معزّی اگرچه از زندگی در دربار سلاجقه کام دید و نام یافت، لیکن در پایان هدف اصابت خدنگ پیکان سلطان سنجر قرار گرفت و به همان تیر جان به جهاندار سپرد. دربارۀ اساس تیر انداختن سنجر به معزّی سخن بسیار است. گویا معزّی مِن غیر عمدهدف تیر سلطان واقع شد و اما اینکه بلافاصله پس از اصابت تیر درگذشته باشد این چنین نیست و شعر معزّی بهترین گواه این ادعاست که خود را نو جان تصور نموده، به علت بیماری ناشی از اصابت پیکان، مرسوم و مواجب بیشتری طلب میکند تا به کار معالجۀ خود بپردازد!
ملک سنجر همایون ناصرالدین
خداوند همه ایران و توران
جهانداری که اندر نسل سلجوق
جهان را یادگارست از سه سلطان
منم نوجان به فر دولت شاه
نشسته ساکن اندر مرو شهجان
بقای دولت و ایام او را
هواخواه و دعاگوی و ثناخوان
به دستوری به خانه رفت خواهم
که رنجورم هنوز از رنج پیکان
اگر مرسومم افزاید خداوند
بود درد مرا آن رسم درمان
استاد همایی اساس حادثه را سوءقصد پنداشته که احتمالاً از سوی درباریان سنجر و یا به اشاره خود وی تدارک گردیده است: «... و از کجا که در آن حادثۀ شوم به سببی پنهانی تعمد در کار نبود؛ هر چه گو باش قدر و قیمت چنان گوهری یکتا و سخن آفرینی گرانمایه و بی نظیر که وجودش در هر زمان و در هر شهر و دیار از غنایم دیریاب روزگار است در نظر آن جبار سبک سر خونخوار بدان قیاس بود که کشته شدن امیر معزّی با مَعزی [بُزی] پیش او تفاوت نداشت...». پروفسور یان ریپکا نیز با تردیدی که در موضوع روا می دارد تیراندازی به معزّی را از مصادیق خطا تلقی نمیکند: «... به عللی که ماهیت آن به درستی روشن نیست آماج تیر سنجر پسر پادشاه قرار گرفت - ۵۱۱ ه. ق- و به سختی مجروح شد و پس از مدتها رنجوری میان سال های ۵۱۹-۵۲۱ ه.ق - و نه چنان که به اشتباه روایت می شود ۵۴۲- در گذشت...»