یک شب بچّهای ناپدید شد. پدر و مادرش همهجا را گشتند؛ اما او را پیدا نکردند. پلیس هم همهجا را گشت. زیر تختخواب بچّه، شانزده ظرف خالی آبمیوه پیدا شد.
ـ آقای پلیس، شما با دیدن ظرفهای آبمیوه متوجّه چیز مهمی شدهاید؟
ـ معلوم است!... امشب بچۀ شما هر جا باشد، لحافش را خیس میکند!