Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی پیرمرد کتاب صوتی

کتاب صوتی پیرمرد

نسخه الکترونیک کتاب صوتی پیرمرد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب صوتی پیرمرد را رایگان بشنوید

نسخه نمونه کتاب صوتی پیرمرد را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب صوتی پیرمرد

درباره کتاب صوتی پیرمرد

داستان کوتاه «پیرمرد» The Old Man اثر «ویلیام فاکنر» درباره‌ی دو زندانی جوان بانام‌های زندانی قدبلند و زندانی چاق است که قصه‌ی آن‌ها در سال 1927 در می سی سی پی رقم می‌خورد. زندانی چاق که به صد و نود و نه سال زندان محکوم شده است هر شب پس از شام برای زندانی‌های دیگر که علاقه و امید کمی به جهان خارج دارند، روزنامه می‌خواند. در این داستان، پس از سیلاب سهمگینی که در شهر می‌آید و بیست ‌و دو هزار بی‌خانمان در ویکسبورگ پناه می‌گیرند، زندانی‌ها برای پیدا کردن چند نفر از مردم ازجمله یک زن راهی شهر می‌شوند. زندانی قدبلند برای یافتن زن آبستن تلاش می‌کند و او را می‌یابد. جنگ و تقابل این زن و مرد با عناصر طبیعی داستان کتاب صوتی «پیرمرد» را شکل می‌دهد. این زندانی قدبلند وظیفه‌اش را به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهد و زن را نجات و او را در زایمان کودکش یاری می‌دهد. بازگشت قدبلند به زندان و معرفی خودش باوجود آنکه هر آنچه به او گفته‌اند عمل کرده است، پایانی متفاوت برای زندانی قدبلند رقم می‌زند.

داستان کوتاه صوتی «پیرمرد» نخستین بار در سال 1939 تحت عنوان کتاب If I Forget Thee, Jerusalem منتشر شد. این کتاب شامل دو داستان کوتاه درهم‌تنیده‌ی «پیرمرد» و «نخل‌های وحشی» The Wild Palms است که هر دوی آن‌ها رابطه‌ی مجزای یک زن و مرد را روایت می‌کنند. انتخاب و انتشار این دو داستان تحت عنوان یک کتاب توسط راندوم هاوس، یکی از معروف‌ترین انتشارات‌ جهان صورت گرفته است در حالی که در سال‌های بعد این دو داستان به‌صورت جداگانه و مستقل از هم نیز به چاپ رسیدند. این کتاب سرشار از صحنه‌های غم‌بار و تراژیک است که به زیبایی با قلم «ویلیام فاکنر» به نگارش درآمده است. دو داستان «پیرمرد» و «نخل‌های وحشی» برخلاف سایر آثار این نویسنده در منطقه‎‌ی خیالی این نویسنده یعنی یوکناپاتافا Yoknapatawpha شکل نگرفته‌ است.

درباره ویلیام فاکنر

«ویلیام فاکنر» William Cuthbert Faulkner رمان‌نویس برجسته‌ی آمریکایی در تاریخ 25 سپتامبر سال 1897 در نیو آلبانی، می سی سی پی به دنیا آمد. او در جوانی در دانشگاه افسری مشغول به تحصیل شد و در سال 1925 راهی ایتالیا شد و در سال 1926 اولین رمانش بانام «مزد سرباز» را منتشر کرد. او که در این دوران بسیار تحت تأثیر «شروود اندرسن» Sherwood Anderson نویسنده‌ی مشهور آمریکایی بود؛ نوشتن داستان دومش را دنبال کرد. او با انتشار داستان معروف «خشم و هیاهو» که برگرفته از نمایشنامه مکبث نوشته ویلیام شکسپیر است، به محبوبیت رسید. این کتاب در سال ۱۹۹۸ به‌عنوان ششمین رمان برتر انگلیسی قرن بیستم معرفی شد و نام این نویسنده را بیش از پیش به شهرت رساند.

«ویلیام فاکنر» در سن شصت‌وچهار سالگی در سال 1962 درگذشت. او نویسنده‌ای تأثیرگذار و پرکاری بود که موفق به دریافت جوایز و افتخارات مثال‌زدنی شد. او در سال 1949 موفق به دریافت جایزه‌ی نوبل ادبی شد و در سال 1957 جایزه‌ی پولیتزر را دریافت کرد. «فاکنر» ده‌ها داستان کوتاه از خود به ارث گذاشته است که از ارزش ادبی بالایی برخوردار هستند. این نویسنده در میان خوانندگان فارسی‌زبان هم معروف و محبوب است و تعداد زیادی از آثارش به فارسی ترجمه شده‌اند. «گور به گور»، «جنگل بزرگ»، «خشم و هیاهو» ازجمله آثار این نویسنده هستند که به فارسی ترجمه شده‌اند و نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

ترجمه کتاب صوتی کتاب پیرمرد به زبان فارسی

کتاب صوتی «پیرمرد» اثر «ویلیام فاکنر» را انتشارات کتاب‌سرای نیک با صدای «افشین اعتماد» و «فرهاد اتقیایی» منتشر کرده است که در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. این اثر را «تورج یاراحمدی» ترجمه کرده است که ترجمه‌ی آثار نویسندگان معتبر دیگر ازجمله «گراهام گرین» را در کارنامه‌ی کارش دارد.

در بخشی از کتاب صوتی کتاب پیرمرد می‌شنویم

به‌محض آن که کتاب‌های جدید سروقت منتشر می‌شد او هم آماده بود که بی‌هیچ شتاب و صبری، هرلحظه در نقشه‌اش تغییری ظریف وارد کند؛ چنان که خیاط باوجدان با انتشار مجله‌های جدید خیاطی در لباس‌هایی که قرار است به دربار عرضه کند تغییرات ظریفی انجام می‌دهد. آن‌وقت که روز عملی کردن نقشه‌اش فرارسید حتی این قدر فرصت نیافت که قطار را واگن به واگن سر بزند و ساعت و حلقه و زیورآلات زنان و پول‌های پنهان کرده در کمربند مردان را جمع کند، چون به‌محض آن که به واگن اکسپرس پا گذاشت که در آن هم گاوصندوق قرار داشت و هم محموله طلا، او را دستگیر کردند. به هیچ‌کس شلیک نکرد، چون که هفت‌تیری را که از دستش درآوردند با آن که پر بود از آن هفت‌تیرها نبود که بشود با آن آدم کشت. بعدها به بازپرس اعتراف کرد پول خرید اسلحه و فانوس سیاهی که در آن شمع می‌سوخت و دستمال سیاهی که با آن صورتش را پوشانده بود، از دوره‌فروشی اشتراک مجله کارآگاه به همسایه‌های خود در محله پاین ‌هیل به دست آورده بود. به همین خاطر گهگاه با عجز و خشم به فکر فرومی‌رفت (و برای این کار مجال فراوان داشت) چون چیز دیگری هم بود که نمی‌توانست در دادگاه به آن‌ها حرفش را بزند، نمی‌دانست چطور مطلب را بگوید. این کار را برای به دست آوردن پول، برای جیفه دنیا نکرده بود. پول‌وپله که فقط شبیه گردن‌آویزی بود که با غرور به گردنش بیاویزد، مثل مدال دونده آماتور المپیک -- که فقط یک نماد است، و مظهری که نشان می‌دهد او نیز در کاری که برگزیده، و در دنیای زنده و متغیر عصر خود، از بقیه یک سرو گردن بالاتر است. به همین خاطر وقتی از پشت خیش بر خاک سیاه و پرمایه‌ی شخم‌خورده قدم می‌گذاشت، یا وقتی که با کج‌بیل پنبه و ذرت جوانه‌زده را وجین می‌کرد، یا وقتی که بعد از خوردن شام در سلول خود با ترشرویی طاق‌باز دراز می‌کشید، آن‌وقت طوماری از فحش‌های آب‌نکشيده را یک‌بند دم می‌گرفت، به آدم‌های گوشت و استخوان‌دار که او را به زندان انداخته بودند فحش نمی‌داد، بلکه فحش را به جان کسانی می‌کشید که حتی خبر نداشت نام‌های مستعاری بیش نبودند، نه آدم‌هایی واقعی بلکه فقط لقب آدم‌هایی سایه‌وار بودند که درباره وهم و خیال قلم می‌زدند. زندانی دیگر مردی کوتاه‌قامت و چاق بود. تقریباً هیچ جای بدنش مو نداشت، و رنگ پوستش سفید سفید بود. شبیه چیزی بود که آن را روی چوب و الوار زیر نور آفتاب زیر و الا کرده باشند، و از او هم خشمی سوزان و عاجزانه شراره می‌کشید.

مشخصات کتاب صوتی پیرمرد

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی پیرمرد