بیدار که شدم، تازه فهمیدم چرا کارفرمایم بعد از اینکه دو روز مرخصی خواستم آنقدر دلخور به نظر رسید: امروز شنبه است. این را پاک فراموش کرده بودم، ولی از بستر که برخاستم یادم افتاد. کارفرمایم قطعاً پیش خودش حساب کرده بود که اینجوری ـ با یکشنبه ـ چهار روز پشت هم تعطیلی خواهم داشت و لابد از این بابت دلخور شده بود. اما، از طرفی، من چه تقصیر دارم که مامان را عوضِ امروز دیروز دفن کردند و، از طرف دیگر، شنبه و یکشنبه را بههرحال تعطیل بودم. البته، هیچکدام از اینها مانع نمیشود منطق کارفرمایم را درک نکنم.