اسم نویسنده رو چندین بار در تاریخ روسیه دیده بودم و برام جالببود اشعارشون رو هم مطالعه کن...
این اشعار نقاطی از روح رو لمس میکنه که انسان حیرت میکنه انگار تمامی عواطف و احساسات شاعر درون خود شما بوده انقدر که در و...
آنا اخماتووا فروغ فرخزاد ادبیات روسیهست با همان غم و همان دغدغه ها منتها زیر سایه استالینیسم
بعضی شعرها فوق العاده زیباست
آنگاه که خشم شعله زد و بالا گرفت، و همدیگر را مرده و نابود خواستیم، شاید نمىدانستیم که دنیا چه جاى کوچکى است، براى هردو...
هار است که دورم از لنینگراد. سومین؟ و شاید واپسین. اما هرگز از خاطر نخواهم برد تا دم مرگ چگونه زمزمه آب را عاشقانه دوست ...
جدائى از تو هدیهاى است، فراموشى تو نعمتى. اما عزیز من، آیا زنى دیگر صلیبى را که من برزمین نهادم بر دوش خواهد کشید؟
تو همواره اسرارآمیزى و غافلگیر کننده، و با هر روزى که مىگذرد مرا بیشتر اسیر مىکنى، اما اى دوست جدّى من، احساس من به تو...
هاى در درونم است چون سنگى سپید درون چاهى. سرستیز با آن ندارم، توانش را نیز: برایم شادى است و اندوه.
مرا به شگفتى وامىدارى، وقتى مىگوئى فراموشم مىکنند. مرا صدها بار فراموش کردهاند. صدها بار در گور آرام گرفتهام. الهه ...