آن را منتشر کرده است. ترجمه‌ی دیگر این کتاب متعلق به نشر چشمه است که «مجتبی ویسی» آن را با عنوان از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم به فارسی برگردانده است. هر دو ترجمه در فیدیبو قابل خرید و دانلود است.

در بخشی از کتاب وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم می‌خوانیم

امروز جمعه ۵ اوت ۲۰۰۵ است و من در کوای هاوایی هستم. هوا عجیب صاف و آفتابی است و یک لکه ابر هم در آسمان دیده نمی‌شود. انگار کلمه‌ی ابر مفهومی ندارد. ما در اواخر ماه ژوئیه به اینجا آمدیم و طبق معمول یک مجتمع ساختمانی اجاره کردیم. وقتی هوا خنک است صبح‌ها پشت میزم می‌نشینم و مقالات گوناگون می‌نویسم. مثل حالا که مشغول نوشتن این کتاب هستم و موضوع آن در مورد دویدن است و به‌خوبی می‌توانم همان‌طور که می‌خواهم افکارم را بران متمرکز کنم. تابستان است و طبیعتاً گرم. هاوایی جزیره‌ی همیشه تابستان نامیده شده است، اما چون در نیمکره‌ی شمالی قرار دارد تقریباً چهارفصل در آن دیده می‌شود. تابستان تا حدی گرم‌تر از زمستان است. من مدت زیادی را در کمبریج ماساچوست زندگی کرده‌ام و تابستان هاوایی در مقایسه با هوای کشنده، داغ و مرطوب کمبریج و آجرها و آسفالتش، واقعاً بهشت است. در اینجا احتیاجی به کولر نیست، فقط پنجره را باز کنید تا نسیم تازه در اتاق به شما بخورد. مردم کمبریج وقتی می‌شنوند که در ماه اوت در هاوایی مانده‌ام تعجب می‌کنند. آن‌ها همیشه می‌پرسند «چرا دوست داری تابستان را در چنین هوای گرمی سپری کنی؟» اما نمی‌دانند اینجا چه خبر است و چگونه بادهای موسمی که از شمال شرقی می‌وزد تابستان‌ها را خنک می‌کند. اینجا زندگی چنان عالی است که می‌توانیم استراحت کنیم، در سایه‌ی درختان کتاب بخوانیم یا اگر به فکرمان رسید برای شنا به آب بزنیم، مثل حالا.

از وقتی‌که به هاوایی آمده‌ام شش روز در هفته و هرروز یک ساعت می‌دوم. دو ماه و نیم است که سَبک زندگی گذشته را از سر گرفته‌ام و هرروز می‌دوم، مگر آنکه کلاً غیرقابل‌اجتناب باشد. امروز یک ساعت و دَه دقیقه دویدم و به دو آلبوم موسیقی لاوین اسپونفول رویای روز و زمزمه های لاوین اسپونفول که بر روی دیسک MD ضبط کرده بودم گوش دادم.

مشخصات کتاب وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم؟

نظرات کاربران درباره کتاب وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم؟

کتاب خوبیست ولی این ترجمه را اصلا پیشنهاد نمی‌کنم، نثر فارسی شلخته و ویرایش از آن شلخته‌تر...واقعا این میزان سهل انگاری در ترجمه و ویرایش باعث تاسفه
در ۵ سال پیش توسط chi...ati ( | )
روزی اگر سنگ قبری داشته باشم و بتوانم چیزی بر آن حک کنم، این‌ها را خواهم نوشت:هاروکی موراکامی(نویسنده و (دوندهکسی که تا توانست راه نرفتنمی‌دانم چه مرضی ست که گرفتارش شده‌ام، اینکه بعضی کتابها را که میخوانم باید به کتابی دیگر که قبلا خوانده‌ام مانندش کنم، یعنی باید نیست، اما اینطوری می‌شود! مثل همین کتاب... شاید برای دیگران نه، اما برای من شبیه کتاب ابن‌مشغله‌ ی نادر ابراهیمی بود، از این جهت که نویسنده به گفتن سیر وقایع حول شغلش می‌پردازد، هرچیزی که به نحوی مستقیم یا غیرمستقیم با شغل و زندگی‌اش ارتباط دارد و آن را می‌سازد. با این تفاوت که -اگر بخواهم حسی که به یک نویسنده‌ی وطنی دارم را کنار بگذارم و شاید بی‌غرض‌ به قضاوت بنشینم- احساس بهتری از خواندن این به اصطلاح شرح‌حال‌نویسی بهم دست می‌دهد. نمی‌دانم چرا، اما با وجودی که از پس سطرهای کتاب به شخصیت ارزشمند هاروکی موراکامی ِ نویسنده و دونده پی می‌برم، اما نشانی از عُجب و غرور در آن نمی‌یابم. شخصیتی که گاردین آن را از بهترین نویسنده‌های زنده‌ی جهان می‌داند و با این حال، طوری از خصوصیاتش می‌نویسد که خیال می‌کنی شخصی عادی‌ست. هرچند که چنین پشتکاری را، چه در یک نویسنده و چه در یک دونده سخت می‌توان یافت، حال آنکه موراکامی توامان دارای این پشتکار و قدرت جسمی و روحی‌ست. اگر حتی نیمی از آنچه در کتاب هست، احساس واقعی او باشد و جز حقیقت نباشد که من اینطور می‌پندارم، به شخصه به او ایمان می‌آورم، در مقام یک نویسنده، و هم‌چنین یک دونده‌ی استقامت+چقدر رسمی شد ریویوم:))
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )
زمان مسابقه اهمیتی برایم ندارد. تلاش خود را خواهم کرد ولی بعید است به رکوردهای قبلی‌ام دست پیدا کنم . واقعیت را می پذیرم . خوشایند نیست اما مگر می توان با پیری در افتاد . زمان هم مانند من نقش خود را در زندگی ایفا می کند ،بسیار هم وظیفه شناس تر و دقیق تر از من . زمان از لحظه ی آغاز (کی بود ،خدا می داند؟)بی لحظه ای توقف همچنان به پیش تاخته است . یکی از امتیازات کسانی که در جوانی تن به مرگ نسپرده اند نعمت پیر شدن است . افتخار کاهش قوای جسمانی در راه است و انسان باید با واقعیت کنار بیاید .مبارزه با زمان مهم نیست . مهم تر از آن برای من در حال حاضر ،لذت بخش کردن دقایق است ،اینکه بتوانم بیست و شش مایل را با احساس رضایت به پایان برسانم . ارزش و لذت پدیده ها در نظر من نسبتی با عدد و رقم ندارد . من در پی احساس غروری هستم که خاستگاهش قلمرویی دیگر است .من دیگر نه جوانی هستم که فکر و ذکرش یکسره شکستن رکورد باشد و نه فردی بی اختیار و ناتوان که فقط تظاهر به انجام کاری کند .کما بیش نویسنده ای حرفه ای هستم ( وصادق ،به احتمال زیاد )که محدودیت های خود را می شناسد و می خواهد تا حد امکان بر توانایی ها و نیروهای خود تکیه کند ...
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )
کتاب خوبیه اما ترجمه اش خوب نبود. ترجمه ای که نشر چشمه منتشر کرده پیشنهاد میدم
در ۲ سال پیش توسط داود علیزاده ( | )
داستان های چندسال پشت سر هم دویدنای هاروکی موراکامی از زبان خودش؛ هرچند از خود زندگینامه نویسی ها خوشم نمیاد این جذاب بود... دویدن های موراکامی واسه من میشه پیاده روی ها و دوچرخه سواری؛ ازین نظر با هم مشترکیم و فکر کنم همه یه کاری رو ازین تیپ برای خودشون داشته باشن که بی دلیل خیلی انجامش دادن و میدن و براشون ارزشمنده ولی برای بقیه اهمیت چندانی نداره.خلاصه خوشم اومد، هم از کتاب، هم از آقای موراکامی!
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • بعدی ›
  • آخرین ››