دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان کتاب صوتی

کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان

نسخه الکترونیک کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نسخه نمونه کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۶۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان

درباره کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان

کتاب «دعا برای ربوده‌شدگان» Prayers for the Stolen نوشته‌ی «جنیفر کلمنت» در سال 2014 منتشر شد. این داستان یکی از آثار قابل‌تأمل ادبیات مکزیک است که مطالعه‌ی آن خواننده را با وقایعی ترسناک و تلخ روبه‌رو می‌کند. داستان این کتاب درباره‌ی دختری به نام لیدی‌دی‌ گارسیا است که در یکی از روستاهای مکزیک زندگی می‌کند. او در منطقه‌ای زندگی می‌کند که دختر بودن خطرناک است و هر لحظه اتفاق بدی تهدیدش می‌کند. روستای محل زندگی لیدی‌دی‌ گارسیا محل رفت‌وآمد و زندگی باندهای مواد مخدر است که بدترین و وحشیانه‌ترین رفتارها را با دختران و زنان دارند. آن‌ها بر زندگی مردم این شهر سایه مرگ و وحشت پهن کرده‌اند و آسایش و آرامش را از آن‌ها گرفته‌اند. تلاش این دختر جوان و پرشور برای زندگی و زیستن داستان اصلی کتاب صوتی «دعا برای ربوده‌شدگان» نوشته‌ی «جنیفر کلمنت» را شکل می‌دهد.

«جنیفر کلمنت» نویسنده‌ی برجسته‌ی مکزیکی با نوشتن این داستان شرایط سخت زندگی در برخی از مناطق مکزیک را به تصویر کشیده است. او خود کودکی‌اش را در این کشور گذرانده و از نزدیک با مسائل و چالش‌های کودکان و نوجوانان آن منطقه آشنا است. او نویسنده‌ای آزادی‌خواه و صلح‌طلب است و با انتشار این کتاب سعی در نشان دادن خشونت موجود در مکزیک داشته است. او در این کتاب طنز تلخی از زندگی دختران را به تصویر کشیده که در قرن بیست و یکم همچنان وجود دارد.

جنیفر کلمنت، اولین زن رئیس انجمن جهانی قلم

«جنیفر کلمنت» نویسنده آمریکایی-مکزیکی Jennifer Clement در سال 1960 به دنیا آمد. او در سال 1961 به همراه خانواده‌اش به مکزیکوسیتی نقل مکان و تا دوران نوجوانی در آنجا زندگی کرد. او برای پایان دادن به تحصیلات دبیرستانی به ایالات‌متحده مهاجرت کرد و به تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی و انسان‌شناسی در دانشگاه نیویورک مشغول شد. او در این دوران استعدادش در نوشتن را پرورش داد و به داستان‌نویسی پرداخت. او از سال 2009 تا 2012 به‌عنوان رئیس انجمن جهانی قلم مکزیک خدمت کرد و در سال 2015 به‌عنوان اولین زن رئیس انجمن جهانی قلم PEN International انتخاب شد. او در حال حاضر مدیر و بنیان‌گذار هفته شعر سن میگوئل است و در مکزیکوسیتی زندگی می‌کند.

«جنیفر کلمنت» یکی از نویسندگان پرافتخار اهل مکزیک است که تاکنون چندین جایزه‌ی بین‌المللی کسب کرده است. کتاب‌های او تاکنون چندین بار در لیست پرفروش‌ترین آثار قرار گرفته‌اند و به سی زبان ترجمه شده‌اند.

ترجمه کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان به زبان فارسی

کتاب صوتی «دعا برای ربوده‌شدگان» نوشته‌ی «جنیفر کلمنت» از سوی رادیو گوشه با صدای «رخشان بنی‌اعتماد» منتشر شده است که در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «رخشان بنی‌اعتماد» کارگردان و تهیه‌ی کننده‌ی معروف ایرانی این اثر را به زیبایی روایت کرده است. او عضو آکادمی اسکار است و ساخت فیلم‌های بسیار برجسته و تأثیرگذاری را در کارنامه‌‌ی کاری‌اش دارد.

کتاب «دعا برای ربوده‌شدگان» نوشته‌ی «جنیفر کلمنت» با ترجمه‌ی «میچکا سرمدی» از سوی انتشارات چشمه در سال 1393 راهی بازار شد. «میچکا سرمدی» از مترجمان فعال ایرانی است که ترجمه‌ی کتاب‌های نویسندگان به نام بین‌المللی را در کارنامه‌ی کاری‌اش دارد. ازجمله ترجمه‌های دیگر او می‌توان به «شبی عالی برای سفر به چین» اثر «دیوید گیلمور»، «خانه» اثر «تونی موریسون» و «پیله و پروانه» اثر «دومینیک بوبی» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی همه‌ی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و مطالعه موجود است.  

«میچکا سرمدی» در ابتدای کتاب «دعا برای ربوده‌شدگان» مقدمه‌ای خواندنی درباره‌ی این کتاب و نویسنده‌ی آن نوشته است که در بخشی از آن می‌خوانیم: «اوج هنر کلمنت در این داستان بازگویی یک کمدی سیاه است با جزئیاتش. آن سوی نثر زیبا و شوخ طبعی خاصی که حتا تیره‌ترین قسمت‌های کتاب را دل‌نشین و خواندنی می‌کند، تأکید داستان بر واقعیت نفرت‌انگیز این سوی مرز است، یک بحران انسان واقعی. این کتاب نوشته‌ای اعتراضی نیست، ما از آن طرف با گروهی قربانی فرشته سان هم رو‌به‌رو نیستیم. دعا برای ربوده‌شدگان کتابی قدرتمند است. تنها چیز جادویی درباره‌ی این رئالیسم، اعجاز مقاومت انسانی در عمق فاجعه است.»

در بخشی از کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان می‌شنویم

روز بعد اولین روز بدون پائولا بود. معلم جدید شیوه‌ای کاملاً متفاوت داشت. خوزه رزا آدمی سخت‌کوش بود و برنامه‌ی اداره‌ی آموزش عمومی را دنبال می‌کرد، معلم جدید ما رافائل دلا کروز اهمیتی به آن نمی‌داد، فقط می‌خواست هر طور شده یک سال کارآموزی را تمام کند و به زادگاهش گوادالاخارا، جایی که نامزدش زندگی می‌کرد برگردد. به‌جای درس خواندن توی کلاس می‌نشستیم و به موسیقی گوش می‌دادیم. دوتا بلندگوی سیار و یک دستگاه پخش سی دی به کلاس آورد، تا آن وقت هرگز موسیقی کلاسیک گوش نداده بودیم.

هر روز صبح کارمان این بود که به مدرسه برویم و توی کلاس منتظر رسیدن آقای دلا کروز بنشینیم. همیشه دیر می‌آمد، گاهی حتا تا دو ساعت تأخیر داشت. وارد کلاس می‌شد، بلندگوها و دستگاه پخش سی دی را از چمدان کوچکی درمی‌آورد و می‌گفت «خب، همه تون هنوز این جا هستین؟»

هیچ وقت نفهمیدم منظورش چیست، مگر قرار بود کجا باشیم؟ فقط چایکوفسکی می‌گذاشت. دریاچه‌ی قو در فضای کلاس شناور می‌شد، از جنگل می‌گذشت، از روی بام خانه‌ها، تپه‌های پوشیده از گل خشخاش و بوته‌ی ماری‌جوانا به‌سوی بزرگراه سیاه و روغنی می‌رفت و پس از آن به طرف سی یرا مادره، تا زمانی که آوای قوهای رقصان تمام مکزیک را در برمی‌گرفت.

مادرم می‌گفت «فکر کنم یه ذره حالت زنونه داره.»

معلم جدید را دوست داشتم. ما برایش جذابیتی نداشتیم. به مدرسه می‌آمد، موسیقی پخش می‌کرد و به خانه‌ی کوچک یک اتاقه‌اش برمی‌گشت و تا فردا صبح بیرون نمی‌آمد. در کلاس از ما می‌خواست دست‌ها را روی میزهای کوچک پلاستیکی سفیدمان و سرها را روی دست‌ها بگذاریم، چشم‌ها را ببندیم و گوش کنیم.

استفانی موقع پخش کنسرت خوابش می‌برد، شکایت می‌کرد با شنیدن موسیقی احساس سرما می‌کند. بعد از این که فهمید قرار است تمام سال کارمان همین باشد با خودش پتویی به کلاس آورد و روی شانه و کمرش انداخت. هرچه مادرش بیمارتر می‌شد استفانی بیشتر سردش می‌شد، انگار مادر حرارت بدن او را می‌مکید.

ماریا با این که بهترین رقصنده‌ی سالسا و کامبیای آن دوروبر بود مخالفتی با شنیدن موسیقی کلاسیک نداشت، همین که لازم نبود مسئله‌ی ریاضی حل کند خوشحالش می‌کرد.

آن روزها سرم را روی دست‌هایم می‌گذاشتم، چشم‌ها را می‌بستم و در میان نت‌های چایکوفسکی صدای گسترش ریشه‌ی درختان زیرزمین را می‌شنیدم، صدای باز شدن گلبرگ‌های گل خشخاش و صدای زمین‌لرزه را در اعماق زمین. دلم می‌خواست صدای پائولا را بشنوم اما سکوت بود و سکوت.

مشخصات کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی دعا برای ربوده‌شدگان

چرا باید برای فروش بیشتر از افراد مشهوری استفاده کرد که تخصصشون گویندگی نیست؟
در ۲ سال پیش توسط amirreza ohara ( | )
خانوم بنی اعتماد صدای گیرایی دارند، قطعا گویندگان جذابتری هستند همونطور که گویندگان ضعیفتری هم هستند و میتونه باب میل خیلیها نباشه اما اینهمه انتقاد از صدای ایشون و این کامنت ها از اهالی غار نشین ضد زن که براشون فمینیست بودن ایشون گناه و خطا محسوب میشه بیشتر بیانگر دلیل جبهه گیریهای و حمایتهای اجتماعی ایشون نیست!؟ فقر مطالعه باری همچنان معضل اجتماع رو به سقوط ماست اما معضل بزرگتر این چشم ها و گوش های بسته منتهی به دهان گشاده ست که علیرغم مطالعه در این دگماتیک ها اندیشه ایی در کار نیست!!
در ۲ سال پیش توسط کیانوش صنعت کار ( | )
بسیار عالی بود، ممنون. از اولش که شروع کردم نتونستم قطع کنم تا تموم بشه. داستان فوق العاده درباره طبقه تهیدست امریکای جنوبی و با صدای گرم و دلنشین خانم بنی اعتماد و حس عمیقی که به داستان داده ند. حرف نداشت!
در ۱ سال پیش توسط Negin Ehtesabian ( | )
باب سلیقه من نبود البته گوینده رو میگم
در ۲ سال پیش توسط آرتین نوروزی ( | )
من دوست داشتم
در ۱ ساعت پیش توسط naz...ari ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • بعدی ›
  • آخرین ››