دانلود اپلیکیشن
بسل ون در کولک

خرید کتاب های بسل ون در کولک

نویسنده

بسل ون در کولک در ۸ ژوئیه‌ی ۱۹۴۳ در شهر لاهه‌ی هلند به دنیا آمد. او زنده است و به‌عنوان روان‌پزشک، پژوهشگر و نویسنده در زمینه‌ی تروما شناخته می‌شود. ون در کولک بیش از پنجاه سال درباره‌ی اثر تجربه‌های سخت بر مغز، ذهن و بدن مطالعه کرده است. کتاب بدن فراموش نمی‌کند او نیز یکی از معروف‌ترین کتاب‌های جهان درباره‌ی تروما و درمان آن است. ون در کولک در سال ۲۰۱۸ بنیاد پژوهش تروما را راه‌اندازی کرد و فعالیت‌های پژوهشی و آموزشی خود را در این مجموعه ادامه داد. او همچنان در برنامه‌ها و دوره‌های تخصصی درباره‌ی تروما سخنرانی می‌کند و از روش‌های تازه‌ی درمان حمایت می‌کند.


بسل ون در کولک کیست؟

بسل ون در کولک روانپزشکی هلندی‌آمریکایی است که بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای خود را صرف شناخت اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD کرده است. او کارش را با سربازان جنگ ویتنام شروع کرد و بعد به سراغ کودکانی رفت که خشونت، آزار یا بی‌توجهی را تجربه کرده بودند. پرسش اصلی او ساده بود: چرا بعضی اتفاق‌ها با تمام شدن خطر به پایان نمی‌رسند و سال‌ها بعد هنوز بر احساسات، رفتار و بدن فرد اثر می‌گذارند؟

نام ون در کولک با این ایده گره خورده است که تروما فقط یک خاطره‌ی بد در ذهن نیست. فرد ممکن است بداند خطر تمام شده، اما بدنش هنوز طوری واکنش نشان دهد که انگار حادثه همین حالا در حال رخ دادن است. تپش قلب، بی‌خوابی، بی‌حسی، خشم ناگهانی، گوش‌به‌زنگ بودن و دوری از دیگران می‌توانند بخشی از این واکنش باشند.

او همچنین تأکید می‌کند که درمان همه‌ی افراد شبیه به هم نیست. گفت‌وگو و دارو برای بسیاری از بیماران مفیدند، اما گاهی کافی نیستند. به همین دلیل، ون در کولک روش‌هایی را بررسی کرده است که به فرد کمک می‌کنند دوباره احساس امنیت و کنترل را در بدن خود تجربه کند.


کودکی در هلند زمان جنگ

ون در کولک در میانه‌ی جنگ جهانی دوم و زمانی به دنیا آمد که هلند در اشغال آلمان نازی بود. پدرش به‌دلیل مخالفت با جنگ به اردوگاه کار فرستاده شد. او بعدها از فضای سخت خانه و رفتار کنترل‌گر پدرش نیز حرف زد. تجربه‌ی بزرگ شدن در خانواده‌ای که جنگ و فشار بر آن سایه انداخته بود، سال‌ها بعد با موضوع اصلی کارش پیوند خورد.

او فرزند میانی خانواده‌ای پنج‌ نفره بود. مادرش به بچه‌ها موسیقی یاد می‌داد و بسل پیانو و ویولنسل می‌نواخت. او همچنین از کودکی چند زبان یاد گرفت. موسیقی و هماهنگ شدن با دیگران بعدها در نگاهش به درمان اهمیت پیدا کردند. چون معتقد بود احساس امنیت فقط از راه حرف زدن به وجود نمی‌آید و گاهی حرکت، صدا و همراهی با یک گروه می‌توانند به بدن کمک کنند.

ون در کولک پس از پایان دبیرستان از هلند به آمریکا رفت. این مهاجرت آغاز مسیری بود که او را از علوم سیاسی به پزشکی و در نهایت به پژوهش درباره‌ی تروما رساند.


تحصیل در آمریکا و انتخاب روان‌پزشکی

ون در کولک در دانشگاه هاوایی درس خواند و در کنار درس‌های لازم برای ورود به پزشکی، علوم سیاسی را دنبال کرد. او در سال ۱۹۶۵ مدرک کارشناسی گرفت. فضای سیاسی و فکری دهه‌ی ۱۹۶۰ بر او اثر گذاشت و باعث شد درباره‌ی روش‌های رایج روان‌پزشکی و نحوه‌ی برخورد با بیماران سؤال کند.

سپس وارد دانشکده‌ی پزشکی پریتزکر در دانشگاه شیکاگو شد و در سال ۱۹۷۰ مدرک پزشکی گرفت. او دوره‌ی تخصص روان‌پزشکی را در مرکز سلامت روان ماساچوست، وابسته به دانشکده‌ی پزشکی هاروارد، گذراند و در سال ۱۹۷۴ این دوره را تمام کرد.

ون در کولک پس از پایان تحصیل مدتی در بیمارستان ایالتی بوستون کار کرد. در آن زمان، روان‌پزشکی بیشتر بر تشخیص بیماری، گفت‌وگو و دارو تمرکز داشت. اثر تجربه‌های سخت گذشته بر رفتار بیماران هنوز به اندازه‌ی امروز جدی گرفته نمی‌شد.


دیدار با سربازان جنگ ویتنام؛ آغاز مطالعه‌ی تروما

در سال ۱۹۷۸، ون در کولک در درمانگاه سربازان بازگشته از جنگ با مردانی روبه‌رو شد که پس از پایان جنگ هنوز نمی‌توانستند به زندگی عادی برگردند. آن‌ها کابوس می‌دیدند، ناگهان خشمگین می‌شدند، از خانواده فاصله می‌گرفتند و در برابر صداها یا تصویرهای خاص واکنش شدیدی نشان می‌دادند.

آن زمان اصطلاح PTSD هنوز جایگاه امروز را نداشت و بعضی پزشکان رفتار این سربازان را نشانه‌ی ضعف یا مشکل شخصیتی می‌دانستند. ون در کولک به این نتیجه رسید که واکنش‌های آن‌ها ادامه‌ی همان تلاش مغز و بدن برای زنده ماندن در میدان جنگ است. خطر تمام شده بود، اما سیستم دفاعی بدن هنوز این موضوع را باور نکرده بود.

این تجربه مسیر کاری او را تغییر داد. او شروع به مطالعه‌ی خاطرات دردناک، کابوس، بی‌حسی عاطفی و واکنش‌های بدنی کرد و در پژوهش‌های اولیه درباره‌ی اثر داروهای ضدافسردگی بر PTSD نیز حضور داشت. او همچنین عضو گروه‌هایی بود که برای تعریف بهتر این اختلال در راهنمای تشخیصی روان‌پزشکی کار می‌کردند.


تأسیس مرکز تروما و گسترش پژوهش‌ها

ون در کولک در سال ۱۹۸۲ مرکز تروما را در ماساچوست راه‌اندازی کرد. این مرکز از نخستین مجموعه‌های آمریکا بود که به شکل تخصصی روی تروما در مردم عادی، نه فقط سربازان، کار می‌کرد. کودکان آزار‌دیده، قربانیان خشونت و افرادی که حادثه‌های سختی را پشت سر گذاشته بودند، بخشی از مراجعان این مرکز بودند.

او در طول سال‌ها همراه با گروه‌های مختلف، اثر تروما بر حافظه، توجه و کارکرد مغز را بررسی کرد. ون در کولک از اعضای یکی از نخستین گروه‌هایی بود که با تصویربرداری مغزی، واکنش افراد آسیب‌دیده هنگام به یاد آوردن حادثه را مطالعه کردند. او همچنین درباره‌ی ارتباط میان آزار در کودکی، خودآزاری و بعضی مشکلات شدید عاطفی پژوهش کرد.

بخش مهم دیگری از کار او به کودکان مربوط بود. ون در کولک معتقد بود کودکی که مدت زیادی در محیطی ناامن زندگی کرده، فقط یک خاطره‌ی بد ندارد. رشد عاطفی، اعتماد، یادگیری و رابطه‌ی او با دیگران نیز ممکن است آسیب ببیند. تلاش او و همکارانش در نهایت به شکل‌گیری شبکه‌ی ملی استرس تروماتیک کودکان در آمریکا کمک کرد.


چرا بدن در نگاه ون در کولک مهم است؟

به نظر ون در کولک تروما می‌تواند سیستم هشدار بدن را به هم بزند. بعضی افراد همیشه آماده‌ی فرار یا دفاع می‌مانند و بعضی دیگر برای تحمل فشار، احساسات و حتی حس بدن خود را خاموش می‌کنند. به همین دلیل ممکن است فرد با منطق بداند که امن است، اما همچنان ترس، گرفتگی یا بی‌حسی را تجربه کند.

منظور از جمله‌ی بدن فراموش نمی‌کند این نیست که عضلات یا اندام‌ها مانند مغز خاطره را ذخیره می‌کنند. این جمله توضیحی ساده برای واکنش‌هایی است که در سیستم عصبی، هورمون‌ها و عادت‌های بدنی باقی می‌مانند. بدن می‌تواند با یک صدا، بو، لمس یا موقعیت خاص دوباره وارد حالت خطر شود، حتی اگر فرد نتواند دلیل آن را به‌روشنی توضیح دهد.

از نظر او، درمان زمانی پیش می‌رود که فرد بتواند بدون وحشت یا بی‌حسی به احساسات بدنش توجه کند و دوباره در زمان حال احساس امنیت داشته باشد. رابطه‌ی امن با درمانگر و نزدیکان نیز در این مسیر نقش مهمی دارد.


درمان تروما فقط حرف زدن نیست

ون در کولک با حذف گفت‌وگودرمانی یا دارو مخالف نیست، اما می‌گوید این روش‌ها برای همه کافی نیستند. او در سال‌های مختلف روش‌هایی مانند EMDR، یوگا، بازخورد عصبی، تئاتر، حرکت گروهی و درمان با کمک داروهای روان‌گردان را بررسی کرده است.

وجه مشترک این روش‌ها، کمک به کنترل توجه و واکنش‌های بدنی است. برای مثال، یوگا می‌تواند به بعضی افراد کمک کند دوباره به نفس کشیدن و احساسات بدن خود توجه کنند. EMDR نیز با یادآوری کنترل‌شده‌ی خاطره و تحریک دوطرفه تلاش می‌کند از شدت واکنش فرد کم کند. تئاتر و فعالیت گروهی هم می‌توانند حس ارتباط، انتخاب و حضور در لحظه را تقویت کنند.


انتشار کتابی که آرام‌آرام مشهور شد

کتاب «بدن فراموش نمی‌ کند» در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. این کتاب حاصل چند دهه درمان، پژوهش و مطالعه‌ی ون در کولک بود. او در بخش نخست توضیح می‌دهد که شناخت تروما چگونه تغییر کرده است، بعد به اثر آن بر مغز و بدن می‌پردازد و در پایان راه‌های مختلف درمان را معرفی می‌کند.

کتاب در سال‌های اول مورد توجه قرار گرفت، اما موفقیت بزرگ آن چند سال بعد شروع شد. هم‌زمان با بیشتر شدن گفت‌وگو درباره‌ی سلامت روان و تروما، فروش کتاب نیز بالا رفت و مدت طولانی در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز ماند. «بدن فراموش نمی‌ کند» به ده‌ها زبان ترجمه شد و نام ون در کولک را از محیط‌های تخصصی بیرون آورد.


کتاب‌های مهم بسل ون در کولک


ترومای روانی

ترومای روانی که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، از آثار تخصصی‌تر ون‌ در کولک است. این کتاب زمانی نوشته شد که شناخت PTSD هنوز در آغاز راه بود. نویسنده در آن به واکنش‌های روانی و بدنی پس از حادثه و نیاز به درمان‌های دقیق‌تر می‌پردازد. این اثر بیشتر برای دانشجویان و متخصصان روان‌شناسی و روان‌پزشکی مناسب است.


رهایی از بلازدگی

«رهایی از بلازدگی» خلاصه‌ای کوتاه از کتاب «بدن فراموش نمی‌کند» است. بسل ون‌ در کولک توضیح می‌دهد که تجربه‌های دردناک فقط در ذهن باقی نمی‌مانند و می‌توانند بر مغز، بدن، احساسات و رفتار ما اثر بگذارند. او همچنین روش‌هایی مانند EMDR، یوگا و فعالیت‌های بدنی را برای بازسازی احساس امنیت معرفی می‌کند. کتاب صوتی رهایی از بلازدگی را در فیدیبو بشنوید.


سبک نوشتن بسل ون در کولک

ون‌ در کولک دانش پزشکی را با روایت زندگی بیماران ترکیب می‌کند. او ابتدا تجربه‌ی یک فرد را تعریف می‌کند و بعد توضیح می‌دهد مغز و بدن او چه واکنشی نشان داده‌اند. همین روش باعث شده است موضوعی تخصصی برای خواننده‌ی عمومی قابل فهم‌تر شود.

با این‌ حال، کتاب‌های او همیشه آسان و سبک نیستند. بعضی روایت‌ها درباره‌ی جنگ، خشونت و آزار کودکان‌اند و ممکن است برای خواننده سنگین یا آزاردهنده باشند. بهتر است کتاب اصلی را آرام بخوانید و اگر موضوع آن به تجربه‌ی شخصی شما نزدیک است، در زمان مناسب سراغش بروید.


نقدهایی که به آثار ون‌ در کولک وارد شده است

همه‌ی پژوهشگران با تمام حرف‌های ون‌ در کولک موافق نیستند. برخی متخصصان معتقدند او در توضیح اثر تروما بر مغز، حافظه و رشد، گاهی از شواهد علمی جلوتر می‌رود یا نتیجه‌ی پژوهش‌های کوچک را بیش از حد گسترده بیان می‌کند. درباره‌ی میزان اثر بعضی درمان‌های پیشنهادی او، مانند یوگا و بازخورد عصبی، نیز هنوز بحث وجود دارد.

نقد دیگر به برداشتی مربوط است که بعضی خوانندگان از عنوان کتاب دارند. «بدن فراموش نمی‌کند» یک تصویر ساده و قوی است، اما اگر آن را کاملاً واقعی و کلمه‌به‌کلمه بفهمیم، ممکن است تصور اشتباهی از حافظه‌ی بدن پیدا کنیم. تروما بر مغز، سیستم عصبی و رفتار اثر می‌گذارد، اما این فرایند پیچیده‌تر از ذخیره شدن یک خاطره در اندام‌های بدن است.

در سال ۲۰۱۸، ون در کولک از سمت مدیریت پزشکی مرکز تروما کنار گذاشته شد. این تصمیم پس از شکایت‌هایی درباره‌ی رفتار تحقیرآمیز و آزار کارکنان گرفته شد. او این اتهام‌ها را رد کرد و گفت برکناری‌اش برای کم کردن مسئولیت حقوقی مجموعه در پرونده‌ای مربوط به کارمند دیگری بوده است. پس از آن، او فعالیت خود را در بنیاد پژوهش تروما ادامه داد.

خود ون‌ در کولک نیز از رواج بیش از حد واژه‌ی تروما انتقاد کرده است. اگر هر تجربه‌ی ناخوشایندی تروما نامیده شود، تفاوت میان فشارهای معمول زندگی و آسیب‌های جدی از بین می‌رود. بنابراین، کتاب او بهتر است برای شناخت یک حوزه خوانده شود، نه برای پیدا کردن برچسبی که همه‌ی مشکلات زندگی را توضیح دهد.

از بسل ون در کولک بخوانید

تازه‌ترین کتاب‌های بسل ون در کولک

محبوب‌ترین کتاب‌های بسل ون در کولک