این کتاب کوچک، سرشار از خودآگاهی، پر از شور و انگیزه، دیگر بیش از این نمیتوانست مناسب این زمان باشد. و حتی بهتر از آن، بینشها و توصیههای کتاب برای همهی زمانهاست و محدود به زمان خاصی نیست. سرمایهگذاران، و مهمتر از آن، آنهایی که اخیراً سرمایهگذاری نکردهاند، باید این کتاب را بخوانند و از صمیم قلب آنچه را گفته است، به کار گیرند.
ما هرگز چنین بازار پررونقی نداشتهایم که از ابتدا با چنین احتیاط و بدبینی مطلقی درخصوصِ دوام روند صعودیاش توأم باشد. بازار سهام هرگز در یک خط مستقیم حرکت نمیکند، فرازوفرود دارد و هر فرودی از سال ۲۰۰۹ با موجی از غم و اندوه برخورد کرده است که با سقوط وحشتناک دیگری مواجه خواهیم شد. نتیجه آن شد که دهها میلیون نفر که باید در بازار حضور میداشتند کنار کشیدند. تونی رابینز بهخوبی نشان داده است که با توجه به انباشت داراییها، بهویژه برای بازنشستگی، آنهایی که کنار کشیدند اشتباه بلندمدت پرهزینهای را مرتکب شدند.
آنچه کمک میکند تا این کتاب بیشتر قابلاعتماد باشد این است که نویسنده درخصوصِ دلواپسیهایی فراگیر در مورد آیندهی اقتصادی با صداقت و صراحت برخورد کرده است. نگرانیهایی که چرخهی انتخابات ۲۰۱۶ را حیرتانگیز کرد. او اذعان کرده است که بله، سرانجام ما یک بازار راکد حقیقی را تجربه خواهیم کرد، ولی این دلیل نمیشود که افراد دست روی دست بگذارند و کناری بنشینند. کسادیهای بزرگ بهصورت دورهای در بازار رخ میدهد؛ ولی روند بلندمدت سهام همیشه رو به ترقی است. افراد میتوانند با پذیرفتن این واقعیت از صمیم قلب که وقتی پای سرمایهگذاری در میان است دشمن درجهیک آنها احساسات است، راهکارهایی را تدبیر کنند که آنها را قادر کند نسبت به بازار و حرفهایترین مدیران نتایج بهتری به دست آورند.
رابین محتاطانه و متفکرانه نشان میدهد که چگونه میتوانید حاکم سرنوشت سرمایهگذاری خود باشید، بهجای اینکه با ترس گوشهای بنشینید یا از سر ترس واکنشهایی به نوسانات بازار نشان دهید که مسیرتان را تباه کند. وقتی بازار سهام سقوط میکند چه باید کرد؟ چگونه میتوان از وضعیتی که به نظر دیگران یک فاجعه است، یک فرصت ساخت؟ او قوانینی منطقی ارائه میکند که شما را از ارتکاب به اشتباهات پرهزینه بازمیدارد، و حتی بهتر از آن، به شما توضیح میدهد که چه اقدامی انجام دهید - نظیر تنظیم دوبارهی تخصیص داراییها - که بر اساس فراوانی بازده و درآمد آتی قرار بگیرد.
دشمن درجهدو، هزینهها هستند. نهتنها هزینههای اعلامشده بلکه انواع هزینههای متفاوت پنهان. این هزینهها تا صدها هزار دلار میتواند بهواقع اندوختهی شما را کاهش دهد. به خاطر داشته باشید که هر دلار که صرف هزینه شود به معنای یک دلار رشد کمتر در سال آینده است. این دلیلی است برای اینکه به برنامهی ۴۰۱(کی)(۳۵) خودتان نگاه کنید تا هرچه پول بیخودی را که ممکن است سرمایهتان را از بین ببرد، درست مثل موریانهای که خانهای را از بین میبرد، کشف کنید. حتی صندوقهای مبتنی بر شاخص هم میتوانند هزینههای غیرضروری برای شما شارژ کنند. این هزینهها با پول شما همان کاری را میکند که گودزیلا با شهرها. یک سرمایهگذار آگاه یک سرمایهگذار بسیار ثروتمندتر خواهد شد.
بیشتر تغییرات قانونی که در مدیریت پول جهان رخ میدهد بیشتر از سوی وزارت کار آمریکاست(۳۶). این کتاب با ارائهی جزئیات و توضیحات دقیق در این خصوص به شما کمک میکند.
درنهایت، رابینز این نکته را آشکار میسازد که ثروتاندوزی یک هدف نیست؛ بلکه جنبهی مهمی است از دستیابی به یک زندگی هدفمند. این حقیقتی است که اغلب نادیده گرفته میشود. پدربزرگ من بی. سی. فوربس(۳۷) که حدود یک قرن پیش شرکتمان را پایهگذاری کرد، در اولین نسخهی مجله که نام او را بر خود داشت چنین اظهار کرد: «هدف از تجارت و کسبوکار تولید خوشبختی است، نه جمعآوری پول».
میتوانیم امیدوار باشیم که بیشتر مردم بهویژه جوانترها که کار حرفهایشان را شروع میکنند، پیام سرمایهگذاری رابینز را به گوش جان بسپارند: وارد شوید!