کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب روزی که شیرها کاهو میخورند

کتاب روزی که شیرها کاهو میخورند

نسخه الکترونیک کتاب روزی که شیرها کاهو میخورند به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۷,۲۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب روزی که شیرها کاهو میخورند

چند روزی می‌شد که رومن در گوشی همراه و لپ‌تاپش در کمینِ پیامی از مکسیمیلیان بود. ولی جناب ووگ لزومی ندیده بود او را از آمدن یا نیامدنش باخبر کند. بی‌تفاوتی، بی‌نزاکتی، یا خراب‌کاری آگاهانه؟ البته رومن نظرش بیشتر روی گرایش مسموم «افراد بسیار مهم» و ناتوانی در پیروی از اصول اولیۀ مهارت‌های اجتماعی بود. بااینکه این‌جور رفتارها برایش خیلی جای تعجب نداشت، اما باعث دلخوری‌ای شد که با گذشت هر ساعت این حالت تشدید هم می‌شد. ولی برای حفظ ظاهر جلوی بقیۀ شرکت‌کننده‌ها که همگی در سالن حاضر و آمادۀ شروع جلسۀ دوم بودند، باید نشانه‌های این خشم را زیر آرایش پنهان می‌کرد. شرکت‌کننده‌ها برخلاف انتظار رومن، بازی «الگوهای ضد مسمومیت رفتاری» را به‌نحو احسن انجام داده ‌بودند و همه همان‌طور که او خواسته بود با عکس‌ مربی‌هایشان آمده بودند. رومن از عکس‌های رنگارنگ شخصیت‌های مختلف به ذوق آمد و خندید. چند عکس از گاندی، چند عکس از بودا، حضرت مسیح، یک عکس از جان لنون (به‌خاطر موسیقی‌اش که همیشه در خدمت صلح بود)، مارتین لوتر کینگ، نلسون ماندلا، مادر ترزا، و آدری هپبورن به‌خاطر مبارزاتش به نفع کودکان در سازمان یونیسف. رومن درحالی‌که عکس‌های قاب‌شده را به دیوار می‌چسباند گفت: «الهام‌های خوبی گرفته‌اید، آفرین!» این مشارکت بی‌نظیر به او انرژی و انگیزه داده بود و برای یک لحظه غیبت مکسیمیلیان ووگ را از یاد برده ‌بود. ناگهان صدای در آمد... سروکله‌اش پیدا شد... مکسیمیلیان در چارچوب در ایستاد. همه ساکت شدند تا او را تماشا کنند، ولی در چهره‌اش کوچک‌ترین اثری از تعجب نبود. از آنهایی بود که به‌محض ورود به جمعی همه ساکت می‌شدند. در جستجوی رومن همه را از نظر گذراند، طوری‌که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ این رفتار حسابی روی رومن را کم کرد. چه واکنشی باید نشان می‌داد؟ باید او را سر جایش می‌نشاند؟ ولی این کار فایده‌ای نداشت! آیا باید در جمع درسی حسابی به او می‌داد؟ تنها همین روش حالش را جا می‌آورد. زن جوان آهی کشید و بدون کوچک‌ترین سرزنشی اجازه داد تا وارد شود. در آن لحظه از سر تقصیر بی‌نزاکتی و تأخیرش گذشت. مکسیمیلیان به‌سمت صندلی خالی رفت، پالتوی گران‌قیمت سیاه‌رنگش را درآورد و از پشتی صندلی آویزان کرد و بدون آنکه توجهی به دیگران بکند، به‌سمت رومن رفت. بستۀ کوچکی در دست داشت که آن را به رومن داد و گفت: «کاری که خواسته بودید. به‌خاطر تأخیرم هم عذرخواهی می‌کنم. معمولاً آدم وقت‌شناسی هستم. ولی کار فوری پیش آمد...» رومن همان‌طور که بسته را باز می‌کرد، غرولندکنان جواب داد: «مهم نیست، پیش می‌آید.» و بعد چشم‌هایش از تعجب نزدیک بود از حدقه بیرون بزنند. «این چی... من...» درحالی‌که رومن جلد عکس قاب‌‌گرفتۀ خودش را باز می‌کرد، مکسیمیلیان لبخند معصومانه‌ای به او زد و با حالت آرامی پرسید: «تصمیم گرفتم مربی‌ام شما باشید. ازنظر شما که اشکالی ندارد؟» آیا داشت مسخره‌اش می‌کرد؟ شک داشت. از تنها چیزی که مطمئن بود، این بود که او برنامه را جدی نمی‌گرفت و دنبال راهی بود که از زیر بار کارهایی که به او واگذار می‌شد، شانه خالی کند. شاید به زن‌هایی عادت کرده بود که به‌راحتی گول می‌خورند؟ هنوز نمی‌دانست دقیقاً با چه موجودی روبه‌روست... «این نظر لطفتان است، مکسیمیلیان. از اینکه من را هم‌سطح مادر ترزا قرار داده‌اید به خودم می‌بالم. هرچند بیست‌سانتی‌متر از او بلندترم.» بس کن رومن! لحن جدی به خودت بگیر و نشانش بده. رومن به او حالی کن که نمی‌تواند سرت کلاه بگذارد! «ولی فکر می‌کنم خیلی حوصله نداشتید به خودتان زحمت فکر کردن بدهید.» «واقعاً؟» مکسیمیلیان لبخند شیطنت‌آمیزی زد. رومن هم کم نیاورد. «یعنی اینکه پاپ را انتخاب کنید یا مایکل روکر یا مادربزرگتان را، برای من فرقی ندارد، من فقط یک عکس از یک نمونۀ ضد مسمومیت‌ رفتاری می‌خواهم که برایتان حرفی برای گفتن داشته باشد.» لبخند از صورت مکسیمیلیان محو شد. در این لحظه، مرد تاجر فهمید که قدرت زن خیلی بیشتر از اوست. با نگاهش او را به مبارزه طلبید و با جسارت پرسید: «اگر این کار را نکنم چی؟» بقیه یک ذره از این گفت‌وگو را هم از دست نمی‌دادند و در انتظار واکنش رومن بودند. رومن می‌دانست که او دارد از سادگی‌اش سوءاستفاده می‌کند. گروه مثل سس مایونز بود. گاهی‌اوقات یک عامل خارجی آشوبگر لازم بود تا همه‌چیز سر جایش قرار بگیرد...

ادامه...

مشخصات کتاب روزی که شیرها کاهو میخورند

بخشی از کتاب روزی که شیرها کاهو میخورند

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب روزی که شیرها کاهو میخورند

درباره گروه درمانی برای افرادی که ناخواسته باعث رنجش دیگران میشن و عزیزانشونو طردمیکنن. رویهمرفته کتتب خوبی، راهکارهای خوبی میده برای درمان، حالا یه داستان عشقی هم ضمیمه کرده که جذابیتش یالاتربره
در ۲ هفته پیش توسط lil...ra3 ( | )