اگر نگران آینده و موقعیت خود هستید، من حسّ شما را درک میکنم. من شغلم را در اوج بحران شرکتهای اینترنتی از دست دادم. شرکت ما خیلی سریعتر از آنچه ما پول در میآوردیم پول از دست میداد و در نهایت هم خیلی سریعتر از تایتانیک غرق شد. در آن زمان فکر میکردم این بدترین اتّفاق زندگی من است. (تنها دو ماه تا ورشکستگی کامل زمان داشتم). من زن و دو بچّۀ کوچک داشتم،خانه ما گرو بانک بود و پس انداز اندکی هم داشتم. این پسانداز همان فیش حقوقی من بود که آن هم به زودی کاملاً از دست میرفت. اوضاع ظاهراً بد بود. احساس بدی داشتم. حداقل با آن زاویه دید من اوضاع خیلی بد بود. اما یک روز به این نتیجه رسیدم که نباید اجازه دهم این مشکلات من را از پا در بیاورند و اینجا بود که فهمیدم باید طرز فکر و رفتار خود را تغییر دهم.
بسیاری بر این باورند که بیشتر مردم به دنبال سرنوشت خود میگردند، اما اغلب این سرنوشت ماست، که از طریق سختیها و مشکلات، ما را پیدا میکند. در همین زمانهاست که ما پرسشهای مهمّی را مطرح میکنیم و تصمیماتی میگیریم که به شکلی مثبت مسیر زندگی ما را تغییر میدهد. و من اعتقاد دارم که یکی از مهمترین پرسشهایی که ممکن است بپرسید این است که شما کوسه هستید یا ماهیقرمز. حالا شما کدامیک از اینها هستید؟