فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب انگلستان

کتاب انگلستان

نسخه الکترونیک کتاب انگلستان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۵۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب انگلستان

ساختار قانونگذاری انگلستان یا پارلمان کشور دو بخش دارد. البته فقط نمایندگان یک مجلس که مجلس عوام نام دارد توسط مردم انتخاب می‌شوند. کرسی‌های مجلس اعیان موروثی یا انتصابی‌اند، اما مجلس اعیان از چند دهه پیش قدرت واقعی‌اش را از دست داده است و امروزه نقش آن، بیش‌تر نقشی تشریفاتی است. مجلس عوام ۶۵۱ نماینده دارد که از مناطق مختلف انگلستان، ولز، اسکاتلند و ایرلند شمالی برگزیده می‌شوند. دو حزب اصلی، حزب کارگر و محافظه‌کار هستند. هرچند سایر احزاب، مثل حزب کمونیست و حزب سبزها نیز وجود دارند، اما در پارلمان کرسی ندارند. گاهی اوقات، سه حزب در پارلمان نماینده داشته‌اند و هیچ کدام حائز اکثریت نبوده‌اند. در این شرایط، دو حزب با هم ائتلاف می‌کنند تا اکثریت را به دست بیاورند و دولت ائتلافی تشکیل دهند. حکومت را کابینه اداره می‌کند و کابینه را رهبران حزب حاکم تشکیل می‌دهند. اعضای کابینه یا در مصدر وزارت هستند یا در وزارتخانه‌های مختلف مثل وزارت دفاع، آموزش، حمل و نقل و سایر وزارتخانه‌ها مسئولیت دارند. نخست وزیر در رأس کابینه قرار دارد. او در عین حال رهبر حزب حاکم است. انتخابات عمومی برای انتخاب نمایندگان مجلس عوام حداقل هر پنج سال یک بار برگزار می‌شود، ولی در صورتی که حزب حاکم احساس کند دیگر اکثریت کارآمد را در دست ندارد یا فکر کند که می‌تواند موقعیتش را در مجلس با انتخابات مجدد تحکیم کند، انتخابات زودتر انجام می‌شود. در این موارد، طبق دستورالعمل، نخست وزیرِ حاکم و مقتدر پارلمان را منحل می‌کند و خواستار انتخابات می‌شود. نمایی از سیاست انگلستان که به نظر آمریکایی‌ها عجیب می‌رسد، این نکته است که لازم نیست نماینده منتخب ساکن منطقه‌ای باشد که از آن رأی آورده است. در واقع این حزب است که تعیین می‌کند کدام نماینده در کدام منطقه باشد. رهبران حزب و کسانی که تأمین مالی حزب را به عهده دارند از مناطق «امن» هستند، کسانی که انتظار می‌رود به آسانی کاندیداهای حزب را انتخاب کنند. پادشاه یا ملکه قدرت سیاسی مستقیم ندارند. آن‌ها حق خبرگیری، مشاوره یا ارائه پیشنهاد دارند، ولی نمی‌توانند هیچ یک از مصوبات پارلمان را تغییر دهند. در واقع حتی از آن‌ها انتظار نمی‌رود که در مورد قانونگذاری صحبت کنند یا تلاش نمایند بر افکار عمومی تأثیر بگذارند، هرچند بعضی از آن‌ها چنین کرده‌اند. حتی متن سخنرانی پادشاه یا ملکه هنگام افتتاح پارلمان توسط حزب حاکم انشاء می‌شود و پادشاه یا ملکه حق تغییر حتی یک واژه از آن را ندارد. حکومت محلی در دست هیئت برگزیده‌ای است که مسئول تأمین خدماتی چون تأمین امنیت توسط پلیس و مسکن عمومی است. در کلان‌شهر لندن ۲۴ هیئت وجود دارد. تا چندی پیش تأمین مالی حکومت‌های محلی از محل مالیات بر مستغلات بود ولی از سال ۱۹۹۰ بودجه آن با مالیات سرانه تأمین می‌شود که مقدار مشخصی است که تمام افراد بالای هجده سال موظف به پرداخت آن هستند.

ادامه...

بخشی از کتاب انگلستان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

سرزمین های میانی غربی

سرزمین های میانی غربی شامل بهترین ها و بدترین های انگلستان می شود. بهترین ها عبارتند از تپه های زیبای کاتزوُلد هیلز(۳۶) در جنوب که جابه جا روستاهایی دیدنی دارد و خانه هایش بام های گالی پوش دارند و از سنگ های نرم و طلایی کاتزولد ساخته شده اند. بدترین ها شامل قسمتی است که سرزمین سیاه خوانده می شود. شهرهای صنعتی شمالی مثل بیرمنگام، منچستر و استوک ـ آن ـ ترنت(۳۷) با افق های بی روح و ردیف هایی از خانه ها و آپارتمان های دود زده مشخص می شوند.
در سراسر تاریخ انگلستان جنوب و غرب سرزمین های میانی غربی نسبت به شمال آن، جمعیت بیش تری را در خود جای داده است. در این منطقه کشاورزی همیشه مهم بوده است و خاک سرخ رنگ آن که از آهن غنی است، قادر به تولید محصول خوبی از غلات و میوه هاست و علفزارهایی دارد که امکان توسعه صنایع لبنی را فراهم می کند. در غرب این منطقه، هرفورد و ورسستر قرار دارند که از نظر تولید رازک بعد از کنت مقام دوم را اشغال می کنند. در این مناطق گلابی و سیب سیدر (برای شراب) نیز تولید می شود. در این منطقه گوساله های شیری و گوشتی هم پرورش داده می شوند که از میان گوساله های گوشتی نژاد سپید چهره هرفورد معروف ترین آن هاست.
بسیاری از جنگل های باقیمانده در انگلستان در بخش جنوبی سرزمین های میانی غربی قرار دارند. جنگل دِین که روزگاری شکارگاه سلطنتی بود، امروز به پارک ملی تبدیل شده و حدود نود کیلومتر مربع وسعت دارد. بعضی از درختان بلوط این منطقه، از کهنسال ترین درختان کشور هستند و در این منطقه درختان عظیم راش هم فراوانند.
در بخش شمالی سرزمین های میانی غربی هنوز هم جنگل های انبوه وجود دارد. تا سده هجدهم جمعیت اندکی به طور پراکنده در این منطقه ساکن شده بودند. از آن زمان به بعد و به دنبال کشف ذخایر فراوان آهن و زغال سنگ، صنایع فولاد در این منطقه پایه گذاری شد و توسعه یافت و به دنبال آن سایر صنایع سنگین هم به وجود آمد. طی سده نوزدهم و دوران انقلاب صنعتی، روستاهای بخش شمالی سرزمین های میانی غربی به مراکز شهری بزرگ و پرجمعیت تبدیل شدند. این بخش از کشور به دلیل دود کارخانه ها و گرد زغال که در همه جا ــ روی ساختمان ها، گیاهان و آسمان ــ پراکنده شده بود و به همه چیز رنگ خاکستری داده بود، سرزمین سیاه نامیده می شد. جنگل هایی که زمانی روی تپه ها را پوشانده بودند، یا به منظور تامین سوخت یا به دنبال آلودگی و مرگ درختان از بین رفتند.
امروزه کنترل آلودگی و محدودیت های دولتی سبب شده تا چشم انداز جنگلی مجددا احیا شود. در حال حاضر استخراج معادن کم تر از گذشته شده است ولی این منطقه هنوز هم مهم ترین منطقه صنعتی انگلستان است.

بخش غربی کشور

در جنوب سرزمین های میانی غربی و در غرب لندن منطقه ای قرار دارد که سرزمین غربی نامیده می شود و شامل استان های وست شایر، سامرست، دورست، دِوُن و کورنوال می شود. این منطقه شامل بعضی از چشم اندازهای متنوع و دیدنی ترین مناظر انگلستان است.
وجه امتیاز استان های شرقی وجود زمین های مرتفع گچی است و جلگه سالزبری در ویلت شایر بیش از هر منطقه دیگری در انگلستان نمای یک مرغزار را دارد. فضاهای باز و پهناور آن از مدت ها پیش منطقه ای مناسب برای انجام رزمایش های نظامی فراهم آورده است، از جمله مانور سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوم. بین تپه های گچی، زمین های پستی وجود دارند که خاک آن ها مخلوطی از خاک رس و شن و ماسه است که برای پرورش غلات به خصوص جو بسیار مناسب است. تولید مواد لبنی یکی از صنایع مهم منطقه است و این منطقه به واسطه تولید پنیرهای مختلف به خصوص پنیر چدار معروف است. صنعت تولید مرغ و ماکیان انگلستان هم در این منطقه متمرکز شده است.
غربی ترین استان ها که دِوُن و کورنوال هستند از نظر جغرافیایی با همسایه هایشان بسیار متفاوتند. چینه بندی گرانیتی عظیم در دِوُن فلات های بلندی پدید آورده است با تپه هایی زمخت که تعداد اندکی درخت دارند و پوشش گیاهی اصلی آن ها علف های زبر و خشن و خلنگ است.
کورنوال نیز مثل آنگلیای شرقی وجوه تمایز خاصی دارد. چینه بندی گرانیتی در این منطقه هم یافت می شود و یک چین خوردگی جغرافیایی که اخیرا در کف دریا رخ داده است سبب شده چندین دره رودخانه های ساحلی دچار آب گرفتگی شود و خورهای متعددی با دیواره های صخره ای به وجود بیاید. استان کورنوال که از سه طرف با دریا احاطه شده است، مرطوب ترین و بادگیرترین منطقه آب و هوایی انگلستان را داراست.
***
کوه سن میشل
یک پدیده جغرافیایی غیرعادی که تقریبا در آخرین نقطه جنوب غربی انگلستان واقع شده، حدود دو هزار سال مورد استفاده انسان ها بوده است. درون قوس کوه بِی(۳۸) در ساحل جنوبی کورنوال یک تپه صخره ای به طول کم تر از دو کیلومتر از آب سر بیرون آورده است.
اغلب اوقات اطراف این منطقه را آب می گیرد و به جزیره تبدیل می شود، اما هنگام جزر یک راه باریک سنگی بین این جزیره و سرزمین اصلی به طول حدود ۴۵۰ متر پدیدار می شود. در دوران رومی ها، این محل جزیره ایکتیس نامیده می شد و بندری بود که کشتی ها از سراسر جهان باستان برای بارگیری قلع کورنوال به آن جا می آمدند.
نورمن ها به دلیل شباهت این محل با جزیره ای در ساحل فرانسه که مونت سن میشل نامیده می شد، این منطقه را هم مونت سن میشل نامیدند. این منطقه به راهبان فرقه بندیکت سپرده شد تا در آن جا صومعه ای بسازند. در سده شانزدهم هنگامی که هنری هشتم از کلیسای کاتولیک رم جدا شد، این صومعه هم تعطیل شد و ساختمان آن را به دژ نظامی تبدیل کردند و به یکی از دژهای دفاعی ساحل جنوبی انگلیس در مقابل مهاجمان فرانسوی تبدیل شد. در سال ۱۶۵۹، مونت سن میشل را سر جان سنت آوبین خریداری و خانه ای شکوهمند بر فراز تپه بنا کرد. نوادگان او هنوز هم در این ساختمان زندگی می کنند.



مونت سن میشل
***



غربی ترین بخش استان کورنوال بیش از هر استان دیگری از باد و باران بهره مند می شود و در عین حال بعضی از زیباترین و دیدنی ترین سواحل انگلستان را هم در بر گرفته است.

در زمان های کهن، دِوُن و کورنوال مهم ترین مناطق معدنی، به خصوص استخراج قلع بودند. امروزه این سرزمین عمدتا محل کشاورزی و پرورش گاوهای شیری است.

منطقه شمالی

بالای سرزمین های میانی، منطقه وسیعی قرار دارد که در سراسر تاریخ انگلستان تحت عنوان «شمال» نامیده شده است. شمال را می توان به سه منطقه عمومی تقسیم کرد: یورکشایر ـ هامبرساید، لنکاشایر ـ کامبریا و دورام ـ نورتامبرلند. شمال که از نظر جغرافیایی دوردست، از نظر اقتصادی فقیر و از نظر جمعیت کم جمعیت بود، همواره نقش ناچیزی در روابط این کشور سلطنتی داشته است. اما بعد از انقلاب صنعتی اوضاع تغییر کرد و شمال امروزه نقش مهمی در اقتصاد انگلستان ایفا می کند.



دریاچه دیدنی لیک دیستریکت در کامبریا بازدیدکنندگان زیادی از سراسر دنیا جلب می کند.

یورکشایر در گذشته بزرگ ترین استان انگلستان بود ولی حالا به سه استان تقسیم شده است: یورکشایر شمالی، غربی و جنوبی. در بخش غربی این منطقه کوه های پناین قرار دارند که «ستون فقرات انگلستان» خوانده می شوند. این کوه ها از مرز اسکاتلند آغاز می شوند و تا میانه کشور ادامه یافته اند. در میان این کوه ها دره های عمیق واقع شده اند که دِیل(۳۹) نامیده می شوند (دیل به معنای درّه). در سوی شرقی یک منطقه مرتفع از جنس سنگ آهک و سنگ ماسه قرار دارد. تنها پوشش گیاهی این منطقه وسیع و برهوت علف های زبری است که فقط برای خوراک گوسفندان مناسب است.
بین این سرزمین مرتفع و رشته کوه ها دره یورک واقع شده است که خاک حاصلخیز آن برای کشت بخش عمده غلات انگلستان کافی است. دامپروری و پرورش دام های شیری نیز از صنایع مهم این منطقه به شمار می رود. در بخش جنوب شرقی، اقتصاد هامبرساید به رود هامبر و آبراه عمیق آن که ۳۵ کیلومتر در خشکی ادامه یافته، وابسته است. کینگستون یک مرکز صیادی و یکی از بنادر مهم انگلستان است.
در غرب کوه های پناین لنکاشایر و کامبریا قرار دارند. کامبریا معمولاً دیدنی ترین استان انگلستان به شمار می آید، زیرا لیک دیستریکت(۴۰) (= حوزه دریاچه) در آن واقع است. لیک دیستریکت دارای قله های کوهستانی و دره های عمیقی است که دریاچه هایی در آن ها به وجود آمده و درست در غرب کوهستان قرار دارد. بلندترین قله های انگلستان در مناطق کاملاً شرقی کامبریا قرار دارند. بخش عمده ای از این زمین ها فقط برای پرورش گوسفند مناسب است ولی در حوزه چشایر نیز کشت و زرع نسبتا رواج دارد.
لنکاشایر، در جنوب کامبریا نیز منطقه ای مرتفع دارد که در کناره غربی کوه های پناین واقع است. در شمال گوساله های گوشتی و شیری پرورش داده می شوند و بنادر مهم لنکاستر، لیورپول و پریستون در خط ساحلی این منطقه قرار دارند.
بکرترین منطقه انگلستان در شمالی ترین بخش کشور است، که قرن ها میدان نبرد بین انگلیسی ها و مهاجمان اسکاتلندی بود. در این منطقه هم مثل اغلب مناطق شمالی مشخصات جغرافیایی تحت تاثیر کوه های پناین است. در دو استان اصلی دورام و نورتامبرلند شیب زمین از سمت کوه ها به سوی شرق سرازیر می شود تا به دریای شمال برسد. رودها از میان تپه ها می گذرند و امکان کشت و زرع در دره ها وجود دارد، اما اغلب زمین ها برای چرای گوسفندها استفاده می شوند. در غرب شهرها اندک هستند و مسافت بین شهرها زیاد است. غرب نورتامبرلند کم جمعیت ترین منطقه انگلستان است و به واسطه کوه های چویوت(۴۱) از اسکاتلند جدا شده است.
بخش های شرقی دورام و نورتامبرلند با غرب تفاوت دارند و با یکدیگر هم متفاوتند. در شرق دورام دامپروری و تولید محصولات لبنی رایج است، اما بخش شرقی نورتامبرلند به یمن ذخایر غنی زغال سنگ در غرب شهر نیوکاسل، مرکز صنایع سنگین است و همین امر سبب رواج اصطلاح «زغال سنگ به نیوکاسل بردن» شده است. [ معادل «زیره به کرمان بردن» در فارسی است.]
تنوع بی پایان چشم اندازها در انگلستان و تراکم آن ها منشا خشنودی همیشگی جهانگردان به خصوص آمریکایی هایی است که به چمنزارها، رشته کوه ها و جنگل های وسیع عادت کرده اند. این تنوع برای مردم انگلستان مفید بوده و در کشوری که از نظر جغرافیایی یکپارچه است، تنوع اقتصادی را ممکن ساخته است.

جنوب و جنوب شرقی

خوشایندترین آب و هوای انگلستان و بعضی از بهترین زمین های کشاورزی در مناطق جنوب لندن در استان های کنت، سوری، ساسکس(۱۴) غربی و شرقی و هامپشایر یافت می شود. در گذر از شرق به غرب از میان بخش جنوب غربی انگلستان به ویلد(۱۵) می رسیم، تپه ای از جنس ماسه سنگ که شیب آن در سوی دیگر به زمین های پست از جنس خاک رس ختم می شود.
بخش هایی از ویلدن دام(۱۶) با جنگل های انبوه درختان زبان گنجشک، فندق، شاه بلوط، و بلوط پوشیده شده است. این جنگل ها بقایایی از جنگل عظیم آندرد(۱۷) است که روزگاری تمام منطقه را پوشانده بود. درواقع روزگاری بخش بزرگی از انگلستان از جنگل هایی چنان وسیع پوشیده شده بود که گفته می شد یک سنجاب می توانست بدون این که پایش را زمین بگذارد طول یا عرض کشور را بپیماید. اما طی قرن ها جنگل ها به تدریج ناپدید شده اند و درختان به منظور کشاورزی، تهیه سوخت یا ساخت کشتی قطع شده اند.
زمین های پست ویلد، با خاک حاصلخیز و آب و هوای ملایم، گاهی اوقات «باغ میوه انگلستان» نامیده می شود. محصولات اصلی این منطقه سیب، هلو و گیلاس است. در این منطقه گیاه رازک هم به فراوانی می روید که گل هایش بعد از خشک شدن در تولید آبجو و اِیل(۱۸) (نوعی آبجوی قوی) به کار می رود.
یکی از ویژگی های بارز استان کنت وجود کوره های رازک خشک کنی است، کوره هایی با برج های مخروطی که محل خشک کردن رازک هستند.
در سوی دیگر ویلد، رشته تپه های گچی که «داون» نامیده می شوند، قرار دارند. این نام از واژه قدیمی آنگلوساکسون به معنای کوه گرفته شده است. داون شمالی از شرق همپشایر شروع می شود و به سوی جنوب لندن تا تنگه دوور ادامه می یابد. داون جنوبی در امتداد ساحل جنوبی انگلستان از همپشایر و ساسکس می گذرد. داون با پیچ و خم های ملایمش محل خوبی برای کشت و زرع به نظر می رسد، اما خاک منطقه فقیر و نازک است. منطقه داون با علفزارهایی پوشیده شده که مراتع مناسبی برای چرای گوسفندهاست.
***
آثار هنری گچی
در بسیاری از مناطق انگلستان چشم اندازها شامل تپه های گچی است که با لایه ای خاک و علف پوشیده شده اند. مردمان کهن بریتانیا و نوادگانشان طی سده ها از این جلوه طبیعی به عنوان صحنه ای برای ارائه آثار هنری استفاده کرده اند. ایبریایی ها(۱۹) اولین کسانی بودند که متوجه شدند با کنار زدن خاک های سطحی و پوشش گیاهی می توان روی سطح سفید رنگ گچی تصاویر عظیمی در طرفین تپه ها کشید. معلوم نیست آیا آن ها با کشیدن این تصاویر هدفی را دنبال می کرده اند یا خیر، ولی دانشمندان می گویند این تصاویر ممکن است تصاویر چیزهایی مقدس باشد یا به عنوان علامتی برای تعیین حدود و حوزه هر قبیله به کار رفته باشد.
قدیمی ترین تصویر گچی تصویر اسب سفید آفینگتون(۲۰) است که در چند کیلومتری جنوب غربی آکسفورد واقع شده است. با وجودی که طبق افسانه ها این تصویر توسط رئیس ساکسون ها به نام هنگیست(۲۱) ــ که در آلمانی معنای «اسب نر» می دهد ــ پدید آمده است، اما در واقع قدمت آن بیش از این است. گمان می رود که هنگیست حدود سال ۴۵۰ میلادی به انگلستان آمده باشد، در حالی که صاحب نظران زمان کشیدن اسب سفید را که طول آن از نوک بینی تا دم به حدود ۱۰۵ متر می رسد، حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح تخمین می زنند.
اسب یکی از موضوع های معمول در رسم تصاویر گچی بوده است، هر چند تصاویر انسانی هم ترسیم شده اند. نزدیک به روستای سرن اباس(۲۲) در وسکس(۲۳) یک تصویر عظیم الجثه از مردی ۵۴ متری وجود دارد که جسمی شبیه به چماق در دست دارد. این تصویر که به نظر می رسد دو هزار سال قدمت داشته باشد، در واقع تصویر جنگنده ای از عصر آهن را نشان می دهد. یکی دیگر از تصاویر انسانی که اندازه های آن با تناسب عجیبی رسم شده است، تصویر مرد بلند (دراز) نزدیک شهر لوس(۲۴) در ساسکس است.
در سده هجدهم میلادی شور و شوق رسم تصاویر گچی بار دیگر احیا شد و حکاکی های جدیدی در دامنه تپه ها در سراسر انگلستان صورت گرفت. هرچند اغلب این تصاویر امروزه با پوشش گیاهی پوشیده شده اند اما یکی از آن ها که باقی مانده است، تصویر اسب سفید بزرگی است نزدیک ساتون بانک(۲۵) در یورکشایر شمالی. برای حفظ این تصاویر گچی، این تصاویر باید مرتب تمیز و صیقل داده شوند تا پوشش گیاهی روی آن ها را نپوشاند.



تصاویر گچی حک شده بر دامنه تپه ها هزاران سال است که بسیاری از بازدیدکنندگان را به وجد می آورد.
***



یک کشتی حامل جهانگردان در حال عبور از مقابل صخره های گچی زیبا در دووِر.

داون که در طول بخش زیادی از خط ساحلی جنوب شرقی کشیده شده است به ناگهان به صخره های گچی دیدنی منتهی می شود. مشهورترین این صخره های گچی، صخره های سفید دوور هستند. در سایر مناطق، زمین با شیب کمی به ساحل منتهی می شود و ساحلِ ماسه ای طویلی به وجود می آورد. شهرهای ساحلی مثل ایست بورن و برایتون برای انگلیسی ها محل مناسبی برای گذراندن تعطیلات هستند.

آنگلیای شرقی

آنگلیای شرقی در شمال شرقی لندن واقع است و غیرعادی ترین منطقه انگلستان به حساب می آید. این منطقه که استان های اسکس،(۲۶) سافوک،(۲۷) نورفوک و کمبریج شایر را شامل می شود از نواحی روستایی پست، هموار و معمولاً آب گرفته ای تشکیل شده است که به هلند بیش تر شباهت دارند تا بریتانیا. در واقع یک بخش از این سرزمین که باتلاقی است پارتز آو هلند [Parts of Holland] نامیده می شود.
از نقطه نظر تاریخی، آنگلیای شرقی یکی از مناطق دور افتاده انگلستان بوده است که این نه به دلیل فاصله اش از لندن، بلکه به دلیل عدم دسترسی به آن بوده است. جاده های منتهی به این منطقه کم بوده و باتلاق ها، دریاچه ها و رودخانه های متعدد رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر را بسیار دشوار می کرده است. کسانی که خواستار تنهایی و انزوا بودند و نیز بزهکارانی که از چنگال قانون می گریختند یا راهب هایی که ترک دنیا می کردند همگی در آنگلیای شرقی گرد می آمدند. شهرها و روستاها در نقاط مرتفع تر که در واقع جزیره هایی بوده اند، ساخته شده اند.
مردمان ماقبل تاریخ روی دیرک هایی بر فراز باتلاق خانه می ساختند و از پایه های هوایی استفاده می کردند تا بالاتر از سطح زمین قرار بگیرند. آن ها پرندگان را شکار می کردند و از نِی به عنوان ماده ساختمانی استفاده می کردند. فاتحان رومی زهکشی باتلاق ها را به منظور توسعه زمین های کشاورزی آغاز کردند و این کار تا به امروز ادامه یافته است. امروزه این زمین ها از شکل باتلاقی و آب گرفته به زمین های شخم زده ای تبدیل شده اند که محصول اصلیشان گندم و سیب زمینی است و بخشی از آن ها نیز به چراگاه گوسفندان تبدیل شده است. آب هنوز هم نقش مهمی در اقتصاد منطقه ایفا می کند و ماهیگیری در آب شیرین و آب شور هنوز هم منبع اصلی درآمد مردم منطقه است.
بخش عمده ای از خاک این منطقه از گچ و خاک رس است که البته منطقه برکلند مستثنی است. این منطقه که ناحیه مرزی نورفوک و سافوک است خاک ماسه ای دارد که در بقیه مناطق کشور یافت نمی شود. یکی دیگر از جنبه های منحصر به فرد آنگلیای شرقی، نورفوک برودز(۲۸) (تپه های نورفوک) است که رودخانه ها و آبگیرهای آن محل مناسبی برای قایقرانی و ماهیگیری است.

سرزمین های میانی

در شمال آنگلیای شرقی و در امتداد دریای شمال به سوی شرق تا مرز ولز منطقه وسیعی قرار دارد که آن را سرزمین میانی می نامند. این منطقه را معمولاً به دو بخش تقسیم می کنند. سرزمین های میانی شرقی شامل لینکلن شایر، ناتینگهام شایر، دربی شایر، لایسسترشایر(۲۹) و نورتهام شایر می شود. هفت استان آوُن،(۳۰) استافوردشایر، چشایر،(۳۱) سالوپ، هرفورد و وورسستر،(۳۲) وارویک شایر(۳۳) و گلوسسترشایر(۳۴) سرزمین های میانی غربی را تشکیل می دهند.
سرزمین های میانی شرقی منطقه متنوعی است که شامل بعضی از بهترین زمین های کشاورزی انگلستان، غنی ترین معادن زغال سنگ و بزرگ ترین عرصه های جنگلی است. چشم انداز این منطقه هم بسیار متنوع است: شرق لینکلن شایر پست، هموار و باتلاقی و شبیه به آنگلیای شرقی است. ارتفاع زمین در گذر به سوی غرب افزایش می یابد و شمال غربی دربی شایر شامل مناطق کوهستانی و چند قله بر رشته کوه پناین است که به دلیل چشم انداز عالی و تماشایی اش منطقه مورد پسند کوهنوردان است. در این میان تپه های گچی، زمین های پست رُسی، تیغه های آهکی و جنگل هم یافت می شود.
به طور کلی، در منطقه شرقیِ سرزمین های میانی شرقی کشاورزی اهمیت بیش تری دارد. نیشکر، غلات و سبزی در لینکلن شایر و ناتینگهام شایر به بار می آیند و این مناطق به دلیل تولید مواد لبنی به خصوص پنیر تُند استیلتون(۳۵) معروفند. در قسمت های غربی این منطقه ذخایر عظیم زغال سنگ و آهن وجود دارد که سبب شده است تا شهرهای سرزمین های میانی شرقی به مراکز صنعتی و تولیدی تبدیل شوند. برای مثال لایستر به دلیل تولید کفش و جوراب و دربی به خاطر تولید خودرو مشهور است.



شاید مشهورترین جلوه طبیعی در سرزمین های میانی شرقی جنگل شروود باشد. این جنگل که در یک منطقه صخره ای در شمال ناتینگهام قرار گرفته است هنوز هم دارای درختان عظیم بلوط است. با وجود این، در جنگل شروود هم مثل سایر مناطق انگلستان، بخش عظیمی از جنگل پهناوری که رابین هود و یاران وفادارش احتمالاً در آن زندگی می کرده اند، از بین رفته است.

۱. سرزمین

برجسته ترین نکته جغرافیایی در انگلستان این است که این کشور یک جزیره یا به عبارت بهتر بخشی از یک جزیره است و این نکته بر تاریخ، هویت و فرهنگ کشور تاثیر به سزایی داشته است. انگلستان در بزرگ ترین جزیره از مجمع الجزایر بریتانیا و کمی بالاتر از قسمت اصلی اروپا واقع شده است. کانال مانش انگلستان را از فرانسه و دریای شمال آن را از بلژیک و هلند جدا می کند. به همین دلیل نیز انگلیسی ها همیشه خود را تا حدی از بقیه اروپا جدا و بالاتر می دانند، با وجودی که فقط یک عرصه آبی به طول ۳۵ کیلومتر آن ها را از بقیه اروپا جدا می کند.

آب و هوای معتدل

انگلستان در بخش جنوبی بریتانیا واقع شده و از غرب با ولز و از شمال با اسکاتلند هم مرز است. وسعت انگلستان حدود ۱۲۸۹۳۰ کیلومتر مربع است. به نظر می رسد شمالی ترین بخش کشور آب و هوای سردی داشته باشد. با آن که عرض جغرافیایی شهر انگلیسی برویک(۱) با کپنهاگ، مسکو و جونو در آلاسکا یکسان است، اما به لطف جریان آب و هوای گرم جریان آب گلف استریم(۲) که از دریای کارائیب منشا می گیرد و عرض اقیانوس اطلس را می پیماید و به این منطقه می رسد، انگلستان آب و هوای معتدلی دارد. متوسط دمای لندن در ماه ژانویه چهار درجه سانتیگراد و در ماه ژوئیه هفده درجه سانتیگراد است.



هرچند انگلستان آب و هوایی معتدل دارد ولی ریزش باران به صورت کوتاه و مکرر معمول است. در این جا طرفداران تنیس در زیر چتر منتظر شروع مسابقات هستند.

تغییرات دمایی ناچیز است. در تابستان حداکثر دما به ندرت به حدود ۳۲ درجه سانتیگراد می رسد که جای خوشوقتی است چون امکانات تهویه هوا بسیار محدود است. به همین ترتیب هوا به ندرت هم بسیار سرد می شود. ریزش برف به خصوص در بخش کوهستانی شمالی معمول است ولی مقدار ریزش برف در حد متوسط است و خیلی سریع هم ذوب می شود. کریسمس برفی در لندن به ندرت اتفاق می افتد.
مقدار ریزش باران هم در انگلستان در حد متوسط است. بخش غربی کشور به دلیل وزش بادهای مرطوب از اقیانوس اطلس، بیش ترین مقدار ریزش باران را دارد. مقدار متوسط ریزش باران سالانه در شهر پنزانس(۳) در جنوب غربی حدود ۱۰۵ سانتیمتر و در شهر کزویک(۴) در شمال غربی حدود ۱۴۵ سانتیمتر است. در مقابل، در لندن که در شرق کشور واقع شده است، مقدار متوسط ریزش باران ۵۸ سانتیمتر و در دوور در ساحل شرقی ۵ /۸۲ سانتیمتر است.
شهرت انگلستان به این که کشوری مرطوب است به دلیل دفعات ریزش باران است نه به خاطر مقدار باران. بیش ترین زمان ریزش باران بین ماه های اکتبر و ژانویه است. اما رگبارهای کوتاه و خفیف تقریبا هر روز حتی در گرم ترین ماه های تابستان هم می بارد. در انگلستان اگر در منطقه ای به مدت سه هفته متوالی باران نبارد، رسما خشکسالی رخ داده است.
در مورد آب و هوای انگلستان همواره نظرهای ضد و نقیضی ارائه شده است که به خصوص به دیدگاه های شخصی مربوط می شود. تاسیتوس مورخ رومی هوای انگلستان را «ناخوشایند و زننده، مه آلود و همیشه بارانی» توصیف کرده است. البته، تاسیتوس اهل بخش های گرم و آفتابی ایتالیا بود. در مقابل چارلز دوم پادشاه انگلستان گفته است که «همه می توانند بجز پنج روز در سال از فعالیت در فضای باز لذت ببرند.»
انگلستان را به سختی می توان به دو منطقه اقلیمی تقسیم کرد. اگر خطی شمال شرقی را به جنوب غربی متصل کند، آنچه در شرق این خط فرضی قرار می گیرد معمولاً زمین های پست هستند و بخش هایی که در غرب خط قرار می گیرند سرزمین های بلند به شمار می آیند. البته سرزمین های بلند یک اصطلاح نسبی است، زیرا مرتفع ترین نقطه انگلستان که قله اسکافل(۵) نام دارد فقط ۹۶۳ متر بالاتر از سطح دریاست. فقط در ولز در غرب و در اسکاتلند در شمال، کوه های واقعی یافت می شوند.
روزگاری بریتانیا بخشی از سرزمین اصلی اروپا بود؛ فرانسه و انگلستان با یک باریکه راه خاکی به هم متصل بودند تا این که حدود پنج هزار سال قبل از میلاد، با ذوب شدن یخچال ها و بالا آمدن سطح آب دریاها، انگلستان از بقیه اروپا جدا شد. در نقشه توپوگرافیک اروپا می توان این نکته را دریافت که جزایر بریتانیا در واقع زائده ای از سرزمین اصلی اروپا هستند. کوه های نروژ، سرزمین های بلند اسکاتلند و سرزمین های مرتفع ایرلند در واقع یک خط مستقیم هستند و روزگاری همگی یک رشته کوه بوده اند. زمین های پست و باتلاقی آنگلیای(۶) شرقی نیز با زمین های پست هلند که با چندین کیلومتر راه دریایی از هم جدا شده اند، شبیه هستند. در واقع اگر بریتانیا کمی به سمت شرقی هل داده شود، مثل قطعه ای از یک جورچین به سرزمین اصلی اروپا متصل می شود. هرچند انگلستان را می توان به دو بخش تقسیم کرد، اما پوشش گیاهی و نوع خاک در هر قسمت تفاوت های بسیاری می کند. در واقع تنوع چشم اندازها در انگلستان از آنچه در چنین پهنه کوچکی معمول است بیش تر است. در یک گذار چند ساعته در کشور می توان باتلاق ها، تپه های شنی، جنگل های انبوه، کوه ها و دشت های برهوت را دید. مثل این است که سرزمین های وسیعی که در کشورهای دیگر صدها کیلومتر امتداد یافته اند، در انگلستان فشرده و کنار هم قرار داده شده اند.



منظره ای از پل وست مینستر لندن در شب. بیگ بن و پارلمان انگلستان در پس زمینه دیده می شود.

لندن

هرگاه در مورد انگلستان سخنی گفته شود چه در باره حکومت باشد چه در مورد فرهنگ، بازرگانی یا جغرافیا بحث با لندن شروع می شود،

حصارهای زنده
یکی از دلپذیرترین بخش های چشم اندازهای انگلستان حصارهایی هستند که گاهی قدمت آن ها به بیش از هزار سال می رسد و مراتع و زمین ها را احاطه می کنند. این حصارها از سیم خاردار یا سنگ نیستند. بلکه گیاهانی هستند که کاشته و پرورش داده شده و طی سده ها از آن ها نگهداری شده است. این حصارهای زنده را پرچین می نامند.
اولین پرچین ها در انگلستان توسط آنگلوساکسون هایی که در این ناحیه ساکن شده بودند، احداث شد. آن ها در زادگاه اروپاییشان هم چنین حصارهایی برپا می کردند. از این حصارها به منظور تعیین حوزه روستاها، محصور کردن خانه ها و نیز دفاع در مقابل حمله های احتمالی استفاده می شد. اغلب حصارهای آنگلوساکسون ها حصارهای بی جانی بودند که از شاخه های خفچه درهم بافته در میان پایه های چوبی درست می کردند. مشکلی که حصارهای بی جان ایجاد می کرد، نیاز مکرر آن ها به تعمیر و ترمیم بود. در سال ۱۰۶۶ در هنگام حمله نورمن ها، حصارهای «زنده» یا «سریع» جایگزین حصارهای بی جان شدند. این نوع حصار را با درختان زنده ولیک درست می کردند. سال ها طول کشید تا حصارهای زنده رشد کنند. در ابتدا، لازم بود که آن ها را با پایه ها و بافته هایی از شاخه های درخت فندق تقویت کنند. اما با گذشت زمان بوته های خفچه رشد کردند و در هم تنیده شدند، به طوری که خارهایشان مانع از عبور جانوران می شد. با گذشت زمان باد بذر سایر گیاهان را به درون این بوته ها آورد و انواع دیگر گیاهان ریشه کردند و حصارها را محکم تر ساختند. درختانی چون درخت بلوط، زبان گنجشک و نارون رشد کردند و به منظور ساختمان سازی و تامین آتش مورد استفاده قرار گرفتند. گل ها و گیاهان دارویی در پای بوته ها رشد کردند و برای استفاده های دارویی چیده شدند. افراد ماهر می توانند با شمارش انواع گیاهان و درختان موجود در یک حصار، سن آن را تخمین بزنند.
حصارهای زنده به نگهداری سالانه نیاز دارند. بعضی بوته ها و درختان از بین می روند و باید گیاهان دیگری جایگزینشان شوند. برای زمینداران نورمن مهم ترین نکته این بود که قد حصارها تا شانه یک مرد برسد و به اندازه کافی بلند باشد که از اسباب و اثاث خانه محافظت کند ولی در عین حال بتوان از فراز آن طرف دیگرش را دید و به ارتفاعی باشد که اسب بتواند در هنگام شکار از روی آن بپرد.



حصارهای قدیمی، حصارهایی زنده هستند که در چشم اندازهای انگلستان دیده می شوند.
***
پایتختی چنان عظیم که خود می تواند یک منطقه جغرافیایی به حساب بیاید. لندنی که برای جهانگردان و گردشگران آشناست فقط بخش کوچکی از لندن بزرگ است که پهنه ای حدود ۲۰۵۰ کیلومتر مربع را اشغال کرده است. لندن در یک حوضه آبگیر به طول تقریبا هشتاد کیلومتر در دو سوی رود تایمز ساخته شده است و حدود ۱۶۰ کیلومتر از دریا فاصله دارد.
چون از طریق رود تایمز دسترسی به سرزمین اصلی اروپا آسان است، پس طبیعی بوده که در کناره این رود، بندرگاهی ساخته شود. هر چند در نزدیکی های لندن محل های استقرار قدیمی تری وجود داشت، اما لندن اولین محلی بود که توسط رومی ها در سده اول میلادی روی تپه های شنی واقع در کناره های باتلاقی رودخانه ساخته شد. این مناطق مستحکم در میان باتلاق ها وجه تسمیه بعضی از مناطق لندن مثل چلسی (Chelsea) و باترسی (Battersea) هستند، زیرا پسوند «ea» در زبان قدیمی ساکسون به معنای جزیره بوده است.
در شرق لندن، جایی که رود تایمز به دریا می ریزد، زمین پست تر و باتلاقی تر می شود. اما در غرب شهر ارتفاع زمین افزایش می یابد تا به چیلترن هیلز(۷) می رسد، جایی که جنگل درختان راش و توس آغاز می شود. دره رود تایمز علاوه بر شهر بزرگ لندن، بخش های بزرگی از استان های باکینگهام شایر(۸) و برکشایر(۹) و مناطق حومه لندن را که به سوری،(۱۰) اِسکس(۱۱) و هرتفوردشایر(۱۲) می رسند، دربر می گیرد.
آکسفوردشایر(۱۳) پشت چیلترن هیلز قرار دارد و استانی است که تقریبا کاملاً در حوضه رود تایمز واقع شده است. خاک رسی این زمین های پست برای روییدن علف و تغذیه گله های گاو و گوساله مناسب است و آکسفوردشایر مرکز تولید گوشت گاو است. تپه های آهکی شمال و جنوب غربی مراتع خوبی برای چرای گوسفندها پدید آورده است. از استخراج معادن این منطقه سنگ آهن، خاک رس و انواع سنگ ها حاصل می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب انگلستان