فیدیبو نماینده قانونی نشر ایران‌بان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خاطرات یک بی‌عرضه - ۵

کتاب خاطرات یک بی‌عرضه - ۵
دفترچه بنفش

نسخه الکترونیک کتاب خاطرات یک بی‌عرضه - ۵ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب خاطرات یک بی‌عرضه - ۵

از وقتی من و بهترین دوستم، رالی جفرسون، بدجوری با هم دعوا کردیم، دو هفته و نیم می‌گذرد. راستش را بخواهی، فکر می‌کردم تا حالا باید می‌آمد منت‌کشی، اما به هر دلیلی این اتفاق نیفتاده است. راستش کمی نگران شده‌ام، چون تا چند روز دیگر مدرسه‌ها‌ باز می‌شوند و اگر قرار باشد دوستی‌مان را از سر بگیریم، این اتفاق باید زودتر بیفتد. شاید هم دوستی ما برای همیشه تمام شده، چون هر دوی ما دلیل خوبی برای قهر کردن‌مان داریم. حالا که دوستی ما تمام شده، به فکر یک دوست صمیمی تازه هستم. مشکل این‌جاست که من تمام وقتم را با رالی می‌گذراندم و حالا کسی را سراغ ندارم که جایگزین او کنم.

ادامه...

بخشی از کتاب خاطرات یک بی‌عرضه - ۵

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

شهریور

سه شنبه
از وقتی من و بهترین دوستم، رالی جفرسون(۱)، بدجوری با هم دعوا کردیم، دو هفته و نیم می گذرد. راستش را بخواهی، فکر می کردم تا حالا باید می آمد منت کشی، اما به هر دلیلی این اتفاق نیفتاده است.
راستش کمی نگران شده ام، چون تا چند روز دیگر مدرسه ها باز می شوند و اگر قرار باشد دوستی مان را از سر بگیریم، این اتفاق باید زودتر بیفتد. شاید هم دوستی ما برای همیشه تمام شده، چون هر دوی ما دلیل خوبی برای قهر کردن مان داریم.



حالا که دوستی ما تمام شده، به فکر یک دوست صمیمی تازه هستم. مشکل این جاست که من تمام وقتم را با رالی می گذراندم و حالا کسی را سراغ ندارم که جایگزین او کنم.
فعلاً بهترین انتخاب های من، کریستوفر براونفیلد(۲) و تایسون ساندرز(۳) هستند؛ اما آن ها هم ایرادهای خودشان را دارند.



چند هفته ی آخر تابستان را با کریستوفر می گشتم، فقط به این دلیل که بدن او، مثل آهن ربا، پشه ها را جذب می کند؛ اما کریستوفر بیش تر یک دوست تابستانی است تا یک همکلاسی صمیمی.



تایسون خیلی باحال است و هر دوی مان عاشق بازی های ویدیویی هستیم؛ اما ایراد او این است که زیاد دستشویی می رود. نمی دانم بالاخره با مشکل او کنار می آیم یا نه.



تنها بچه ی دیگری که هم سن من است و با کسی صمیمی نیست، فرگلی(۴) است؛ اما من مدت هاست بی خیال دوستی با او شده ام.



به هر حال هنوز راه دوستی با رالی را باز گذاشته ام؛ البته فقط همین یک بار؛ اما اگر او می خواهد دوستی مان حفظ شود، باید هرچه زودتر پا پیش بگذارد.
چون اگر اوضاع همین طور پیش برود، دیگر جایی در زندگی نامه ام نخواهد داشت.



***
فصل هشتم: کودکی
در همسایگی ما پسری زندگی می کرد. فکر کنم اسمش ریپرت(۵) یا راجر(۶) یا همچین چیزی بود.
***
اگر شانس بیاورم، پولدار و مشهور می شوم و آن وقت رالی دنبال راهی می گردد تا خودش را به من بچسباند.



نظرات کاربران درباره کتاب خاطرات یک بی‌عرضه - ۵