کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب آژیر بی‌صدا

کتاب آژیر بی‌صدا
آژیر بی‌صدا

نسخه الکترونیک کتاب آژیر بی‌صدا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱,۴۴۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب آژیر بی‌صدا

صحنه اتاقی از یک هتل است. در دیواری کوتاه، دو پنجره، تخت‌خوابی بین دو پنجره. میز تلفن در یک سرِ تخت‌خواب، و میز آرایش نزدیک طرف دیگر آن است. در دیوار سمت راست دری به راه‌رو باز می‌شود، نزدیک این در یک صندلی است. در دیوار سمت چپ دری است که به اتاقی دیگر راه دارد؛ نزدیک این در میزی کوچک است و دو صندلی. اِد و باب روی صحنه اند. اِد پالتویش را می‌پوشد که پرده بالا می‌رود. هردو جلوی در راه‌رو اند. اِد: باب، از دیدن‌تون واقعاً خوش‌حال شدم. باب: من هم از دیدار شما خوش‌حال شدم. اِد: آن‌قدر کم به شهر می‌آیید که فرصت نمی‌کنم. باب: خوب، شما که خودت می‌دونی، سفرِ کاری معمولاً جز دردسر چیز دیگه‌ئی نیست. اِد: دفعه‌ی بعد باید بیایید خونه‌ی من. باب: خیلی دل‌م می‌خواد بیام. اما این سفر رو مجبور بودم توُ هتل بمونم. اِد: متوجه ام. به هرحال، سلام من رو به خانم‌ت برسون. باب: [یاد چیزی می‌افتد.] آه، راستی، اِد. یک‌دقیقه اگر ممکن ئه. اِد: چی شده؟ باب: می‌خواستم یک چیزی به‌تون نشون بدم. [به طرف میز می‌رود. یک لوله‌ی اوزالید از کشوی آن بیرون می‌آورد.] می‌دونستید می‌خوام ساختمان بسازم؟ اِد: [به دنبال‌اش به طرف میز می‌رود.] خونه؟ باب: آره. [ضربه‌ئی به در راه‌رو.] بفرمایید. نقشه‌ها را پهن می‌کند. همین دی‌روز گرفتم‌شون. اِد: [می‌نشیند.] خوب. خیلی خوب ئه! ضربه تکرار می‌شود ــ بلندتر. هردو مرد این‌بار به در نگاه می‌کنند. باب: بفرمایید! بفرمایید توُ! پیک هتل: [داخل می‌شود.] آقای بارکلی؟

ادامه...

مشخصات کتاب آژیر بی‌صدا

  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر ۱۳۹۷/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.19 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آژیر بی‌صدا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب آژیر بی‌صدا