مولانا جلالالدین محمد بلخی، یکی از بزرگ ترین شاعران و عارفان بزرگ فارسی است. شاعری که در بلخ، شهری در افغانستان، به دنیا آمد. سالها در قونیه،شهری در ترکیه امروزی، زندگی کرد. لقبش رومی بود ولی به فارسی میخواند و مینوشت و حرف میزد.
مولانا زندگی پر فراز و نشیبی داشت. بر سر ملیت او و نوع روابطش با شمس تبریزی و زندگیاش هم حرف و حدیث بسیار است. در این مطلب با زندگی مولانا، آثار مهم او، معروف ترین شعرهایش، رابطهاش با شمس تبریزی و فیلمهایی مثل مست عشق که بر اساس زندگی او ساخته شده حرف میزنیم.
بیوگرافی و زندگینامه کامل مولانا
اسم کامل مولانا، جلالالدین محمد بن محمد بن حسین بلخی است. او در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ به دنیا آمد. و در ۶۶ سالگی در قونیه از دنیا رفت. پدرش، بهاءالدین ولد، از عالمان و واعظان شناختهشده زمان خود بود. او از کودکی در خانهای بزرگ شد که در آن دین، ادبیات، تفسیر و عرفان حضور پررنگی داشت.
مولانا شاعر قرن هفتم هجری است. دورهای که در خراسان و ماوراءالنهر، اختلافهای سیاسی و مذهبی وجود داشت و از طرف دیگر، خطر حمله مغولان هر روز جدیتر میشد. خانواده او هم در همین فضای ناآرام از بلخ کوچ کردند و به قونیه رفتند. شهری که آن زمان بخشی از قلمرو سلجوقیان روم بود.
مولانا در کودکی موقع عبور از نیشابور، با عطار نیشابوری دیدار کرد و عطار کتاب «اسرارنامه» را به او داد. حتی میگویند که عطار درباره آینده او سخنی پیشگویانه گفته است.
مولوی از نظر زمانی تقریبا هم دوره سعدی هم بود. سعدی در شیراز بوده و او در قونیه. هر دو شاعر قرن هفتم هجری هستند. قرنی که با وجود همه آشوبهایش، چند چهره بزرگ ادبی و عرفانی به جهان فارسی هدیه داد.
او در قونیه شاگردان زیادی داشت و فقه درس میداد. تا اینکه در حدود ۳۷ سالگی با شمس تبریزی آشنا شد. شمس، درویشی بیقرار و متفاوت، در قونیه سر راه مولوی قرار گرفت و با پرسشها و نگاه تندش او را تکان داد. این دیدار کوتاه، مسیر زندگی او را عوض کرد. بعد از شمس، او دیگر فقط یک مدرس و فقیه نبود. به شاعری شوریده و عارفی عاشق تبدیل شد.
مولانا اهل کجاست؟
مولانا در بلخ به دنیا آمد. شهری تاریخی که امروز در افغانستان است ولی در قرن هفتم بخشی از ایران بوده. به همین دلیل است که به او مولانا جلالالدین محمد بلخی میگویند.
اما مسئله اینجاست که بیشتر عمرش را در قونیه، ترکیه، زندگی کرد و حتی آرامگاهش هم در آنجاست. بعضی از مردم او را به عنوان مولانا رومی میشناسند. یعنی کسی که در روم، یا همان آناتولی آن روزگار زندگی میکرد.
لیست تمام کتاب های معروف مولانا
آثار مولانا را میتوان به دو گروه کلی تقسیم کرد:
- آثار منظوم یعنی نوشتههایی که به شعر نوشته شدند. مثل مثنوی معنوی، دیوان شمس تبریزی و رباعیات مولانا.
مثنوی معنوی
مثنوی معنوی مهم ترین اثر مولانا و یکی از بزرگ ترین آثار عرفانی ادبیات فارسی است. این کتاب در شش دفتر نوشته شده و در آن مولانا با کمک داستان، حکایت، تمثیل، آیه، حدیث و گفت و گوهای شاعرانه، درباره انسان، خدا، عشق، رنج، نفس، معرفت و مسیر سلوک حرف میزند. بسیاری از داستانهای مشهور مولانا، مثل نی نامه، طوطی و بازرگان، موسی و شبان و فیل در تاریکی در مثنوی آمدند.
دیوان شمس تبریزی
دیوان شمس یا دیوان کبیر، مجموعه غزلها، ترجیعات و شعرهای شورانگیز مولاناست. این اثر به نام شمس تبریزی نامگذاری شده، چون بسیاری از شعرهای آن از تجربه عمیق مولانا بعد از ملاقات با شمس و در فقدان او نوشته شدند. دیوان شمس کتاب شور، رقص و عشق است.
رباعیات مولانا
مجموعهای از رباعیات نیز به مولانا نسبت داده شده است. البته درباره انتساب همه رباعیات به مولانا میان پژوهشگران بحثهایی وجود دارد.
- آثار منثور که به نثر نوشته شدند. مثل فیه ما فیه، مجالس سبعه و مکتوبات.
فیه ما فیه
فیه ما فیه مجموعهای از گفتارها و مجالس مولاناست.
مجالس سبعه
مجالس سبعه شامل هفت مجلس یا خطابه از مولاناست. این کتاب بیشتر حالوهوای وعظ و سخنرانی دارد و نشان میدهد مولانا پیش از شهرت شاعرانۀ خود، چگونه با مخاطبانش سخن میگفته است.
مکتوبات
مکتوبات مجموعه نامه های مولاناست. این نامهها به اشخاص گوناگون نوشته شدند و برای شناخت جایگاه اجتماعی، روابط و زبان روزمره مولانا اهمیت دارند.
بهترین اشعار کوتاه مولانا
بشنو از نی چون حکایت میکند از جداییها شکایت میکند
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
از محبت تلخها شیرین شود از محبت مسها زرین شود
آیا مولانا اشعار عاشقانه داشت؟
مولانا در طول زندگیاش بارها و بارها اشعار عاشقانه نوشت اما هر بار نگاهش به عشق چیزی تازه بود.
شعر عاشقانه در جوانی مولانا
او در جوانی فقیه بود. برای همین در این دوره عشق در شعرهای عاشقانهاش معنای عرفانی دارد. او عشق را چیزی فراتر از یک احساس زودگذر میبیند.
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
شعرهای عاشقانه بعد از دیدن شمس
شمس برای مولانا فقط یک دوست یا استاد نبود. آینهای بود که مولانا در آن بخش تازهای از وجود خودش را دید. بعد از این شعرهای مولانا شوریدهتر میشود و عشق به مهم ترین موضوع زندگیاش تبدیل میشود.
ای عشق تو در جان و دل و دیده مایی بیتو نفسی نیست که آرام نمایی
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را
بعد از رفتن شمس از قونیه
در اینجا مولانا با تجربه فراق روبهرو میشود. عشق برای او با رنج، انتظار و سوختن همراه است.
بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو، چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو، بیتو به سر نمیشود
عشق پخته
مولانا از یک رابطه شخصی فراتر میرود. او کمکم عشق را نیرویی میبیند که در همه جهان جاری است؛ نیرویی که انسان را از خود کوچک و محدودش جدا میکند و به حقیقت بزرگتری میرساند.
عاشقان را شادمانی و غم اوست دستمزد و اجرت خدمت هم اوست
غیر معشوق ار تماشایی بود عشق نبود هرزه سودایی بود
عشق آن شعلهست کو چون بر فروخت هرچه جز معشوق باقی جمله سوخت
تیغ لا در قتل غیر حق براند در نگر زان پس که بعد لا چه ماند
عشق در پایان عمر
مولانا عشق را دیگر نه یک اتفاق بیرونی، بلکه بخشی از ذات انسان میبیند جایی که مرز میان عاشق، معشوق و عشق کمرنگ میشود.
من ز عشق استم که عشق است از من من ز جانانم که جانان است من
نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد آواره عشق ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد
تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم خود را چو فنا دیدم آهسته که سرمستم
هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم نور دل ادریسم آهسته که سرمستم
شناخته شده ترین شعر مولانا چیست؟
بعضی از شعرهای او خیلی شناخته شده تر و معروف ترن. شاید چون خوانندگان زیادی برای آهنگ هایشان سراغ شعرهایش رفتند. مثل:
اشعار مولونا صدای شهرام ناظری
اندک اندک جمع مستان میرسند اندک اندک می پرستان میرسند
دلنوازان نازنازان در ره اند گلعذاران از گلستان میرسند
یا این شعر از دیوان شمس که ناظری خوانده:
یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا
نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی سینه مشروح تویی، بر در اسرار مرا
غزل ها:
مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو
ای شه و سلطان ما ای طربستان ما در حرم جان ما بر چه رسیدی بگو
شعرهای مولوی با صدای محمدرضا شجریان
رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند مستی ز جامت میکنند مستان سلامت میکنند
در عشق گشتم فاشتر وز همگنان قلاشتر وز دلبران خوش باشتر مستان سلامت میکنند
اثری از مولوی در صدای محسن نامجو
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
معروف ترین فیلم و سریال های مولانا؛ داستان فیلم و سریال ها چیست؟
فیلم مست عشق
مست عشق فیلمی تاریخی و عاشقانه به کارگردانی حسن فتحی است. این فیلم محصول مشترک ایران و ترکیه است و بازیگرانش هم ایرانی و ترکیهای هستند. مثل پارسا پیروزفر، شهاب حسینی، حسام منظور، هانده ارچل و سلما ارگچ و…
این فیلم به بخشی از زندگی مولانا جلال الدین محمد بلخی و رابطه او با شمس تبریزی میپردازد. داستان فیلم در قرن هفتم هجری و در شهر قونیه میگذرد. زمانی که مولانا هنوز بیشتر به عنوان عالمی بزرگ و مدرس شناخته میشود.
داستان فیلم از جایی آغاز میشود که شمس تبریزی وارد زندگی مولانا میشود. شمس، درویشی متفاوت است که نگاه تازهای به عشق، خدا و زندگی دارد. دیدار این دو، نقطهای مهم در زندگی مولاناست.
سریال جلال الدین
جلال الدین مجموعهای تاریخی و زندگینامهای به کارگردانی شهرام اسدی و آرش معیریان است که به سالهای کودکی و نوجوانی جلالالدین محمد بلخی، معروف به مولانا، میپردازد.
داستان سریال در دوره حمله مغول به ایران میگذرد. زمانی که حکومت خوارزمشاهیان با بحران بزرگی روبهرو شده بود. در این میان پدر مولانا بهعنوان عارفی بزرگ در برابر برخی شیوههای حکومتی میایستد و جلالالدین نوجوان شاهد این اتفاقات و تحولات زمانه است. از این سریال فقط یک فصل پخش شده.
سریال رومی
رومی مجموعهای تاریخی محصول ترکیه است که به بخشی از زندگی جلالالدین محمد بلخی، معروف به مولانا، و آشنایی سرنوشتساز او با شمس تبریزی میپردازد.
داستان سریال در شهر قونیه و در دورهای روایت میشود که مولانا بهعنوان عالمی شناختهشده جایگاه اجتماعی مهمی دارد. ورود شمس تبریزی به زندگی او، مسیر فکری و روحی مولانا را تغییر میدهد و او را با نگاه تازهای به عشق، عرفان و معنای زندگی روبهرو میکند.
این مجموعه تلاش میکند فضای تاریخی قونیه، رابطه میان مولانا و شمس و تحولی را که پس از این دیدار در شخصیت و اندیشه مولانا شکل گرفت، به تصویر بکشد؛ همان تحولی که بعدها در شعرهای شوریده و عاشقانه دیوان شمس بازتاب پیدا کرد.
نویسندگان زیادی برای نوشتن کتابهایشان سراغ زندگی مولانا رفتند. از جمله معروف ترین این آثار میتوان به ملت عشق نوشته الیف شافاک اشاره کرد.
چرا مولانا عاشق شمس شد؟ حکایت شمس و مولانا در مورد چیست؟
واقعیت این است که شمس مولانا را به چالش کشید. شمس جهان را متفاوت میدید و این تفاوت را به مولانا نشان داد. روایت مشهوری از نخستین دیدار این دو وجود دارد. گفتهاند شمس در همان دیدار از مولانا پرسید: «بایزید بسطامی بزرگتر است یا پیامبر؟» مولانا پاسخ داد که جایگاه پیامبر بالاتر است. شمس سپس پرسید: «پس چرا بایزید گفت سبحانالله، چه مقام بزرگی دارم. اما پیامبر میگفت خدایا، آن گونه که شایسته شناخت توست، تو را نشناختیم؟»
داستان شمس و مولانا به زبان ساده
قبل از دیدن شمس، مولانا عالمی بزرگ و محترم در قونیه بود. مردم برای پرسشهای دینی و علمی سراغش میآمدند، شاگردان زیادی داشت و زندگیاش بر پایه درس، تدریس و جایگاه اجتماعیاش میگذشت.
اما شمس تبریزی آدم متفاوتی بود. شمس درویشی بود که سالهای زیادی سفر کرده بود و نگاهش به زندگی با آنچه مولانا تا آن زمان دیده بود فرق داشت.
شمس با گفتوگوهایش مولانا را وادار کرد جور دیگری به زندگی نگاه کند. این رابطه برای همه اطرافیان مولانا قابل قبول نبود. شاگردان و نزدیکان او احساس میکردند شمس باعث شده مولانا از زندگی قبلیاش فاصله بگیرد. همین مخالفتها باعث شد شمس چند بار قونیه را ترک کند.
بعد از رفتن شمس، مولانا دچار اندوه و بیقراری شد اما همین دوری به یکی از مهمترین دورههای شعر او تبدیل شد. بسیاری از غزلهای عاشقانه و شوریده دیوان شمس از همین تجربه فراق و دلتنگی شکل گرفت.
شعر آینه مولانا درمورد چه چیزی نوشته شده؟
شعرهای کلاسیک معمولا مثل شعر امروز عنوان مستقل ندارند و با مطلع یا شماره غزل شناخته میشوند برای همین شعری مولانا شعری به اسم آینه ندارد اما آینه یکی از تصویرهای مهم و تکرارشونده در شعر مولاناست. در دیوان شمس چند غزل هست که آینه در آنها نقش اصلی دارد.
دلم چون آینه خاموش گویاست به دست بوالعجب آیینه داری
کز او در آینه ساعت به ساعت همیتابد عجب نقش و نگاری
ای دل چون آهنت بوده چو آیینهای آینه با جان من مونس دیرینهای
در دل آیینه من در دل من آینه تن کی بود محدثی دی و پریرینه
هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو در آینه درتابی چون یافت صقال تو
آیینه تو را بیند اندازه عرض خود در آینه کی گنجد اشکال کمال تو
لیست کتاب های صوتی و پادکست های درمورد مولانا
کتاب های صوتی:
- کتاب صوتی به دنبال مولانا اثر ماهرخ دبیری
- کتاب صوتی دوره پرسش های انسان این روزگار از مولانا اثر مصطفی ملکیان
- کتاب صوتی کیمیا دختر مولانا اثر ولید علاءالدین
- کتاب صوتی ملت عشق اثر الیف شافاک
- کتاب کیمیا خاتون اثر سعیده قدس نشر چشمه
- کتاب صوتی مولوی اثر داریوش عابدی
- دوره آشنایی با زندگی، آثار و اندیشه های مولوی
- پادکست کتاب کست، اپیزودهای قصههای مثنوی معنوی مثل قسمتهای درس طوطیها و حکم ناحق
- مثنویخوانی که شرح و خوانش بیت به بیت مثنوی با زبان ساده است.
- درسگفتار شرح مثنوی که عبدالکریم سروش درسگفتارهای مثنوی را روایت میکند.
- پادکست ایستگاه مولانا که شرح و تفسیر مثنوی معنوی است.














