فیدیبو نماینده قانونی انتشارات راهنمای سفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راهنمای جامع سفر پاریس به زبان فارسی

کتاب راهنمای جامع سفر پاریس به زبان فارسی

نسخه الکترونیک کتاب راهنمای جامع سفر پاریس به زبان فارسی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب راهنمای جامع سفر پاریس به زبان فارسی

افسون و زیبایی پایتخت فرانسه یا "شهر شهرها" به گفته ویکتور هوگو، ابدی و جاودان است. در طول قرن ها، هر نسل داستان خود را افزوده و هر لایه سرشار از حوادث و پیچیدگی های تاریخی است. پاریس تا حد زیادی در دو جنگ جهانی در امان ماند و طول چند قرن برنامه ریزی شهری دقیق ساخته شده بناها و موزه های آن حس آشنایی را منتقل می کنند. در نتیجه، "شهر نور" مدت هاست که هنرمندان، نویسندگان، فلاسفه و آهنگسازان را جذب خود می کند. همان طور که ژان ژرادو (۱۹۴۴-۱۸۸۲) می گوید، پاریسی ها افتخار می کنند بخشی از شهری هستند که در آن بیشترین فکر، کلام و مکتوبات موجود است".

ادامه...

بخشی از کتاب راهنمای جامع سفر پاریس به زبان فارسی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



طاق پیروزی این طاق برای جشن پیروزی های ناپلئون ساخته شده، و بر بالای شانزلیزه مشرف است (ص ۵۵)



برج ایفل این برج برای نمایشگاه جهانی سال ۱۸۸۹ ساخته شده بود، و هنوز یکی از نمادهای اصلی پاریس است (ص ۷۸)



مونمارتِر، مرکز تفریحی و محل کلیسای سوکره کُر است، ۲۰۰ سال است که هنرمندان به این مرکز می آیند (ص ۶۰)



محله لاتین و سن ژرمن خیابان های باریک و میدانگاهی ها قلب ادبی پاریس را ساخته اند (ص ۶۵)



مرکز پُمپیدو یک موزه دوطرفه که هنر ۱۹۰۵ تا به امروز را به نمایش گذاشته است (ص ۴۶)

مقدمه



نمای هرم لوور در شب

افسون و زیبایی پایتخت فرانسه یا "شهر شهرها" به گفته ویکتور هوگو، ابدی و جاودان است. در طول قرن ها، هر نسل داستان خود را افزوده و هر لایه سرشار از حوادث و پیچیدگی های تاریخی است. پاریس تا حد زیادی در دو جنگ جهانی در امان ماند و طول چند قرن برنامه ریزی شهری دقیق ساخته شده بناها و موزه های آن حس آشنایی را منتقل می کنند. در نتیجه، "شهر نور" مدت هاست که هنرمندان، نویسندگان، فلاسفه و آهنگسازان را جذب خود می کند. همان طور که ژان ژرادو (۱۹۴۴-۱۸۸۲) می گوید، پاریسی ها افتخار می کنند بخشی از شهری هستند که در آن بیشترین فکر، کلام و مکتوبات موجود است".
جغرافیا
پاریس که در طول جغرافیایی ۲ درجه و ۲۰ دقیقه غربی و عرض جغرافیایی ۴۸ درجه و ۵۰ دقیقه شمالی، مشابه عرض جغرافیایی اشتوتگارت در آلمان و ونکوور در کانادا، واقع شده جایی است که تمام کانال های فرانسه در آن به هم می رسند. شهر مساحتی نزدیک به ۱۰۰ کیلومتر مربع دارد، و ۱۳ کیلومتر از شرق به غرب، و ۹ کیلومتر از شمال به جنوب کشیده شده است.
***
پایتخت فرهنگی
برخلاف تلاش های بسیار برای تمرکززدایی در فرانسه، پاریس همچنان بر هنر، ادبیات، موسیقی، مد، موسیقی، آموزش، تحقیقات علمی، تجارت و سیاست تسلط کامل دارد.
***
روی نقشه، شهر به ۲۰ ناحیه تقسیم می شود، الگویی که بیانگر توسعه تاریخی و متوالی است. رودخانه سِن از نزدیکی بوا دو وِنسِن در جنوب شرقی وارد پاریس شده و با عبور از سه جزیره کوچک" سنت لویی و ایل دولا سیتی " در راه خروج، ایله دِسینیه — راه پر و پیچ خم خود را تا شمال و جنوب ادامه می دهد.



نمایی از سَکره کُر

تپه های زنجیره ای که در شمال این رودخانه سربرآورده اند، شامل مونمارتر (بلندترین نقطه شهر)، مِلینمونتا، بِلویل و بیتچومو؛ و، در جنوب، مونتسوری، اِسته ژنه ویوی، بوت زوکای و میسون بلانش هستند. کمربندی به طول ۳۵ کیلومتر دورتا دور شهر کشیده شده است. این کمربندی در سال ۱۹۷۳ برای کاهش بار ترافیکی ساخته شده، که البته خود این کمربندی به ویژه در ساعات اوج رفت و آمد، پُرترافیک است. حومه شهر که دو حلقه متحدالمرکز را تشکیل داده، اطراف شهر قرار دارد و به چند بخش تقسیم شده است. ناپلئون بناپارت در آغاز قرن ۱۹ موقعیت خاصی برای شهر پاریس به وجود آورد و آن را به مرکز قدرت حکومت برای حفظ سیاست ها و ثروت این پایتخت تبدیل کرد. امروزه، هر ناحیه دارای شورا و شهردار مخصوص به خود برای رسیدگی به امور محلی است. پاریس دارای ۲۴ نماینده و ۱۲ سناتور در دو پارلمان فرانسه است.
رودخانه
نوشته لاتین بر روی نشان های حکومتی عنوان میکند که:"پاریس از امواج این رودخانه تغذیه می کند اما هرگز غرق نمی شود"، و تاکید می کند که پاریس در کناره های رودخانه سن متولد شده است.
پاریس که در زمان تاسیس به دست رومی ها لوتِسیا نام داشت در محل یک سکونتگاه گالیک پاریسی، روی بزرگ ترین جزیره در رودخانه سِن پایه گذاری شد، اما امروزه این رود سِن است که از راه باریکی از دل این شهر می گذرد. سِن عریض ترین خیابان شهر است؛ روی این رودخانه ۷۳ پل ساخته شده، که بعضی از آنها دارای زیباترین نماها از شهر هستند.
همچنین این رودخانه آرام ترین شاهراه شهر بوده و روزانه خیل گردشگران و قایق های تجاری روی آن دیده می شوند. کرانه های این رودخانه در قرن ۹۱ با شتشوخانه ها و آسیاب های آبی بسته شدند و کشتی هایی از سرتاسر فرانسه روی آب های آن در رفت و آمد هستند. حالا عجیب است که بتوانید ۰۰۷ کشتی جنگی وایکینک ها در قرن ۹۱ برای حمله به پاریس از قسمت شمالی، هزاران جسد شناور روی آب در سال ۲۷۵۱، قربانیان روز کشتار سن بارتولومئو، که سن را به رودخانه خون تبدیل کرد را تصور کنید.
امروزه، کشتی های باری کوچک و قایق های زیبا در راه خود به بورگاندی از کانال های سن مارتین و سن دنیس برای کوتاه تر شدن مسیر حرکت خود استفاده کرده، و از شمال شرقی شهر می گذرند.



کافه مونتمارت با دکور فیلم آملیا
امکانات پاریس
یکی از ماندگارترین تصاویر پاریس متعلق به خیابان های بلند و مشجر به درختان شاه بلوط آن است. میدان ها، پارک ها و باغ ها مملو از گل و گیاه هستند، و آنها را به سبک فرانسوی رسمی و یا انگلیسی در دوران ناپلئون سوم تزئین کرده اند. خیابان های این شهر به دو بخش تقسیم شده اند: یکی از شمال به جنوب (از بولوار استراسبورگ تا بولوار سن میشل) و دیگری از شرق به غرب (از خیابان فابورگ-سن-آنتونی تا لا-دِفانس)است. بدین ترتیب، این شهر به قسمت های موزاییکی یا "دهکده" تقسیم شده که هر کدام ویژگی های خودشان را دارند.
زنجیره ای از بولوارها اطراف مرکز شهر را احاطه کرده اند، و دقیقا نشان می دهند که محدوده های شهر در دوران قرون وسطا به چه شکل بوده است. چندین خیابان در نام خود فابورگ دارند و این به آن معناست که آنها زمانی بخشی از حومه بیرون از دیوارهای شهر بوده اند.



ورودی مترو آرت نوا

مهمترین تقسیم بندی غیررسمی پاریسق منطقه شرقی طبقه کارگر شهر و غرب بورژوا است. به طور کلی، هر چه بیشتر به طرف شرق می روید، خود را در طیف چپ سیاسی خواهید یافت. در نواحی غربی کرایه ها سر به فلک می کشند در حالیکه قیمت ها در شرق مقرون به صرفه تر هستند. برنامه ریزان شهری دهه هاست که به دنبال ایجاد موازنه بین این دو و پروژه های بازسازی شهری عظیم در بِرسی و "لِفت بَنک" (کرانه چپ) جدید در جنوب شرقی هستند.
زنجیره ای از بولوارها اطراف مرکز شهر را احاطه کرده اند، و دقیقا نشان می دهند که محدوده های شهر در دوران قرون وسطا به چه شکل بوده است. چندین خیابان در نام خود فابورگ دارند و این به آن معناست که آنها زمانی بخشی از حومه بیرون از دیوارهای شهر بوده اند.
مهمترین تقسیم بندی غیررسمی پاریسق منطقه شرقی طبقه کارگر شهر و غرب بورژوا است. به طور کلی، هر چه بیشتر به طرف شرق می روید، خود را در طیف چپ سیاسی خواهید یافت. در نواحی غربی کرایه ها سر به فلک می کشند در حالیکه قیمت ها در شرق مقرون به صرفه تر هستند. برنامه ریزان شهری دهه هاست که به دنبال ایجاد موازنه بین این دو و پروژه های بازسازی شهری عظیم در بِرسی و "لِفت بَنک" (کرانه چپ) جدید در جنوب شرقی هستند.
جمعیت
پاریس جمعیتی بیشتر از توکیو، لندن، یا نیویورک دارد و شاید بتوان این تراکم جمعیت بالا را ناشی از این حقیقت دانست که پاریسی در خانه های کوچک آپارتمان های فشرده شده در ۱۰۰ کیلومتر مربع زندگی می کنند.
مالک یک خانه و باغ بودن حاکی از پولدار بودن است. برای رسیدن به فضای کافی برای زندگی رقابت شدید است، و میانگین ۱۵۰،۰۰۰ نفر در هر زمانی در جستجوی خانه هستند.
البته در اینجا یک تناقض وجود دارد چون این نبرد بر سر مکانی برای زندگی در شهری روی می دهد که ۱۶درصد آپارتمان خالی دارد. کرایه های بالا نیز در این حقیقت سهیم هستند که بسیاری از پاریسی ها زمان و پول کافی برای لذت بردن از شهری که در آن زندگی می کنند را ندارند، و در یک زندگی روزمره گرفتار شده اند که آن را مترو-بولو-دودو (رفت و آمد، کار، خواب) نام داده اند.
با اینحال، برای هر کس که آنقدر خوش شانس باشد که در مرکز این شهر زندگی کند مزایا بیشتر از معایب هستند. پاریس، یک کلانشهر پاکیزه و ایمن به عنوان یکی از بهترین شهرهای دنیا برای لذت بردن از زندگی شناخته شده است.
***
فرهنگ کافه
کافه در توسعه روشنفکری، سیاسی و هنری پاریس نقش مهمی داشته است. کافه ولتر جایی است که ولتر در قرن ۱۸ در آن با دوست خود دیدرو برای بحث درباره تئوری های وشنفکری ملاقات می کرد. وِرالین و مالارم، شعرای قرن ۱۹ نیز در اینجا با هم گفتگو می کردند، و ارنست همینگوی و اف. اسکات فیتزجرالد، نویسندگان آمریکایی دهه ۱۹۲۰ ویژگی های این کافه را ستایش کردند. دیگر نویسندگان پاریس بین دو جنگ جهانی ساعات خود را پشت میزهای Le Procope می گذراندند، و ژان پل سارتر، نویسنده و فیلسوف اگزیستانسیالیسم، و معشوقه اش سیمون دوبوار باعث شهرت Les Deux Magots در دهه ۱۹۵۰ شدند. کافه آرت دِکو یکی دیگر از مکان های محبوب سارتر بود. امروزه، سیاستمداران در Brasserie Lipp دور هم جمع می شوند.
***

پاریس
هیچ بخشی از این کتاب، نمی تواند بدون اجازه انتشارات راهنمای سفر دوباره سازی شود و یا در سیستمی مورد استفاده قرار گیرد، به هیچ وجه به صورت فایل در آمده، اسکن یا پرینت و یا کپی شود. توضیحات کوتاه عکس ها تنها به منظور مطالعه کتاب آورده شده اند.
 به منظور گردآوری اطلاعات دقیق این مجموعه تلاش های بسیاری صورت گرفته است،  اما به روز شدن تغییرات در دنیای امروز اجتناب ناپذیر است. ناشر مسئول تمامی تغییرات و عدم تناسب ها نخواهد بود. لطفاً ما را در جریان خطاهای موجود و یا اطلاعات منسوخ بگذارید.
ده جاذبه برتر پاریس



نوتردام بنای یادبود معماران بزرگ کاتولیسم و گوتیک (ص ۲۶)



ژاردین لوگزامبورگ در باغ ها و پارک های اصیل پاریسی استراحت کنید (ص ۷۳)



موزه لوور اینجا که زمانی خانه پادشاهان بوده، اکنون نمایشگاه شگفت انگیزترین مجموعه های هنرهای زیبا و تزئینی جهان است (ص ۳۴)



پِلاس دو ووژ یکی از باشگوه ترین میدان ها در پاریس (ص ۵۰)



موزه دورسای به هنرهای زیبای ۱۸۴۸ تا ۱۹۱۹، و به ویژه برخی از بهترین آثار امپرسیونیست، اختصاص دارد (ص ۷۴)

تاریخچه ای کوتاه

آغاز پاریس به عنوان یک اجتماع در جزیره ماهیگیری و بندر تجاری در میانه های رودخانه سن بود. ساکنین عصر سنگی ابتدایی ترین ردپای خود را در Right Bank، زیر چیزی بر جای گذاشته اند که اکنون لوور روی آن قرار دارد، اما با رسیدن سال ۲۵۰ قبل از میلاد بود که شهر به دستان ماهر پاریسی ها، یک قبیله سِلتی، افتاد و آنها در ایله دِلا سایت (Ile de la Cite) سکنی گزیدند.
جزیره آنها، که از کرانه های رودخانه دور بود، به پناهگاه خوبی برای قبیله بِلگا از سمت شرق تبدیل شد. پاریسی ها برای تجارت با سرزمین های بریتانیا و مدیترانه سکه های طلای کار دست خودشان را ضرب کردند، و شکوفایی و موقعیت استراتژیک این شهر توجه جولیوس سزار را جلب خود کرد و لژیون های او در سال ۵۲ قبل از میلاد این منطقه را فتح کردند. زمین کنار رودخانه باتلاقی بود (لوتسیا به معنای سرزمین باتلاقی است)، بنابراین رومی ها تا جایی به قسمت اصلی این جزیره نفوذ کردند که امروزه محله لاتین Left Bank نام دارد.
خیابان سن ژاک و خیابان سن مارتین از مسیری می گذرند که جاده رومی قدیمی شمال فرانسه را به اورلئان متصل می کرد. تعدادی از بقایای بنٌایی قنات از اغلب بناهای رومی مانند تالارها، تئاترها و معابد یافت شده اند.



آثار سنگی رومی در موزه ملی موین آژ

اما بقایای قابل توجهی از حمام های عمومی در جایی یافت شده اند که اکنون یکی از جناح های موزه ملی موین آژ است. در قرن سوم، قبایل هان و فرانک بر گاول رومی پیروز شده و شهروندان را به سوی سکونت در ایله دلا سایت، مکه در همین دوران پاریس نامیده شد، هدایت کردند. کلوویس، پادشاه فرانک ها در سال ۵۰۸ دادگاه خود را در همین جا تاسیس کرد. او بعدها به مسیحیت ایمان آورده، و بسیاری از موسسات دینی، مانند سن ژرمن قدیمی ترین کلیسای شهر، مربوط به همین دوره می باشد.
کاپِتی ها
دزدان دریایی نورمن از سال ۸۴۵ مرتبا به پاریس حمله می کردند. این شهر تا ۹۸۷ دچار رکود شد، تا اینکه هیو کاپِت، کنت پاریس، پادشاه فرانسه شد. پادشاهی کاپتی او این شهر را به پایتخت اقتصادی و سیاسی فرانسه تبدیل کرد.
دوباره رودخانه سن به عامل مهم در شکوفایی اقتصادی تبدیل شد، و تصویر یک کشتی روی نشان شهر به نماد آن تبدیل شد. منطقه بندر Right Bank، که به Greve شهرت دارد، در اطراف ناحیه اوتِل دِویل امروزی گسترش یافت.
فیلیپ آگوست (۱۲۲۳-۱۱۸۰) از عایدی حاصل از تجارت برای ساختن قلعه ای به نام لوور (باروهای پایینی آن هنوز زیر موزه امروزی دیده می شوند)، نوتردام، خیابان های سنگفرش، کانال های آب و فواره های آب شیرین استفاده کرد. او در حالیکه برای جنگ صلیبیون سوم عازم میدان نبرد بود برای حفاظت از سرمایه گذاری هایش دورتادور شهر دیوار ساخت.
لوئی چهارم (۷۰-۱۲۲۶) که بسیار مذهبی بوده و بعدها در شمار مقدسین جای گرفت، سن شاپل، شاهکار گوتیک این شهر را به آن داد، و حمایت او از زندگی معنوی و روشنفکری باعث شکوفایی محله لاتین Left Bank شد. در این دوران مدارس بسیاری با حضور کشیشان لاتین زبان تاسیس شدند و روبرت سوربون، کشیش پادشاه، دانشگاه سوربون را افتتاح کرد. پاریس تا پایان دوره پادشاهی لوئی با ۱۰۰،۰۰۰ نفر جمعیت، یکی از بزرگ ترین شهرها در جهان مسیحیت غرب محسوب می شد.
در قرن ۱۴، طبقه بازرگان این شهر از خلاء سیاسی ناشی از مرگ سیاه و جنگ صد ساله با انگلستان سود برد. در سال ۱۳۵۶، با زندانی شدن ژان لوبون در پویتیه، اتین مارسل، رهبر تاجران، یک دولت شهری در پاریس راه انداخت. با اینکه او دو سال بعد کشته شد، نشان داد که پاریسی ها نیرویی هستند که می توان روی آنها حساب کرد. چارلز پنجم، جانشین ژان، که از جنگ می ترسید قلعه باستیل را ساخت.
اشغال و اختلاف دینی
ناآرامی های داخلی بدون نتیجه ادامه یافت. دوک بورگاندی در ۱۴۰۷ دوک اورلئان را در خیابان باربِت به قتل رساند، که منجر به ۱۲ سال جنگ بین حامیان آنها شد. بورگاندی ها از انگلیس کمک خواستند، و نیروهای این کشور بعد از شکست فرانسه در آژان کورت به رهبری هنری پنجم، در ۱۴۲۰ وارد پاریس شدند. سال های بعدی، ژاندارک سعی کرد انگلیسی ها را بیرون کند اما نتوانست، در سال بعد اوضاع به بدترین شکل رسید: هنری نهم انگلیس به عنوان پادشاه فرانسه تاجگذاری کرد. اما این پیروزی انگلیس عمر کوتاهی داشت: به زودی آنها از شهر رانده شدند، و در ۱۴۵۳ تمام دارایی های فرانسوی خود، به جز بندر کاله، را از دست دادند.
در اوایل قرن ۱۶، این شهر تحت فرمانروایی فرانکوسیس اول (۴۷-۱۵۱۵)، پادشاهی مطلق گرا و غایب که همیشه مشغول جنگ در ایتالیا بود و حتی یک سال در اسپانیا زندانی بود، به شکوفایی رسید. بخش اعظم لوور ویران شد و دوباره بازسازی شد. یک اوتِل دِویل (تالار شهر) جدید ساخته و کلیسای بزرگ سن اوستاش بنا شد.
این شکوه و جلال به زودی با جنگ مذهبی به خون کشیده شد و این جنگ از ۱۵۷۲ با روز قتل عام سن بارتولومئو و کشتار ۳،۰۰۰ پروتستان در پاریس آغاز شد و با قتل های خونین هنری ناوار در ۱۵۸۹ به اوج خود رسید. قبل از تسلیم شدن کاتولیک ها، ۱۳،۰۰۰ پاریسی از گرسنگی جان خود را از دست دادند. هنری در شارتر تاجگذاری کرد و بالاخره در ۱۵۹۴ با روی آوردن به مذهب کاتولیک و با گفتن این جمله که "پاریس ارزش بسیاری دارد"، وارد این پایتخت شد.



قصر لوگزامبورگ، برای بیوه هنری چهارم

هنری چهارم دوباره غرور را به پاریس برگرداند و ارباب آن شد. او محله زیبای دیووژ و دافین را ساخت، کرانه های رودخانه را با اسکله های آرسنال، هورلوژ و Orfevres تزئین کرد، و حتی دستگاه هیدرولیک ساماراتی را ساخت که تا سال ۱۸۱۳ آب شیرین را به خانه های Right Bank پمپاژ می کرد. هنری لِبون روی (پادشاه هنری خوب) محبوب ترین پادشاه فرانسه و بدنام ترین مرد زنان بود. او کار پل پونوف (قدیمی ترین پل پاریس) و نیز باغ های مجاور آن، که گفته می شود در آنجا با زنان عیاشی می کرد، را به پایان رساند.
پاریس در طول پادشاهی لوئی سیزدهم (۴۳-۱۶۱۰) به ویژگی مدروز خود رسید که امروزه به یکی از شاخص های اصلی آن تبدیل شده است. خانه های باشکوه در امتداد خیابان فابورگ سن اونور سر به آسمان برده، و اوتِل ها (عمارات) باشکوهی در Marais ساخته شدند.



پرتره ماکسیمیلیان روبسپیر

این پایتخت با تاسیس چاپ و انتشارات رویال و آکادمی فرانسوا کاردینال ریشلیو قدرت خود در سطح کشور را افزایش داد.
پاریس بیش از گذشته نخبگان سرتاسر کشور را جذب خود کرد، هر چند بیش از آن بودند که به مذاق لوئی چهاردهم (۱۷۱۵-۱۶۴۳) خوش بیاید.
لوئی برای دور هم جمع کردن آریستوکرات های قدرتمند و مستقل خود تصمیم گرفت تا دربار را به ورسای منتقل کند، و درباریان را قانع کرد تا در خرابه ها زندگی کنند تا او بتواند در قصر باشکوه خود زندگی کند.
پاریس کم کم اهمیت سیاسی خود را از دست داد، اما با ژاردن تویلری و شانزه الیزه، و بنای لوور و بیمارستان اینوالید برای سربازان مجروح بیش از گذشته باشکوه به نظر می رسید.
این شهر با وجود آکادمی های هنر، ادبیات و علوم جدید و برپایی تئاتر کمدی فرانسوا (۱۶۸۰) و چند تئاتر دیگر به موقعیت فرهنگی قابل توجهی در اروپا دست یافت. در این دوران، جمعیت شهر به ۵۶۰،۰۰۰ نفر رسیده بود.
بااینحال نارضایتی مردم در حال افزایش بود، زیرا فساد و مالیات های سنگین برای جنگ های خارجی پرهزینه از ویژگی های مهم دوران جانشینان لوئی چهاردهم، لوئی پانزدهم ضعیف (۷۴-۱۷۱۵) و لوئی شانزدهم بی عرضه (۹۳-۱۷۷۴) بود. یکی از آخرین پروژه های ساخت رژیم کهن یک دیوار ۲۳ کیلومتری دورتادور شهر بود.
این پروژه که در سال ۱۷۸۴ شروع شد یکی عوامل مهم در ناآرامی های بعدی بود، زیرا در قسمت هایی از ساخت این دیوار برای کالاهای واردشده به شهر نیز مالیات دریافت می شد.
انقلاب
پاریس مرکز یک آشوب سیاسی بود که به انقلاب فرانسه منجر شد. شوک بعد از این آشوب در تمام فرانسه گسترش یافت تا اینکه تمام قاره اروپا را لرزاند. همه چیز با اعتراض به مالیات ها شروع شده و به حمله به امتیازات سلطنتی، آریستوکراسی و کلیسا تبدیل شد. روشنفکران طبقه متوسط با فقرا در راه این انقلاب همگام و همصدا شدند. انقلابیون قلعه-زندان باسیل را در ۱۴ جولای ۱۷۸۹ ویران کرده، و تا اعدام دشمنان جمهوری جدید پیش رفتند. اوج این انقلاب در ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳ بود که در آن لوئی شانزدهم از تخت برکنار شد. در حکومت ترور در سال بعد، چندین انقلابی لوئی را تا پای گیوتین بردند: کامیل دسمولین، سخنور آتشین؛ دانتون، که سعی کرد ترور را تعدیل کند؛ و سپس مردانی که ترتیب این برنامه را داده بودند، روبسپیر و سن-جاست.
امپراطوری اول
ناپلئون بناپارت در ۱۷۹۹ کنسول اول شد، و بعدها خود را امپراطور نامید. او برای پاریس تمام کارهایی را انجام داد که یک شهردار پرشور انجام می دهد و البته کشورگشایی های نظامی او هرگز مانع از انجام این کارها نشد. مثلا، در مسکو فرصت یافت تا طرح مجسمه های تئاتر کمدی فرانسوا را آماده کند. نقشه های دقیقی از پاریس و نقشه های معماری بناهای جدید همیشه در چمدان های او بودند
امپراطور برای تمام بناهای باشکوه خود— مثلا طاق پیروزی و ستون گراند-آرمی در محل وندوم— به پیشرفت های شهری خود بسیار مغرور بود: بهترین امکانات تامین آب، بهترین سیستم فاضلاب، بازارهای جدید محصولات غذایی و دولت شهری موفق و نیروی پلیس. بسیاری از اصلاحات او حتی بعد از شکست نهایی در ۱۸۱۵ پابرجا ماندند..
***

نظرات کاربران درباره کتاب راهنمای جامع سفر پاریس به زبان فارسی