Loading

چند لحظه ...
کتاب پیرمرد و دریا

کتاب پیرمرد و دریا

نسخه الکترونیک کتاب پیرمرد و دریا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب پیرمرد و دریا

وقتی پسرک برگشت خورشید غروب کرده بود و پیرمرد روی صندلی خوابش برده بود. پسرک پتوی کهنۀ ارتشی‌ای که روی تخت بود را برداشت و روی شانه‌های پیرمرد و باقی‌اش را دور صندلی انداخت. شانه‌های عجیبی داشت، با این که خیلی پیر بود، هنوز هم قدرتمند بودند و با این که خواب بود و سرش به جلو افتاده بود، چین و چروک چندانی روی‌شان نداشت. مثل بادبان قایقش، پیراهنش هم پر از وصله و پینه بود که به خاطر نور آفتاب، وصله‌ها سایه‌های تیره و روشن گرفته بودند. سر پیرمرد، خیلی پیر بود و حالا که چشمانش را بسته بود، هیچ رنگ زندگی‌ای در چهره‌اش دیده نمی‌شد. روزنامه روی پاهایش باز مانده بود و وزن دستانش که روی آن بود نگذاشته بود که نسیم عصرگاهی آن را با خود ببرد. پاهایش هم برهنه بودند. پسرک کلبه را ترک کرد و وقتی برگشت پیرمرد هنوز خواب بود. پسرک گفت: «بیدار شو پیرمرد!» و دستش را روی یکی از زانوهای پیرمرد گذاشت. پیرمرد چشمانش را باز کرد و برای لحظه‌ای انگار از راه خیلی دوری برگشت. بعد لبخند گرمی زد. او پرسید: «چی با خودت آوردی؟» پسرک گفت: «شام، می‌خوایم با هم شام بخوریم.» - من اون‌قدرها گرسنه نیستم. - بیا و بخور. غذا نخوری نمی‌تونی ماهی بگیری. پیرمرد بلند شد و روزنامه را برداشت و گفت: «من می‌گیرم.» سپس شروع به جمع کردن پتو کرد. پسرک گفت: «پتو رو دور خودت نگه دار، بدون خوردن غذا نمی‌تونی ماهی بگیری، نه تا وقتی من زنده‌ام.» پیرمرد گفت: «پس مدت طولانی‌ای زنده بمون و خوب از خودت مراقبت کن. حالا قراره چی بخوریم؟» - برنج و لوبیای سیاه، موز سرخ شده و مقداری خامه. پسرک غذا را که در یک ظرف فلزی دو طبقۀ نگه‌داری غذا بود، از تراس خریده بود. دوتا چاقو و چنگال و قاشق را در یک دستمال کاغذی پیچیده و در جیبش گذاشته بود. - کی این‌ها رو بهت داده؟ - مارتین. - باید ازش تشکر کنم. - من ازش تشکر کردم، نیازی نیست تو ازش تشکر کنی. - گوشت شکم یه ماهی بزرگ رو به اون می‌دم. تا حالا بیشتر از یه بار این لطف رو به ما کرده؟ - فکر می‌کنم آره. - پس باید چیزی بیشتر از گوشت شکم ماهی بهش بدم، اون خیلی به فکر ما بوده. - اون دو تا آبجو هم برامون فرستاده. - من آبجو قوطی‌ای دوست دارم.

ادامه...

مشخصات کتاب پیرمرد و دریا

  • ناشر نشر یوشیتا
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.7 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پیرمرد و دریا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب پیرمرد و دریا

ن گوشیمو عوض کردم و با گوشی جدید وارد اکانت فیدیبوی خودم شدم. اتفاق وحشتناک این بود ک تمام هایلایت هایی ک قبلا کشیده بودم پاک شده بود. آخه این چ مدله.
در ۳ هفته پیش توسط Aliye koosha ( | )
وااااای خدا انگار یه مستند ماهی گیری میبینی همون قدر کثالت اور سه روز با یه پیره مرد کله شق تو دریا ماهی میگیری ثانیه به ثانیه شو به تصویر کشیده
در ۳ هفته پیش توسط ساناز مرادی ( | )
واقعا عالی بود مثل یک فیلم مستند با جزییات دقیق
در ۲ هفته پیش توسط مهرداد شیخ زاده ( | )
کتاب خوبیه
در ۳ هفته پیش توسط 991...735 ( | )
این شاهکار ارنست همینگوی ، چه زیاد ترجمه فارسی شده است!
در ۳ هفته پیش توسط ham...662 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››