Loading

چند لحظه ...
مثل خون در رگ‌های من

مثل خون در رگ‌های من
نامه‌های احمد شاملو به آیدا

نسخه الکترونیک مثل خون در رگ‌های من به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱۴,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره مثل خون در رگ‌های من

روزگار درازی بود که شعر را گم کرده بودم. این روزها احساس می‌کنم که شعر، دوباره در من جوانه می‌زند. به بهار می‌مانی که چون می‌آید، درخت خشکیده شکوفه می‌کند. برای فردای‌مان چه رویاها در سر دارم! آن رنگین‌کمان دوردستی که خانه‌ی ماست، و در آن، شعر و موسیقی لبان یکدیگر را می‌بوسند و در وجود یکدیگر آب می‌شوند... از لذت این فردایی که انتظارش قلب مرا چون پرده‌ی نازکی می‌لرزاند در رویایی مداوم سیر می‌کنم. می‌دانم که در آن سوی یکی از فرداها حجله‌گاه موسیقی و شعر در انتظار ماست؛ و من در انتظار آن روز درخشان آرام ندارم، و هر دم می‌خواهم فریاد بکشم: «آیدای من! شتاب کن که در پس این اولمپ سحرانگیز، همه‌ی خدایان به انتظار ما هستند!» معنی «با تو بودن» برای من «به سلطنت رسیدن» است. چه قدر در کنار تو مغرورم! ــ به من نگاه کن که چه تنها و خسته بودم، و حالا به برکت قلب تو که کنار قلب من می‌تپد، چه شاد و چه نیرومندم! آیدای من، تو معجزه‌یی. روزگار درازی شد که همه چیز از من گریخته بود؛ حتی شعر ــ که من با آن در این سرزمین کوس خدایی می‌زدم ــ. می‌پنداشتم که عشق، هرگز دیگر به خانه‌ی من نخواهد آمد. می‌پنداشتم که شعر، برای همیشه مرا ترک گفته است. می‌پنداشتم که شادی، کبوتری است که دیگر به بام من نخواهد نشست. می‌پنداشتم که تنهایی، دیگر دست از جان من نخواهد کشید و خستگی، دیگر روح مرا ترک نخواهد گفت. تو طلوع کردی و عشق باز آمد، شعر شکوفه کرد و کبوتر شادی بال‌زنان بازگشت؛ تنهایی و خستگی بر خاک ریخت. من با تو ام، و آینه‌های خالی از تصویرهای مهر و امید سرشار می‌شوند. کنار تو، خود را بازیافته‌ام، به زندگی برگشته‌ام و امیدهای بزرگ رویایی ترانه‌های شادمانه را به لب‌های من بازآورده‌اند. هرگز هیچ چیز در پیرامون من از تو عظیم‌تر نبوده است. تو شعر را به من بازآورده‌ای. تو را دوست می‌دارم و سپاست می‌گزارم. خانه‌ی فردای ما خانه‌یی است که در آن، شعر و موسیقی در پیوندی جاودانه به ابدیت چنگ می‌اندازند. از این جهت است که من، تو را با همه‌ی اعتقادی که دارم، آیدای خودم می‌نامم. زیرا هیچ چیز نیرومندتر از عشق نیست. از این جهت است که من، با اعتماد و یقین به تو می‌گویم که خدا نیز نمی‌تواند طلوع آفتاب فردای ما را مانع شود. زیرا که ما ــ من و تو ــ برای فردای‌مان حتی به طلوع خورشید خدا نیز نیازی نداریم: قلب من و تو هست؛ و عشق، قلب ما را از خورشید فروزان‌تر می‌کند... ما برای فردای خود فقط به قلب‌های فروزان یکدیگر اعتماد می‌کنیم. من به عشق گرامی تو نسبت به خود، و به عشق دیوانه‌وار خود نسبت به تو اعتماد دارم؛ و به خاطر همین اعتماد است که از این پس، با جرأت و با شهامت بیش‌تری زندگی می‌کنم.

ادامه...

مشخصات مثل خون در رگ‌های من

  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر ۱۳۹۴/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.11 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۷ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره مثل خون در رگ‌های من

کتابی است شامل نامه هایی با جملات بیش ازحدعاشقانه و البته خالصانه مردی به زنی پیش از ازدواجشان که در عشقی سوزان، دست و پا می زند،عشقی که شاید خیلی ها در زندگی،حداقل یکبار تجربه اش کرده اند و البته این که عشقِ این خیلی ها،به فرجام رسیده باشد یا نه و اینکه در فرجامِ خوشش،آیا به همان اندازه اولش،عمیق و آتشین باقی مانده است یا نه؛دانستنش خالی از لطف نیست.خوب است مردی،زنی را برای زندگی آینده خود در نظر بگیرد و اینگونه عاشق و شیدایش باشد و بلعکس؛خوبتر آنکه وقتی وارد عرصه عمل شدند،جا نزنند و ذره ای از عشقشان کم نشود بلکه بیشتر و بیشتر گردد.من به شخصه،فقط و فقط عشق حقیقی بعد از ازدواج را قبول دارم که اگر چنین عشقی نصیب کسی شد،بداند که در بازی زندگی برد بزرگی کرده است.
در ۶ ماه پیش توسط 912...766 ( | )
اگر شاملو و ایدایی نیود ادم چطور میتونست به این نتیجه برسه که عشق واقعا وجود داره؟
در ۴ ماه پیش توسط نگار حیدرزاده ( | )
واقعا فضایی ایجاد میکنه که از این زندگی روزمره برای چند ساعت خارج بشی و حسی جدید را تجربه کنی
در ۱۰ ماه پیش توسط 913...274 ( | )
اگه میشه کتاب صوتیشو بزارید
در ۱ سال پیش توسط f. mhh ( | )
این کتاب به قدری زیبا بود که وقتی شروع به خوندن کردم اصن دوسش نداشتم یه لحظه چشممو ازش بردارم
در ۶ ماه پیش توسط شکیبا مومنی نژاد ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۸
  • ۹
  • بعدی ›
  • آخرین ››