در نثر این قصّه بسیار ارزنده و خواندنی گاه نشانههایی از فارسی قرن ششم هجری میتوان دید اما بدبختانه در طیّ قرون و اعصار نقّالان و کاتبان در آن دخل و تصرّف کردهاند و نثر قصّه از لحاظ کهنگی در سراسر متن یکسان نیست. کهنگی زبان متن حاضر را مربوط به طی قرنهای ششم تا هشتم هجری میتوان دانست. کاتبِ یگانه نسخه خطّی آنکه تاکنون شناخته شده از مردم ماوراءالنهر و گویا اهل بخارا بوده که ظاهراً حدود قرنهای یازدهم و دوازدهم هجری میزیسته است و در مواردی لهجه خود را در کتابت نسخه داخل کرده.
قصّه قران حبشی از برخی لحاظها به سمک عیار میماند از جمله اینکه عنوان قصّه مانند عنوان سمک عیار نام عیار قهرمان قصّه است و نه نام پادشاه یا شاهزادهای. دیگر اینکه در این دو کتاب قهرمان اصلی که شیرینی و گیرایی قصّه را باعث میشود، «عیار» است. کتاب حاضر به گونهای شرح دلاوریها و عیاریهای عیار دلاور سپاه ایران، قران حبشی است که خود در اصل بردهای سیاه از مردم حبشه بوده. با این حال قران حبشی و عیاران دیگر کتاب حاضر با عیاران سمک عیار یک تفاوت اساسی دارند و آن، این است که در سمک عیار عیاران و پهلوانان دو گروه از دو طبقه متفاوتند اما در قصّه قران حبشی عیار با پهلوان یکسان و برابر شده است و عیاران همان کارهای پهلوانان را در میدان رزم انجام میدهند. به دیگر سخن، قران حبشی هم عیار است و هم پهلوانی جنگاور و دلاور.