فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نگاه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب افسانه‌های آذربایجان‌

کتاب افسانه‌های آذربایجان‌

نسخه الکترونیک کتاب افسانه‌های آذربایجان‌ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب افسانه‌های آذربایجان‌

صمد بهرنگی، معلم و داستان‌نویس آذری، علاوه بر نوشتن داستان‌های کوتاه، در پژوهش و گردآوری افسانه‌های مردم آذربایجان نیز کوشید. این کتاب دربرگیرنده افسانه‌های آذربایجان است که بهرنگی آنها را گردآوری کرده است.

بخشی از کتاب افسانه‌های آذربایجان‌

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:


مشخصات قهرمان در افسانه های آذربایجان

افسانه قسمت مهمی از فولکلور را تشکیل می دهد. در افسانه ها علاوه بر چیزهای دیگر که عموما از فولکلور عاید جامعه شناسان و غیره می شود می توان بهترین و اصیل ترین زبان نثر را پیدا نمود. به علاوه افسانه ها سرشار از ترکیبات و تعبیرهای لطیف زبان ها هستند. مثلاً در داستان های کوراوغلو می توان بهترین نمونه نثر زبان ترکی را سراغ گرفت.
نگفته پیداست که افسانه های هر ملت و کشوری دارای ویژگی هایی است که آن ها را از افسانه های ملل دیگر متمایز می کند. در شرایط اقلیمی مختلف و از میان حوادث و شرایط تاریخی گوناگون افسانه هایی با خصوصیات متنوع و مختلف زاده می شود. مثلاً آن چه در نظر اول در فولکلور سیاه پوستان دیده می شود رنج و حسرت و اندوهی است که طی هزاران سال بردگی و استثمار بر آن ها سنگینی کرده، لاجرم بازتاب آن در فولکلورشان آشکار است.
اصولاً فولکلور نشان دهنده و منعکس کننده احوال و افکار و آرزوهای طبقات محروم و پایین اجتماع است و گاهی که از بالاترها و اشراف صحبت می شود هنگامی است که طبقات محروم به ناچار ضمن امرار معاش و تحصیل روزی با آن ها برخورد می کنند.
چون روی سخن در این مقاله با افسانه های آذربایجان است همین قدر مقدمه چینی هم کفایت می کند.
*
در دو سه جای دیگر هم گفته شده که می توان داستان های فولکلور آذربایجان را سه دسته کرد:
۱. داستان های حماسی مخلوط با عشق های پهلوانی و دلاوری ها و مبارزه با پادشاهان و خوانین و فئودال ها. از این دست داستان ها می توان داستان های بسیار شورانگیز کوراوغلو را نام برد که هفده داستان است؛ بعد هم داستان های کتاب دده قورقود.
۲. افسانه های صرفا عاشقانه. از این نوع می توان از داستان های بسیار مشهور «عاشق غریب»، «طاهر میرزا»، «اصلی و کرم»، و غیره و غیره نام برد.
۳. افسانه هایی که برای بچه ها و نوه ها و نتیجه ها در شب های دراز زمستان پای کرسی برای سرگرمی و فرو رفتن به خواب شیرین و شکر گفته می شود. هر کس دست کم نام پنجاه داستان از این دست را می داند. در این جا فقط می پردازیم به خصوصیات افسانه های دسته سوم.
سخنی درباره چند تن از قهرمانان و چهره های مشخص افسانه ها:
۱. کچل، یکی از جالب ترین و زنده ترین و اصیل ترین چهره های افسانه های آذربایجان است. کچل جوان فقیری است از طبقه سوم که هیچ گونه وسیله معاش ندارد، نه زمینی و نه سرمایه ای و نه هیچ شغل و حرفه و منصب معینی. اغلب پیش ننه پیرش زندگی می کند و از پولی که ننه اش از پشم ریسی به دست می آورد امرار معاش می کند.
کچل گاهی کمکی تنبل و تن پرور است. اما وقتی مجبور به کار کردن و سیر کردن شکم خود می شود، چنان کارهایی می کند و چنان مردی و هوش و فراستی از خود نشان می دهد که پادشاهان و وزیران و دیوهای پر زور از دستش عاجز می شوند. در دو کلمه بگویم: کچل تنبل و در عین حال چالاک و کارکن است و خوب می تواند حقه سوار کند. حرف های بامزه خیلی بلد است. داستان نویس معاصر غلامحسین ساعدی در یکی از داستان هایش از این چهره آذربایجانی به نحو خوب و استادانه بهره برداری کرده است. در افسانه های آذربایجان کچل اغلب با وزیر و گاهی با پادشاه درمی افتد و همیشه پس از شکست ها و خفت ها و گول خوردن های متوالی پیروز می شود و یکهو می بینیم داماد پادشاه شد یا خود به جای پادشاه نشست و ننه پیرش را هم وزیر کرد.
کچل سمبل فرد محروم و زجردیده اجتماع است که همیشه در آرزوهای نیک بختی سوخته و خواسته است که روزی خود فرمانروای خویش باشد.
۲. وزیر، از چهره های منفی افسانه های آذربایجان است. او مردی است چاپلوس و موذی و پول پرست که هیچ میانه خوبی با طبقات پایین اجتماع ندارد.
در افسانه های آذربایجان جدال پی گیر میان وزیران و مردم درگیر است.
۳. دیو، دیوهای آذربایجان خیلی پر زور و در عین حال سخت پخمه اند. آن ها می توانند کوهی روی کوه دیگر بگذارند. اما با یک حرف مفت گول می خورند و به دست خود گورشان را می کنند یا فرار را بر قرار ترجیح می دهند. مثلاً در افسانه جیتدان دیو حرف جیتدان را باور می کند و سر خود را می برد تا زیر پایش بگذارد و از درخت بالا برود و جیتدان را دستگیر کند. دیوها گاهی عاشق دخترها و زن ها می شوند و آن ها را می دزدند.
به ندرت هم زنی عاشق دیوی می شود و او را می آورد و در خانه اش پنهان می کند. مثلاً در افسانه «نارخاتین» جان دیوها اغلب در شیشه ای یا میان جارویی و آینه ای پنهان است که اگر آن را بر زمین بزنند دیو نعره می کشد و می میرد.
۴. روباه و گرگ، دو قهرمان آشتی ناپذیر و ناسازگار افسانه ای آذربایجان اند. روباه موجودی است مکار و آب زیرکاه و هزار فن و حقه باز که تمام سوراخ سنبه ها را بلد است و گرگ موجودی خشمگین و درنده و دست و پا چلفتی که همیشه گول زبان چرب و نرم روباه را می خورد و در دام می افتد و کتک می خورد. روباه حتی سر شیر و آدم و شتر هم کلاه می گذارد و از این رهگذر شکمش را سیر می کند.

صمد بهرنگی

نظرات کاربران درباره کتاب افسانه‌های آذربایجان‌

این کتاب داستانهای خیلی قشنگی داره که مناسب کودکان هست. من کتاب خوندن رو با این کتاب شروع کردم حس خیلی خوبی بهش دارم. خاطرات کودکی ام با داستانهای قشنگ این بهم امیخته. حتما پیشنهاد میشه
در 11 ماه پیش توسط الهام م
داستانهای اقای بهرنگی عالیین
در 3 هفته پیش توسط moh...ari
داستان های ضعیف و کسل کننده ای داره
در 3 ماه پیش توسط sadegh TT