دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
من، تو، او

من، تو، او

نسخه الکترونیک من، تو، او به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

درباره من، تو، او

پوریا بارها به ملاقات غزاله رفت، او تمام تلاشش را می­کرد و می­کوشید که دل شکسته­ی غزاله را به دست بیاورد و او را آرام کند، اما کار ساز نبود، نهایتاً از غزاله خواست برای شرایط پیش آمده تدبیری بیاندیشد فکری کرده و راه­حلی بیابد. شرایط به­ وجود آمده زندگی را برای همه مشکل و بحرانی کرده بود. حاج رحمان معتقد بود حق و حقوق همه باید رعایت شود و نباید حقی از کسی زایل گردد؛ حاجی از غزاله خواسته بود که ستایش را بپذیرد و قبول کند که با او از نزدیک صحبت کند. غزاله که همیشه احترام خاصی برای حاج رحمان قائل بود، خواسته­ی او را اجابت کرده و با بی­میلی تمام به منزل حاجی برای دیدار ستایش رفت. ستایش به محض دیدن غزاله با اشتیاق زیاد به سمت او دوید. دلش می­خواست که غزاله را در آغوشش بگیرد ولی غزاله با عصبانیت و بی­میلی خودش را کنار کشید. او هیچ شوق و اشتیاقی از خود برای دیدن ستایش نشان نداد و چنان با نگاه سردی ستایش را نگریست که در آن لحظه نگاهش از خشمش ترسناک­تر بود. او به ستایش با تمام وجود بی­اعتنایی و بی­توجهی کرد. ولی ستایش بر عکس غزاله به قدری مسرور بود که از دیدن غزاله چشمانش برق می­زد. او در چشمان خواهرش خیره شده بود و با لبخندی ملیح به چهره­ی غزاله نگاه می­کرد و سعی داشت جزئیات چهره­ی او را با چهره­ی خودش مطابقت دهد ولی غزاله هیچ اشتیاقی به دیدن او نداشت و کراهت در تمام رفتارش هویدا بود. غزاله به محض اینکه در مقابل ستایش قرار گرفت، در نهایت گستاخی به او اعلام کرد که با تمام وجود از او متنفر و بیزار است و هرگز دلش نمی­خواهد خواهری به نام ستایش داشته باشد...

ادامه...

مشخصات من، تو، او

  • ناشر یاس نبی
  • قیمت نسخه چاپی قیمت نسخه چاپی ۲۲,۰۰۰ تومان
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۰۷/۰۱
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.62 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۲ صفحه
  • شابک

بخشی از من، تو، او

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره من، تو، او

عالی بود لذت بردم
در ۱ سال پیش توسط شقایق ( | )