رویکرد «شرکت تکنفره» تنها به یک کسبوکار تکنفره اشاره ندارد؛ بلکه یک مدل استفاده از قدرت جهت خوداتکایی و مسئولیتپذیریِ بالاتر برای مسیر شغلی است. گرچه شرکت تکنفره بهقطع میتواند یک کسبوکار کوچک یا تکنفره باشد، برخلاف اکثر کسبوکارهای کوچکی است که نهایت هوشمندیشان توسعه یا رشد جهت دستیابی به حداکثر سودآوری است. شرکت تکنفره، رشد را زیر سؤال میبرد و بهعمد کوچک میماند.
شرکت تکنفره به سادگیِ یک فریلنسر هم نیست. گرچه فریلنسینگ مرحلۀ اولیۀ بسیار خوبی برای تبدیلشدن به شرکت تکنفره است، فریلنسرها از این جهت تفاوت دارند که زمانشان را با پول تبادل میکنند. مهم نیست بهشکل ساعتی یا بر اساس تحویل پروژه پول دریافت کنند؛ اگر کاری انجام ندهند، پولی هم نخواهند گرفت. همۀ ارتباطات فریلنسر یکبهیک هستند؛ بدین معنا که هر بار کسی برای کار به فریلنسر پول میدهد، او باید کاری را به انجام برساند و وقتش را صرف آن کند.
در مقابل، شرکت تکنفره بیشتر با معنای سنتی یک کارآفرین همخوانی دارد. اگر شما از سیستمها، اتوماسیون و فرایندها برای طراحی کسبوکاری بلندمدت استفاده میکنید، بهواقع زمانتان را با پول عوض نمیکنید؛ بلکه در حال فعالیت و درآمدزایی دائمی (فرای زمانی که صرف کار میکنید) هستید و از روابط یکبهیک فراتر رفتهاید. مثلاً اگر محصولات فیزیکی تولید میکنید، نرمافزار میفروشید یا دورههای آنلاین تدریس میکنید، مشتریان و کاربرانتان میتوانند محصولات و خدمات شما را بخرند و مصرف کنند بدون اینکه شرکت تکنفرهتان زمانی را صرف تکتک تراکنشها کرده باشد. گرچه توسعۀ محصولات ممکن است زمانبر و تکراری باشد، تعداد مشتریانِ یک شرکت تکنفره تقریباً بینهایت است؛ بنابراین سوددهیای حاصل میشود که ربطی به زمان صرفشده روی کار ندارد. همانطور که در فصلهای آینده خواهیم دید، افزایش نمایی تعداد مشتریان و حتی میزان سود، همیشه به افزایش کارمندان یا منابع نیاز ندارد.
شرکت تکنفره یک ذهنیت و مدل جمعی است که هر کسی، از مالک کسبوکاری کوچک گرفته تا رهبر سازمانی، میتواند از آن استفاده کند تا مالکیت و مسئولیت هرآنچه انجام میدهد که در هر بازار ارزشمند شود را بر عهده بگیرد؛ چه ازنظر روشهای ذهنی و چه دیدگاههای تجاری. این کتاب بهواقع طرحی جهت رشد و توسعۀ کسبوکاری ناب و هوشمند است که میتواند در برابر همۀ شرایط اقتصادی تاب آورد و نهایتاً به زندگی غنیتر و معنادارتری منجر شود؛ بدون نیاز به قطعکردن تلویزیون یا نقلمکان به جنگلی در جزیرهای دورافتاده!
همانطور که نظریۀ غذای مایکل پولان در سه قانون سادۀ «غذا بخورید؛ نه زیاد؛ بیشتر گیاه» خلاصه شده است، مدل شرکت تکنفره نیز میتواند بهشکلی مشابه ارائه شود: «کوچک شروع کنید، رشد را تعریف کنید و به یادگیری ادامه دهید.»