فیدیبو نماینده قانونی متخصصان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جغدهای لال

کتاب جغدهای لال

نسخه الکترونیک کتاب جغدهای لال به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۱۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب جغدهای لال

ینقدر مرا رنگ نکنید، چهارچوبم در حال فرو ریختن است تنم پر از میخ های زنگزده و کهنه... گرچه ریشه هایم جا ماندند اما... خاطرات اره خورده ام که هنوز بوی خاک می دهد. اینقدر مرا رنگ نکنید، همین اسفند مرا بسوزانید تا زیر پای درختان سبز حسرت بهار را نخورم. در ضمن قبل از سوزاندن خُردم نکنید!

ادامه...
  • ناشر متخصصان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.16 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جغدهای لال

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



درد

درد از درون دشت درخت می کارد
از درون من، تو
از درون تو، تبر...تبر...تبر
دست بکش بجای درد، بجای من
درد بکش بجای ما، بجای تیغه تبر
زخم... تمام خاطرات تیغ خورده ماست

چای تلخ من

چای تلخ من
طعم تو میداد
در عصر ساکتی که
خانه ما قند نداشت...
چای تلخ را
بجای ما مینوشم
تو در خا طرات شیرین ما باش
من بدون قند غصه می خورم...
در عصر ساکتی که
همه چیز، جز چای
دم کشیده بود
و عطر تو جای چای
درون استکان های دمادم
دم میکشید

جغد های لال

شعور موش های طبقه ی اِنُم افکارم
انسانیتِ مرا بهم میریزد
و سکوتِ جغد های لال
لام تا کامِ مرا ساییده اند....
و اینگونه انسانیتم بسانِ اِن ثانیه های موریانه ای میگذرد
درگذر چوب و جوب

سهراب

یادتان هست که سهراب می گفت:
«پشت دریاها شهری است که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است»
من نرفتم اما...
خواب دیدم که همه پنجره ها را بستند
بس هوا ابری بود
و لب ساحل آن...
کاسه ای دست تجلی دیدم
که گدایی می کرد.
پرِ مرغانِ اساطیر چقدر ارزان بود.
دست هر مرد
جای نور، نان دیدم
و زنی را
که دنبال النگو می گشت
آفتاب در کار نبود
زیر یک تیر چراغی روشن
کودکی داشت کتابی می خواند
روی جلدش خواندم
«قایقی خواهم ساخت»...

خماری

یک بست بخاطر تو
به سیخ خواهم بست
به سیخ سرخ روی اجاق
خمیازه های خماری توست...

زوایه های پنهان

زاویه های پنهان زندگی را باز کن، سیصد و شصت درجه دور خودت می چرخی،
سیصد و شصت و پنج روزها سرت گیج می خورَد،
سرگیجه ات را روی زمین نقش می کنی که من افتادم در هزار و سیصد و خورده ای و فرزند آن پدر که هزار بار دور خودش چرخیده بود....
زاویه های پنهان و تکراری راه پله هر روزه منزلت را باز کن، جذرش را بگیر و زجر نکش وقتی عددش نرسیده به دم در، از دستت در می رود... پدرت از لای لولای فرسوده خاطرات به تو می خندد وقتی ببیند دور افکار سیصد و شصت درجه ات می چرخی...

سیزده

سهمم از سیزده امسالم
سرکه و سیر شد و تنهایی
سبزی سینی این سفرهء هفت
مثل تو جدا شد از پیشم رفت

وزن

هیچ جای جاذبه این شعر
وزن مرا نفهمید!
شاید این قافیه ها، مال این قیافه نیست

ساعت

ثانیه هایم را دور این اعداد
سرنگردان...
ساعت های من، سالهاست که خود را
به خواب زده اند.

آب میوه

جای شعر کمی میوه بفرمائید،
میدانم شعر جای موز را که نمیگیرد...
چقدر کرم درون سیب ها پرسه می زند
و جای شعر درون مانتو های از هوا برآمده خالیست،
هوایی که بیهوده حواس را جای شعر نیوش می کند...
بفرمایید... برای شادی روح سرگردان شعر، اجماعا آب میوه ی آماده را سر می کشیم که فرصت گاز زدن هم نیست.

نظرات کاربران درباره کتاب جغدهای لال