در فرهنگ ایرانی ضربالمثلی هست که میگوید:«کار جوهرۀ مرد است.» و بیراه نیست اگر بگوییم در طول زندگی، اشتغال مهم ترین دغدغه و مسئله افراد است. این گوهر وجودی آن جا به مسئله تبدیل میشود که هر کس در جستوجوی کاری است که با شخصیت، علاقهمندیها و مهارت هایش متناسب باشد و در یک کلام موجب رضایت فرد شود. به طور طبیعی همواره برای دستیابی به یک شغل بایستی از گذر قضاوت و ارزشیابی کارفرمایان یا صاحب کاران عبور کرد. این جاست که تنها مهارت یا علاقهمندی به کار نمیآید و نیاز به مهارت های دیگری نیز رخ مینماید: مهارت های ارائه خود در عرصه رقابت برای یک موقعیت شغلی. به دیگر سخن علاوه بر توانمندیهای شغلی باید به قواعد بازی گزینش شغلی نیز اشراف داشت. کتابی که در دست شماست کتابی است برای برنده شدن در بازی گزینش. برای روشنتر شدن موضوع به شعری حکمتآمیز از ادبیات فارسی رجوع میکنیم؛ سعدی در گلستان میگوید: «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد.» این بیت به خوبی به ما میگوید که عیان کردن و بروز تواناییها و حتی نقاط ضعف افراد در گروِ سخن گفتن است؛ سخن شما و در شکلی عمومیتر رفتار شما مهمترین ابزار برای نشاندادن مزیتها و توانمندیهای شماست. اما چگونه باید هنرمان را عیان کنیم؟ این همان تسلط بر قاعدۀ بازی است. همان نکتهای که به ما یاد میدهد چگونه هنرمان را در مصاحبه نشان دهیم و در چارچوب مهارت ها و توانمندیهایمان، برندۀ رقابت شغلی باشیم.