فیدیبو نماینده قانونی انتشارات پوینده و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شاد با هم

کتاب شاد با هم
استفاده از علم روانشناسی مثبت برای رسیدن به عشق پردوام

نسخه الکترونیک کتاب شاد با هم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۸۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب شاد با هم

شاد بودن با همسر یا شریک زندگی­تان یکی از بزرگترین لذت­های زندگی است. همه ما البته می‌خواهیم شاد باشیم و پیوند ما با دیگران زندگی را شادتر، محکم­تر و رضایت­بخش­تر می­کند. شادی به اتفاق دیگران ساده­ترین و طبیعی­ترین کاری است که در جهان وجود دارد. با هم شاد بودن یکی از بزرگترین چالش­هایی است که زندگی در برابرمان قرار می‌دهد. با این حال با هم به خوشبختی و شادمانی رسیدن غیرممکن به نظر می‌رسد. و از این روست که ممکن است بعضی فکر کنند اگر تنها باشند می‌توانند خوشبخت­تر باشند. و با این احوال همین اشخاص­اند که می‌توانند ما را شاد یا غمگین سازند. گرچه اطلاعات و تمرینات این کتاب را می‌توان در هر رابطه‌ای به کار برد، اما توجه ما در این کتاب به روابط عاشقانه و زندگی زناشویی است. تأثیر روابط عاشقانه روی خوشبختی و شادمانی ما بسیار زیاد است. وقتی این رابطه خوب باشد، برای­مان دشوار است که فکر کنیم چیزی می‌تواند ما را شادتر کند. و اگر این رابطه بد باشد، به نظرمان می‌رسد چیزی بیش از این رابطه نمی‌تواند ما را مغلوب کند. این اولین کتابی است که روانشناسی مثبت را در زمینه روابط صمیمانه مطرح می‌سازد. هر دو ما بیش از یک دهه است که روی روانشناسی مثبت کار کرده­ایم. ما به استناد پژوهش­های گسترده می‌دانیم که چه عواملی تولید روابط عاشقانه می‌کنند. وقتی ازدواج کردیم متوجه شدیم که این ازدواج فرصت‌های جدید مختلفی را پیش روی ما قرار داد تا این پژوهش را مورد استفاده قرار دهیم. گرچه کتب مختلفی وجود دارند که در این باره نوشته شده‌اند که زوج­هایی مانند ما می‌توانند از آن استفاده کنند، اما کسی آنها را به شکلی تدوین نکرده‌ که بتوان از آن به راحتی استفاده کرده.

ادامه...

بخشی از کتاب شاد با هم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

کاش وقتی بیش از ۵۰ سال قبل روانشناس شدم، روانشناسی مثبت وجود داشت. درست­تر بگویم کاش این کتاب در آن زمان منتشر شده بود. در آن زمان بهترین مطلبی که می توانستیم ارائه بدهیم راهنمایی چند برای کمتر بدبخت و مغلوب بودن و توصیه­هایی به زوج­ها بود که چگونه بجنگند تا ویرانگری کمتری ایجاد شود. امّا این کتاب دستور کار متفاوتی دارد: به جای تلاش برای به حداقل رساندن بدی­ها و منفی­ها به این توجه دارد که چگونه زوج ها می توانند روابطی مطلوب داشته باشند. من زندگی­ام را وقف این موضوع کرده­ام که چگونه می توانم زندگی بهتری داشته باشم. وقتی وارد حیطه روانشناسی شدم همه توجه ما روی مطالعه و درمان بیماری های ذهنی و روانی بود. من هم کارم را با مطالعه روی احساس درماندگی و افسردگی شروع کردم. من دنبال راه­هایی می گشتم تا آنچه را که بدتر از هر چیز دیگر در تجربه انسانی است التیام بخشم.
وقتی کارم سرگرفت، از اینکه روانشناسی به بیماری ذهنی بپردازد راضی نبودم. حتی اگر می­توانستیم به شکلی راهی برای درمان مسایل روانی پیدا کنیم، نمی توانستیم به آن شکلی که می­خواستیم به سلامتی ذهنی برسیم حتی اگر کاملا موفق می شدیم که همه مسایل روانی را از میان برداریم - که البته در چنین موقعیتی نیستیم- بهترین کاری که از دست ما ساخته بود این بود که به صفر برسیم. از این رو برای از بین بردن رنج و ناراحتی، روانشناسی مثبت را مطرح کردم که روی چیزهایی متمرکز می شد که به زندگی طراوت بیشتری می بخشید.
وقتی من و همکارانم بیست سال قبل روانشناسی مثبت را مطرح ساختیم، در پی آن بودیم که به زندگی مردم سروسامان بدهد. این روش علمی به مردم امکان می دهد که انتخاب­های مدبرانه بکنند و مدارس، تجارت­ها، خانواده­ها و جوامع جالب بسازند.
روانشناسی مثبت به خوبی در این مسیر حرکت می کند. پژوهشگران از روش های موفقی برای یادگیری، مدیریت و رابطه برقرار کردن با دیگران و خدمت به آنها استفاده می کنند. کسانیکه از این روش استفاده می کنند از این پژوهش برای ایجاد تحول در آموزش، تجارت و پزشکی و جامعه بطور وسیع استفاده می نمایند.
این اولین کتابی است که از روانشناسی مثبت در زمینه روابط عاشقانه استفاده می کند. لازم نیست زوج­ها را مجبور کنیم که با هم روابط بهتر و جنگ و جدال کمتری داشته باشند. به جای آن می توانیم به زوج­ها کمک کنیم تا روی شکوفایی زندگی­شان کار کنند. برای رسیدن به یک روابط شکوفا و لذت­بخش پنج عامل در میان است: احساسات مثبت، مشغولیت، روابط، هنجار و موفقیت. در این میان رابطه و روابط نقش حساس­تری بازی می کنند. روابط زن و مرد می تواند مهمترین بخش یک زندگی شاد و شکوفا باشد. کریس پترسون، همکار، دوست و یکی از بنیان­گذاران روانشناسی مثبت همه حرف های ما را خلاصه می کند: "دیگران هم مطرح هستند."
سوزی پیلگی یاولسکی و جیمز یاولسکی نویسندگان کتاب حاضر هستند. من برای اولین بار سوزی را ده سال قبل ملاقات کردم. او در برنامه روانشناسی "منیّت ما" در دانشگاه پنیسلوانیا شرکت کرده بود. او یک دانشجوی عالی بود و به عنوان یک نویسنده شخصی برتر و واجد شرایط است.
سابقه آشنایی من با جیمز از این هم طولانی­تر است. با او به محض مطرح شدن روانشناسی مثبت آشنا شدم. او یک فیلسوف جوان و پر انرژی بود که روانشناسی مثبت را درک می کرد. و از توانمندی بالقوه آن برای بهبود حال و روز مردم آگاه بود. او دنبال زندگی­ای می گشت که قهرمان او ویلیام جیمز آن را معرفی کرده بود.
سوزی و جیمز به عنوان یک زوج موفق­اند. آنها از کیفیت لازم برای نوشتن این کتاب برخوردارند. آنها نه تنها از روانشناسی مثبت بهره می گیرند بلکه از آن در زندگی مشترک خود استفاده می کنند.
روانشناسی مثبت ریشه های عمیق در فلسفه دارد. سوزی و جیمز پژوهشی علمی درباره این موضوع مهم انجام داده­اند و براساس آن به قلمی قدرتمند این کتاب را نگاشته­اند.
این کتاب بر این مطلب تاکید دارد که گرچه روابط ساده نیستند، اما می توان آنها را با تمرین مهارت­های کلیدی بهبود بخشید. سوزی می گوید"عشق یک فعل فعال است".
این کتاب براین تاکید دارد که روابط در زندگی مشترک وقتی بهبود می­یابد و شکوفا می­شود که به جای متمرکز شدن روی آنچه که می توانید بدست آورید، روی آنچه که به این روابط می­دهید، تمرکز یابید. سوزی و جیمز معتقدند اگر رابطه زناشویی و زندگی مشترک در شکل مطلوب باشند به ما کمک می کنند که اشخاص بهتری شویم. این دقیقاً همان چیزی است که همسرم، ماندی و من تجربه کرده­ایم: ما به خاطر روابط­مان به انسان­هایی بهتر تبدیل شده­ایم.
از شما دعوت می کنم درک کنید چرا روش های پیشنهاد شده در این کتاب موثرند. مطالب این کتاب را به دقت بخوانید، تمرینات آن را انجام بدهید و آنچه را که می توانید بیاموزید در روابط امروزتان لحاظ کنید.

دکتر مارتین سلیگمن

مقدمه: شادی به اتفاق

شاد بودن با همسر یا شریک زندگی­تان یکی از بزرگترین لذت­های زندگی است. همه ما البته می خواهیم شاد باشیم و پیوند ما با دیگران زندگی را شادتر، محکم­تر و رضایت­بخش­تر می­کند. شادی به اتفاق دیگران ساده­ترین و طبیعی­ترین کاری است که در جهان وجود دارد.
با هم شاد بودن یکی از بزرگترین چالش­هایی است که زندگی در برابرمان قرار می دهد. با این حال با هم به خوشبختی و شادمانی رسیدن غیرممکن به نظر می رسد. و از این روست که ممکن است بعضی فکر کنند اگر تنها باشند می توانند خوشبخت­تر باشند.
و با این احوال همین اشخاص­اند که می توانند ما را شاد یا غمگین سازند.
گرچه اطلاعات و تمرینات این کتاب را می توان در هر رابطه ای به کار برد، اما توجه ما در این کتاب به روابط عاشقانه و زندگی زناشویی است. تاثیر روابط عاشقانه روی خوشبختی و شادمانی ما بسیار زیاد است. وقتی این رابطه خوب باشد، برای­مان دشوار است که فکر کنیم چیزی می تواند ما را شادتر کند. و اگر این رابطه بد باشد، به نظرمان می رسد چیزی بیش از این رابطه نمی تواند ما را مغلوب کند.
خوب، نظر شما چیست؟ درباره شما چه می توان گفت؟ روابط عاشقانه و زندگی مشترک شما چگونه برگزار می شود؟ و چرا علاقمند به خواندن کتابی هستید که درباره شاد بودن با همسرتان بحث می کند؟ آیا این بدین معناست که شما در رابطه ای قرار دارید که می خواهید آن را بهتر کنید؟ یا نه در رابطه­ای به سر می برید که از آن رضایت ندارید و حالا می خواهید با خواندن این کتاب این رابطه­ی ناخوشایند را خوشایند کنید؟ شاید از روی یاس و نومیدی این کتاب را برای خواندن انتخاب کرده­اید. شاید احساس می کنید اسیر هر عشقی که بشوید پر دوام نیست و رابطه زناشویی شما به جدایی و طلاق منتهی می شود. و شاید به این دلیل است که شما هم اکنون در یک رابطه عاشقانه به سر نمی برید؟
اینها جملگی دلایل بزرگی برای انتخاب این کتاب هستند. و ما می توانیم شما را مطمئن کنیم که انتخاب درستی کرده­اید؛ نه به این دلیل که خواندن این کتاب بطوری جادویی و بی آنکه تلاش بکنید روابط رویایی شما را تحقق می بخشد. هیچ چیزی نمی تواند این کار را بکند. بلکه از آن جهت که این کتابی با تمرینات متعدد است که براساس دهه های طولانی از پژوهش های علمی صورت خارجی پیدا کرده است.
این اولین کتابی است که روانشناسی مثبت را در زمینه روابط صمیمانه مطرح می سازد. هر دو ما بیش از یک دهه است که روی روانشناسی مثبت کار کرده­ایم. ما به استناد پژوهش­های گسترده می دانیم که چه عواملی تولید روابط عاشقانه می کنند. وقتی ازدواج کردیم متوجه شدیم که این ازدواج فرصت های جدید مختلفی را پیش روی ما قرار داد تا این پژوهش را مورد استفاده قرار دهیم. گرچه کتب مختلفی وجود دارند که در این باره نوشته شده اند که زوج­هایی مانند ما می توانند از آن استفاده کنند، اما کسی آنها را به شکلی تدوین نکرده که بتوان از آن به راحتی استفاده کرده.
وقتی به کار در زمینه به کاربردن روانشناسی مثبت ادامه دادیم، سوزی پیشنهاد کرد که کارگاهی آموزشی برگزار کنیم تا بدانیم آیا زوج های دیگر هم این اطلاعات ارزشمند را رعایت می کنند یا نه. از این رو در سال ۲۰۱۳ یک کارگاه آموزشی درباره "روابط عاشقانه و پژوهش" در زمینه روانشناسی مثبت پیشنهاد دادیم. از استقبال مردم شوکه شدیم. از آن به بعد درباره این موضوع کارگاه­هایی در اقصی نقاط جهان دایر کردیم.
حالا از اینکه توانسته­ایم این اطلاعات را در قالب کتابی به شما عرضه کنیم به هیجان آمده­ایم.
ما این کتاب را به همه کسانی تقدیم می کنیم که در یک رابطه عاشقانه بسر می برند. می خواهیم این اشخاص شادترین، سالم­ترین و موفق­ترین اشخاص باشند. ما مدعی نیستیم که اگر همه مطالب این کتاب را رعایت کنید هیچ مشکلی در رابطه زناشویی خود نخواهید داشت، نمی گوییم که روابط زناشویی­مان هیچ عیب و نقصی ندارد، نمی گوییم اگر شما توصیه­های این کتاب را رعایت کنید تا ابد در شادی و خوشبختی به سر خواهید برد. باور کنید که زندگی ما هم همیشه آفتابی و همراه با رنگین­کمان نیست. ما به جای یک قصه شاه و پریان که آخرش همه چیز به خیر و خوشی برگزار می شود، به تلاش های آگاهانه معتقدیم. نه اینکه می توانیم به شکل جادویی به رابطه رویا های خود برسیم، بلکه می توانیم به روابطی زیبا در جهان واقعی دست پیدا کنیم.
توجه داشته باشید ما عنوان این کتاب را "۱۳ اقدام برای یک ازدواج سعادتمند"، "راهنمای کامل زندگی زناشویی" یا " آنچه را باید در ارتباط با روابط عاشقانه خود بدانید"، نگذاشتیم. گرچه اینها عناوینی خوشایند هستند، ولی معتقدیم که در اصل این عناوین گمراه­کننده هستند. ازدواج یک لقمه گوشت نیست که احاطه برچند اقدام همیشه نتایجی عالی برجای بگذارد و نه آنقدرها ساده­اند که هر کسی بتواند راهنمای کامل آن باشد زیرا هر ازدواج و هر زندگی زناشوئی با مشکلات متعدد خاص خودش روبه روست.
ما معتقدیم که همانطور که در ورزشگاه روی بدن­مان کار می کنیم، باید روی روابط­مان هم کار کنیم. آمادگی جسمانی بطور جادویی حاصل نمی شود بلکه نتیجه تلاش پیگیر و مستمر است. و این تلاش باید مدبرانه هدایت شود. به همین دلیل است که از مربیان ورزش نظر خواهی می­کنیم و هر مربی خوبی به شما خواهد گفت که چقدر مهم است که عادات تمرینی مناسب برای خود پیدا کنید تا بتوانید از ورزشگاه و تجهیزات آن به خوبی استفاده کنید. همین مطلب درباره روابط هم صدق می کند. تلاش مستمر و عادت های خوب ضرورت دارند و وقتی نتایج کارمان را می­بینم و به درک بهتری می رسیم و رابطه ما با همسران بهبود می یابد، انگیزه پیدا می کنیم که حتی سخت­تر تلاش کنیم. این سخت­تر کار کردن همیشه مشکل نیست بلکه بعد از مدتی طبیعی می­شود. برای رسیدن به روابط بهتر باید به پژوهشگران در حوزه روانشناسی مثبت توجه کنیم تا از آنها توصیه بگیریم.
درباره برقراری روابط مناسب با همسران بقدری توصیه و نصایح روان شناختی و فلسفی وجود دارد که امکانش را نداریم همه آنها را در یک جلد کتاب بگنجانیم. از این رو سعی کرده­ایم برخی از بهترین توصیه­ها را انتخاب کنیم که روشن و شفاف باشند و بتوان بلافاصله از آنها استفاده کرد. اگر شما بخواهید از توصیه های این کتاب بهره بگیرد و همسر و شریک زندگی­تان به این کار علاقمند نباشد، نترسید. همین که شما به توصیه­ها عمل کنید به شما و رابطه شما سود فراوان می­رساند.
هنگامیکه این کتاب را می­خوانید وقت صرف کنید و تمرینات هر فصل را انجام بدهید. اگر تمرین و اقدامی در کار نباشد، رفتن به ورزشگاه و سالن ورزشی بی­فایده است. خواندن مطالب کتاب به شما کمک می کند. اگر این کار با انجام دادن تمرینات همراه باشد از آن بهره بسیار بیشتری خواهید گرفت.
خواه شما به تازگی ازدواج کرده باشید یا از ازدواج شما پنجاه سال گذشته باشد، اگر مجرد هستید و هنوز ازدواج نکرده­اید، از شما دعوت می کنیم این کتاب را بخوانید. این کتاب را به حساب دعوت به ورزشگاه بگذارید و بدانید که با رعایت آنچه روانشناسان و فیلسوفان می گویند، به عشقی پر دوام می رسید.

فصل ۱: آیا عشق حقیقتاً اکسیری است که به آن احتیاج دارید؟

شنبه ۱۶ ژانویه سال ۲۰۱۰، روزی برخلاف معمول آفتابی بود که مردن زمستان را در فیلادلفیا بشارت می داد. آن روز شنبه را مانند همه شنبه­ها به نرم دویدن در خیابان­های اطراف شروع کردم. پیراهن و شلوار گرمکن کم وزنی پوشیده بودم، آن هم بعد از برف و بوران چند وقت پیش که هوا را به شدت سرد کرده بود. هوا بسیار مطبوع بود. شنبه آن روز، روزی فوق­العاده بود که هرگز آن را فراموش نخواهم کرد. آن روز درباره کل زندگی­ام به رویا فرورفتم. روز ازدواجم؛ وقتی در جاده های آشنای دوران کودکی می دویدم. در حالیکه آفتاب روی صورتم می تابید با خود فکر کردم که آفتاب باشکوه و لذت­بخش وعده عمری سرشار از خوشبختی و شادمانی می داد. از آخرین تپه بالا رفتم، احساس پیروزی می کردم.
شش ساعت بعد کنار محراب کتیدرال سن پیتروسن پال، بزرگترین کلیسایی کاتولیک در پنسیلوانیا ایستاده بودم. خوشحال بودم که با جیمز، مردی جذاب ازدواج کرده­ام تا آینده ای تابناک پیش روی خود داشته باشم. وقتی از کلیسا درآمدیم به بستگان و عزیزانی که به عنوان شاهد آمده بودند لبخندی زدم. ترومپت­نواز یکی از سمفونی­های بتهوون را به گوش حاضران می رساند. در این زمان جیمز وارد شد و همراه با ترومپت سرودی خواند.
به یاد روزی افتادم که جیمز با دانش و اطلاعات فراوان خود مرا به حسرت انداخته بود. نمی توانستم خوشحال نباشم. انگار گذشته و آینده من درهم آمیخته بود. احساس نشاط و سرزندگی می کردم، احساس مثبت داشتم. این اولین روزی بود که با هم زندگی می کردیم. من خوشبین تصور می­کردم که این احساس خوشایند عشق برای همیشه دوام خواهد داشت.
در بالکن آپارتمان کوچک، در یک مجتمع ساختمانی در یکی از برج­های فیلادلفیا نشسته بودیم. در فاصله ای حدوداً دور از ما رودخانه دلاویر جاری بود. به آن چشم دوخته بودم. آفتاب زمستان برخلاف معمول شانه­هایم را گرم می کرد. به یاد روز گرم دیگری افتادم روزی که ازدواج کردم. به یاد یکی از ترانه­های بیتلز به نام "آنچه تو احتیاج داری عشق است. عشق، تنها چیزی است که تو به آن نیاز داری" افتادم.
به یاد دارم فکر می کردم آن عشق سوزان که میان من و جیمز وجود دارد کافیست تا ما را کنار هم نگه دارد. فکر می­کردم چه در روزهای خوب و چه در روزهای بد، داشتن یک عشق پر دوام در شرایطی که ما در کنار هم هستیم ادامه­دار خواهد بود. فکر می کردم ما به اندازه کافی به هم عشق داریم که از سد هر مانعی در زندگی­مان بگذریم. این فکر و احساس من در آن روز آفتابی، در ماه ژانویه بود.
حالا که سال­ها از ازدواج ما می گذرد، اینجا نشسته و در این فکرم که آیا عشق تنها چیزی است که ما به آن نیاز داریم؟ اگر چنین است درباره آن زمان­هایی که نسبت به شریک زندگی­تان آنقدرها احساس عشق نمی کنید چه باید گفت؟ ممکن است پیوسته آنچه را که شما خواسته­اید فراموش کند، از آن بدتر درخواست های شما را نادیده بگیرد. شما به او التماس می کنید که ورزش کند، وقت­شناس باشد یا دفترش را در خانه مرتب نگه دارد، امّا او به همه اینها بی­توجهی کند. حالا چه می کنید؟
آیا برای آنکه احساس عشق بکنیم باید در همه لحظات عاشقانه باشیم؟
اگر اینگونه باشد من و جیمز در مخمصه بزرگی گرفتاریم. همه زوج­هایی که من می شناسم با این قضیه روبه رو هستند. بنابراین اگر همه­اش احساس نباشد، چه عاملی سبب می شود که یک زوج با هم خوشبخت شوند؟ چگونه می توان عشق پر دوام ایجاد کرد؟
با این حساب چگونه می توان برای همیشه کنار هم ماند؟
بعد از پشت سر گذاشتن حدود نیمی از زندگی­ام- حدوداًّ بیست سال-، کار کردن با رسانه­ها در شهر نیویورک و بعد ازدواج کردن در ۴۰ سالگی، حالا می فهمم که چگونه تحت­تاثیر این گفته ها درباره­ی عشق بوده­ام. برخلاف شوهرم جیمز که بیشترین وقتش را صرف شنیدن سمفونی های زیبای بتهوون می کرد، من در این فکر بودم که با توجه به آنچه دیده­ام و شنیده­ام، ازدواج چه شکل و شمایلی باید داشته باشد. من هنوز به داستان­های عاشقانه مندرج در کتاب­ها فکر می کردم. کاری که بسیاری از زنان جوان می کنند. اگر به صحبت رسانه­ها فکر کنید، روزی عاشق می شوید، روزی ازدواج می کنید و بعد از آن تا پایان عمرتان با هم زندگی می کنید. پایان داستان.
اشکال داستان­های پریان این است که آنها تنها به دو بخش اولیه مطلب پایبند هستند: عاشق شدن و بعد ازدواج کردن. در بخش اول داستان وارد خیال و رویا می شوید که کسی را پیدا کنید یا عاشق او شوید، کسی که شریک زندگی کامل و بی کم و کاست شماست، همان شخص بخصوصی که می­خواهید بقیه عمرتان را با او بگذرانید. شما وقت و پول فراوانی صرف می کنید تا یک شریک زندگی برای خود پیدا کنید. با هم قرار ملاقات­های متعدد می گذارید و همه اینها برای این است که همسر مناسب خود را پیدا کنید. وقتی این شخص خاص را پیدا می کنید و پس از آنکه با دوستان و بستگان و خانواده او ملاقات می کنید، اگر همه چیز به خوبی رو به راه باشد نوبت به پیشنهاد ازدواج می رسد.
در اینجا به دومین بخش داستان می رسیم: ازدواج کردن. در دوران نامزدی خود را برای ازدواج آماده می کنید: دنبال بهترین لباس می گردید، نوازندگان مراسم ازدواج را انتخاب می کنید، بهترین عکاس را پیدا می کنید، غذایی را که باید سرو کنید مشخص می سازید، حالا نگوییم که تعیین می­کنید هریک از مدعوین روی کدام صندلی بنشینند. و این فهرست ادامه دارد. آیا همه این فعالیت­ها برای رسیدن به شادی و لذت بردن در یک روز، به نظرتان آشنا می رسد؟
عاشق شدن یک تجربه حیرت­انگیز است. ازدواج می تواند جادویی باشد (ازدواج! که از این مهم بهره داشت) این قطعاً ارزش آن را دارد که در این دو مورد تلاش کنیم. اشکال اینجاست که داستان­های پریان کلمه ای درباره مرحله سوم نمی گویند. حال آنکه مرحله سوم طولانی­ترین بخش داستان است. کسی به ما نمی گوید که چگونه این مرحله را به اجرا بگذاریم. امّا اگر بخواهیم ازدواج­مان در تمام مدت عمرمان دوام آورد، آیا درست این نیست که برای آن خوب تدارک ببینیم؟ ما مشمول کمک های فراوان از طرف خانواده، دوستان، برنامه­ریزان ازدواج و غیره هستیم تا خود را برای آن روز خاص آماده سازیم. امّا درباره سال­های در پیش چه می دانیم و چه می توانیم بکنیم؟ چه کسی می تواند به ما کمک کند که خود را برای این موضوع آماده سازیم؟ تصور کنید جزیی از کارهایی را که برای روز ازدواج­مان تدارک می بینیم، برای روزهای بعد از ازدواج­مان تدارک ببینیم. تنها روز ازدواج مطرح نیست بلکه مهم این است که در سایر روزهای سفر چه کار می کنیم.
در سایر زمینه های زندگی­مان، البته، باید دقیق باشیم تا به نتایجی که می خواهیم بدست آوریم برسیم. کسی نمی گوید که اولین شغلی که انتخاب می کنید برای همیشه شغل شما خواهد بود همانطور که کاشتن چند بذر تبدیل به باغچه و باغی پر از سبزیجات خانگی بامزه نمی شود.
با این حساب به سوال اولم باز می گردم: چه عواملی سبب می شوند که یک زوج برای همیشه در کنار هم شادمان باشند؟ مشخصا تنها عاشق هم شدن کافی نیست، یک روز جادویی و آرمانی را برای ازدواج ترتیب دادن هم کافی نیست. پس چه باید کرد؟ اگر همه تلاش­مان را بکنیم می­توانیم کارمان را به یک شغل و حرفه تبدیل کنیم، اگر تلاش­مان را بکنیم می­توانیم بذرها را به سبزیجات سالم تبدیل کنیم، اگر تلاش­مان را بکنیم می­توانیم یک سالن ورزشی را به آمادگی جسمانی تبدیل کنیم. اما چه می توان کرد تا یک ازدواج را تبدیل به رابطه ای عاشقانه برای تمام عمر تبدیل کنیم؟ از آنجایی که در کتاب های پریان ننوشته اند که بعد از ازدواج چه می توانیم بکنیم تا ازدواج­مان پایدار باقی بماند، فکر می­کنیم که این حادثه خود به خود اتفاق می افتد. و البته این چیزی نیست که در زندگی عادی، در این جهان هستی اتفاق افتد. با این حساب چه باید کرد؟
اجازه بدهید که من با توجه به زندگی خودم بیشتر توضیح بدهم.
بعد از کارم در رسانه­ها تصمیم گرفتم که به کار نویسندگی برای خودم بپردازم. جیمز در زمینه کاری خودش فعالیت می کرد و در زمینه روانشناسی مثبت در دانشگاه پنسیلوانیا درس می داد. اینگونه بود که ما یکدیگر را ملاقات کردیم. هدف­مان این بود که بدانیم چگونه می توان به یک زوج خوشبخت تبدیل شد. به خصوص وقتی رابطه ما شروع شد نسبت به این موضوع حساس شدیم.
در همین زمان بود که من برای یکی از مجلات آمریکا درباره "زوج خوشبخت" مقاله­هایی می نوشتم. مضمون حرف من این بود که چگونه زوج­ها می توانند با روانشناسی مثبت به یک ازدواج پایدار برسند. به خصوص سه موضوع مهم مطرح بود: استفاده از روانشناسی مثبت در زندگی روزانه، ایجاد یک اشتیاق سالم و هماهنگ و اندیشیدن به مواقع خوب به جای توجه کردن به از بین بردن مسائل.
من در مقالاتم نوشتم و به این نتیجه رسیدم که ازدواج شاد همیشگی، هرگز خود به خود بوجود نمی آید.
در آن زمان نمی دانستیم امّا بررسی های ما منتهی به کتابی شد که هم اکنون می خوانید. وقتی ما زندگی مشترک­مان را شروع کردیم و روانشناسی مثبت را مدنظر قرار دادیم، طبیعتا علاقه پیدا کردیم که بیشتر درباره شاد زیستن با یکدیگر بررسی کنیم. به خصوص زمانی که از هیجان روزهای نخست ازدواج گذشته بود. از آن زمان به بعد ما همواره سعی کردیم برای رسیدن به رضایت خاطر همیشگی تلاش کنیم.
ما به این نتیجه رسیدیم مقالاتی که من می نوشتم در واقع اشاره سطحی و مختصر به روانشناسی مثبت بود و حالا که ما ازدواج کرده­ایم بهتر است صحبت درباره آنچه زوج­ها را خوشبخت می کند از حد حرف به درآید و به تحقیقاتی در این زمینه منتهی شود. من پیشنهاد کردم که این کتاب را به اتفاق بنویسیم تا بیشتر بتوانیم به عمق این علم برسیم. جیمز موافقت کرد و این ازدواج ما را استحکام می بخشید. این موضوع در آن واحد شرایطی را ایجاد کرد که دیگران هم بتوانند از آن استفاده کنند.
در باقیمانده این فصل شما را با روانشناسی مثبت آشنا می کنیم و توضیح می دهیم که چرا برای برقراری روابط رمانتیک مفید واقع می شود.

روانشناسی مثبت چیست؟

در حالیکه به وسایل یک سمساری نگاه می کنید ناخواسته روی یکی از چهارپایه­ها با یک چراغ برخورد می کنید. از سر تفریح دستی بر آن می کشید. ناگهان غولی از دورن چراغ بیرون می پرد. حتی شما را به اسم صدا می زند و می گوید مدتهاست که چشم به راه دیدن شما بوده است. می گوید بقدری تحت تاثیر شما قرار گرفته که می خواهد شما را به یک سوپرقهرمان تبدیل کند. امّا قبل از آن می خواهد بداند شما از چه رنگ شنلی خوشتان می آید. دو نقطه نظر با شما در میان می گذارد: انتخاب شنل قرمز به شما نیرویی می دهد تا علیه مسائل غیرمنصفانه و ناعادلانه در جهان اقدام کنید؛ مانند فقر، بیماری، تعصب، نفرت و جنگ. انتخاب شنل سبز رنگ به شما امکان می دهد که برای تشویق و ارتقاء مسائلی مانند فراوانی، سلامتی، عدالت، عشق و صلح و آرامش تلاش کنید. غول به شما می گوید تنها یکی از این دو شنل را می توانید داشته باشید. حالا لحظاتی باید صبر کنید تا شنل مورد علاقه خود را انتخاب کنید و بعد دلیل انتخاب خود را توضیح دهید.
ممکن است به این نتیجه برسید که انتخاب شنل قرمز مسئولانه است زیرا در دنیا درد و رنج فراوان وجود دارد که باید بلافاصله متوقف شود. اما می توانید به جایی شنل قرمز، شنل سبز رنگ را انتخاب کنید. زیرا پیدا کردن یک فرصت مناسب می تواند مسئله ای را حل کند. برای مثال افزایش عشق و درک در یک رابطه می تواند بسیاری از تنش های موجود در آن رابطه را کاهش دهد. با این حساب شما کدام شنل را انتخاب می کنید.
در این جا هدف تشخیص غلط و درست نیست. امّا تاکید ما براین است که آنها متفاوت هستند. هر شنلی را که انتخاب کنید دنبال مسئله ای می گردید که آن را حل کنید. از آنجایی که جهان ما مسئله زیاد دارد شما می توانید مسایل مختلفی را برای حل و فصل کردن پیدا کنید. برعکس اگر شنل سبز رنگ را انتخاب کنید به فرصت های مختلفی در این دنیا دست پیدا می کنید که باید برای تقویت آنها بکوشید.
گرچه انتخاب شنل قرمز یا سبز، اگر خواهان معنا در زندگی باشید اشکالی ندارد، ولی شما را به خوشبختی نمی رساند. زیرا خوشبختی نقطه مقابل بدبختی نیست امّا نمی توانید اضداد ساده، هر دو را داشته باشید اما در مورد خوشبختی یا بدبختی می توانید هر دو یا هیچکدام را داشته باشید. زندگی ما ترکیبی از خوشبختی­ها و بدبختی­هاست. ما در آن واحد سطوحی از خوشبختی و بدبختی را بطور هم زمان داریم.
برای شاد بودن باید از خود در برابر عواملی که ما را تهدید می کنند و به ما آسیب می رسانند حذر کنیم. امّا مبارزه با ناخشنودی و بدبختی لزوما منجر به تولید خوشبختی نمی شود. برای مثال همانطور که در فصل ۴ مشاهده می کنیم؛ خلاص شدن از اندوه تولید شادی و لذت نمی کند. و خلاص شدن از خشم خود به خود تولید عشق نمی کند. بنابراین داشتن شنل قرمز یا سبز برای اینکه شاد باشیم کافی نیست.
خبر خوش این است که نیازی نیست از سوی غولی محدود شویم تا میان شنل قرمز یا سبز را یکی را انتخاب کنیم. درواقع ما ابدا به هیچ غولی احتیاج نداریم. ژن­های ما پیشاپیش ما را تجهیز کرده­اند که با آنچه در زندگی نمی خواهیم مبارزه کنیم و به جای آن، آنچه را که می خواهیم ترویج نماییم. طبیعت به ما شنلی داده که هم سبز و هم قرمزاست. مسئله اینجاست که اغلب ما ترجیح می دهیم از شنل قرمز استفاده کنیم زیرا انسان بگونه ای تکامل یافته که می خواهد با دوری از خطر بقا و دوام پیدا کند. روانشناسان این را "اریب منفی­بینی" نام داده­اند. ما معمولاً می دانیم که چه زمانی با مسئله روبه رو می شویم زیرا این مسائل فریاد برمی­دارند تا توجه ما را جلب کنند و ما به گونه­ای برنامه­ریزی شده­ایم که ب آنها گوش بدهیم. امّا در میان این همه مسئله و نگرانی در زندگی­مان، همیشه متوجه فرصت های موجود برای بهبود یا شادی بیشتر که ما را احاطه کرده اند نمی شویم زیرا آنها در نهایت امکانات خود را به نجوا برای­مان بیان می کنند و بعد بی­سروصدا میدان را خالی می کنند.
در اینجاست که روانشناسی مثبت از راه می رسد. با در نظر گرفتن اینکه اغلب ما شنل قرمز را انتخاب می کنیم، روانشناسی مثبت با استفاده از تحقیقات علمی به ما می گوید که چگونه می توانیم از شنل سبز بیشتر و به طرز موثرتری استفاده نماییم.
روانشناسی مثبت علمی است که روی توانمندی­های انسانی متمرکز می شود و آنچه را که باعث زندگی بهتر است برای­مان در نظر می گیرد. روانشناسی مثبت بر هدف­ها، حال خوب، رضایت­خاطر، خوشبختی، مهارت های بیان شخصی، حفظ و استقامت و سخت­کوشی، استعداد، درایت و مسوولیت شخصی تاکید می ورزد. روانشناسان مثبت­گرا تاثیر مفاهیمی مانند اشتیاق و سپاسگزاری معنوی را روی حال خوب ما بررسی می کنند. آنها می خواهند بدانند کدام کیفیت و احساس زندگی را بهتر و شادابتر می کند. هدف نهایی این بررسی این است که به اشخاص کمک کند تا از این کیفیت­ها در زندگی شخصی خود و روابطشان با دیگران بهره بگیرند.
روانشناسی مثبت به ما کمک می کند تا سرنوشت بهتری در زندگی داشته باشیم. خیلی­ها تصور می کنند که خوشبختی و شادکامی آنها در رابطه با حوادثی است که برای آنها اتفاق می­افتد. امّا روانشناسی مثبت برعکس براین مطلب تاکید دارد که ما می توانیم آنچه را که برایمان اتفاق می افتد رقم بزنیم. برای اینکه بدانیم چگونه با حوادث زندگی­مان برخورد کنیم، باید بر کیفیت تجربه خود نفوذ کنیم.
روانشناسی مثبت در سال ۱۹۹۸ بوسیله پروفسور مارتین سلیگمن در دانشگاه پنسیلوانیا، وقتی که او رئیس انجمن روانشناسی ایالات متحده بود صورت خارجی پیدا کرد. در آن سال او به این نتیجه رسید که در نیمه دوم قرن بیستم روانشناسی تا حدود زیادی علم التیام شده است که می خواهد انواع روبه افزایش بیماری­هایی ذهنی را شناسایی و درمان کند. او با تصدیق اینکه این کاری مهم است خاطرنشان ساخت که متاسفانه روانشناسی از مطالعه اینکه چه عواملی می توانند زندگی را شایسته زندگی کردن بکنند، باز مانده است. سلیگمن خاطرنشان ساخت که هدف اولیه این بوده که زندگی مردم را بهتر و مولدتر کند. و بدین منظور لازم است که از کنار مسایل زندگی گذشت و به جنبه های مثبت آن توجه کرد..
سلیگمن یکی از چندین پژوهشگری بود که روانشناسی مثبت را بررسی کرد. و این همان چیزی است که ما آن را شنل سبز رنگ می نامیم.
زمانی که روانشناسی مثبت تاسیس شد، جیمز به تازگی مدرک دکترای خود را در رشته فلسفه گرفته بود. او پس از خواندن کتاب "خوشبختی فراگرفته شده" سلیگمن در سال ۱۹۹۱ به مطالبی در زمینه افسردگی ناشی از طرز فکرمان در زندگی پی برد و به این نتیجه رسید که می توانیم موجودی موفق، شاد و سالم در زندگی باشیم و از بهتر شدن روابطمان بهره بگیریم. برای جیمز جالب بود که چگونه می­توان زندگی خوبی داشت که فیلسوفان طی هزاران سال به آن اندیشیده­اند.

بکاربردن روانشناسی مثبت در روابط عاشقانه

روانشناسان مثبت­گرا برای روابط ارزش فراوان قائل می شوند. در واقع کریستوفر پترسون یکی از شخصیت های پیشرو در زمینه روانشناسی مثبت، متذکر شد که می تواند روانشناسی مثبت را در سه کلمه خلاصه کرد: "دیگران مهم هستند." سلیگمن هم گفت که روابط یکی از پنج عاملی هستند که می توانند شرایط اشخاص را متحول کنند. این الگو شامل احساسات مثبت، نامزدی، روابط، معنا و موفقیت می شود.
در حالی که هر یک از این عناصر برای یک زندگی متعادل ضرورت دارند، ما معتقدیم که روابط مثبت شاید از همه اینها مهمتر باشد. مدارک و شواهد علمی و نیز تجارب شخصی، از باوری که داریم حمایت می کند.
ما به عنوان یک حیوان اجتماعی تکامل یافته­ایم. اگر کسی را داشته باشیم که بتوانیم مسائل­مان را با او بیشتر در میان بگذاریم به معنا و زندگی پر مفهوم­تری می رسیم.
قبل از ایجاد و شکل­گیری روانشناسی مثبت، دیسپلین روانشناسی براساس بیماری و بدعملکردی بود. به طور خلاصه دنبال چیزهایی می گشتیم که بتوان آنها را درمان کرد و از میان برداشت. تا به امروز از بین بردن مسایلی که زوج­ها با آن روبه­رو بوده اند مهمترین مطلبی بوده که این نویسندگان به آن اشاره کرده­اند. امّا ما در این کتاب به روش شنل سبز اعتقاد داریم که این اولین نشانه ای است که تحقیقات روانشناسی مثبت را برای روابط رمانتیک تحکیم می بخشد.
تلاش های شنل قرمز بسیار مهم اند امّا اگر از سوی شنل سبز در برخورد با رفتارها متعادل نشوند، این تلاش­ها بعید است که به موفقیت برسند.
ما در بررسی های خود به چهار زمینه برخوردیم که در دوام و بقای روابط نقش مهمی دارند.
۱. اشتیاق سوخت رسان روابط ماست. اشتیاق روی بسیاری از جنبه های زندگی ما تاثیر می­گذارد. که از جمله آنها می توان به فعالیت های فراغتی و کاری اشاره کرد.
۲. احساسات مثبت چیزی بیش از احساسات خوشایند برای لذت بردن هستند. احساسات مثبت در زندگی تاثیرات مثبتی برجای می گذارند. احساسات مثبت ما را خلاق­تر می کنند.
۳. دوست داشتن دیگران سبب می شود که از احساسات مثبت خود بیشترین بهره­برداری را بکنیم.
۴. منش نقش اساسی در این دارد که ما کیستیم و چگونه با دیگران رابطه برقرار می سازیم. اگر نقاط قوت منش خود را بشناسیم و اگر بدانیم چگونه براین نقاط قوت خود بیفزاییم به ما کمک می کند تا زندگی­مان را به گونه­ای هدایت کنیم که بیشترین نتایج را ایجاد کند.
این زمینه های بررسی اساس بررسی­های ما را در این کتاب تشکیل می دهد. در بخش ۱ به ویژگی­های روابط سالم توجه می کنیم. کارمان را با بررسی نظرات ارسطو درباره ایجاد روابط حسنه شروع می کنیم و بعد به بررسی­هایی علمی درباره اشتیاق، احساسات مثبت و دوست داشتن دیگران می پردازیم. توضیح می دهیم که اینها در ایجاد عشق پر دوام چه نقشی بازی می کنند. هر فصل را با لطیفه ای شروع می کنیم که نشان می دهد جنبه های اصلی و کلیدی روابط سالم کدامند و بعد به این مبحث می پردازیم که بررسی و تحقیق در این زمینه چه می گوید. در بخش ۲ راه­ها و روش های کلیدی و مهم درباره برقراری روابط را بررسی می کنیم. این کار را با بررسی نقاط قوت منش که در روانشناسی مثبت نقش اساسی دارد انجام می دهیم.
***
تمرینات عملی
  • چند دقیقه ای درباره روابط خود و تبادل­هایی که با شریک زندگی­تان دارید فکر کنید. به سوالات زیر جواب دهید.
  • شما از کدام شنل بیشتر استفاده می کنید؟ شنل قرمز یا شنل سبز؟ توضیح دهید.
  • اگر از شنل سبز خود بیشتر استفاده می کنید، این روی روابط شما چه تاثیری برجای می گذارد؟
  • چه اقداماتی می توانید انجام دهید که از شنل سبز خود بهتر استفاده کنید؟
***

نظرات کاربران درباره کتاب شاد با هم

کتابی مفید فایده
در 7 روز پیش توسط ned...ian